نازبردی گرکز

نازبردی گرکز

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



diegesis١١:٤١ - ١٣٩٦/١٠/٢٥نَقل، داستانگزارش
14 | 0
کریم الجد٠٧:١٩ - ١٣٩٦/١٠/٢٣کریم العطاء؛بسیار بخشندهگزارش
0 | 0
میسار٠٧:١٧ - ١٣٩٦/١٠/٢٣مبالغه از یَسَرَ: کشتن و تقسیم کردن شتر، کنایه از سخاوتمندیگزارش
0 | 0
اصیب٠٧:١٥ - ١٣٩٦/١٠/٢٣ماتَ؛مُردگزارش
0 | 0
سانحه١١:٠٦ - ١٣٩٦/١٠/٢٢آهو یا پرنده ای که از سمت راست به چپ بگذرد که به فال بد گیرند. ( به هنگام صید و شکار )گزارش
2 | 1
مقت٢٢:٢١ - ١٣٩٦/١٠/١٧گناهگزارش
7 | 1
کروم١٣:٣٣ - ١٣٩٦/١٠/١١جمع کرم: تاک، درخت انگورگزارش
0 | 0
میزاتی١٣:٢٥ - ١٣٩٦/١٠/١١ویژگی های منگزارش
5 | 0
بنی١٣:١٨ - ١٣٩٦/١٠/١١بُنِّی:قهوه ای رنگ، از بُنّ:دانه قهوه ی ( یاءِ نسبت ) "و لَونُ العَینِ. . . بُنِّی" "رنگ چشم. . . قهوه ای" شعری از محمود درویشگزارش
7 | 1
هر٢٣:٢٦ - ١٣٩٦/١٠/٠١قط، گربهگزارش
23 | 1
قط٢٣:٢٦ - ١٣٩٦/١٠/٠١هِرّ، گربهگزارش
16 | 1
سائق١٩:٣٩ - ١٣٩٦/١٠/٠١ساربان. جلودارگزارش
34 | 2
دوت١٩:٣٢ - ١٣٩٦/١٠/٠١فعل ماضی از مصدر: تدویة: غرّیدن. بیشتر، غرّش رعد است.گزارش
5 | 1
سوافر٠٩:٣٨ - ١٣٩٦/٠٩/٢٩ج سافره:بی حجاب. از مصدر سفورگزارش
2 | 0
سفور٠٩:٣٦ - ١٣٩٦/٠٩/٢٩بی حجابی. کشفگزارش
2 | 0
طیب الاعراق٠٩:٢٨ - ١٣٩٦/٠٩/٢٩پاکیزه و اصیلگزارش
2 | 0
بلج١١:٤١ - ١٣٩٦/٠٩/٢٧گشاده رویی، گشایش میان ابروان ابلج:گشاده رو، مهمان دوستگزارش
0 | 0
بو١١:٠٦ - ١٣٩٦/٠٩/٢٧پوست بچه شتر که آن را از کاه می انباشتند تا مادرش با دیدن آن تصور کند که بچه اش زنده است و شیرش جاری شود.گزارش
5 | 0
ثکلی١١:٠٤ - ١٣٩٦/٠٩/٢٧عجول؛زن فرزند مرده، شتر بچه مردهگزارش
5 | 0
هب١٧:٢٤ - ١٣٩٦/٠٩/٢٦از افعال دو مفعولی است: فرض کنگزارش
5 | 1
معسول١٦:٣٠ - ١٣٩٦/٠٩/٢٦عسلی:شیرین شعر "نهایه السّلم" از نازک الملائکه . . . استنفد ایامی و اجر غدی المعسولگزارش
2 | 0
الفظه١٥:٣٣ - ١٣٩٦/٠٩/٢٦ستبر، خشن. صفت از مصدر فظاظه:ستبریگزارش
5 | 0
خطی١٤:٥٥ - ١٣٩٦/٠٩/٢٦جمع خطوَه:گام. قدمگزارش
2 | 1
منطفئ١٤:٤٥ - ١٣٩٦/٠٩/٢٦اسم فاعل از انتفاء:خاموش شدنگزارش
2 | 0
decontextualized١٨:٣١ - ١٣٩٦/٠٩/٢٢زمینه زداییگزارش
12 | 1
سمک محشی١٩:١٦ - ١٣٩٦/٠٩/٢١ماهی شکم پرگزارش
2 | 0
syuzhet١٢:٠٤ - ١٣٩٦/٠٨/٠٧پیرنگگزارش
5 | 1