فرید گودرزی

فرید گودرزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



opressed١٥:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢١تحت فشار قرار گرفته، در رنج قرار گرفتهگزارش
0 | 0
overcook١٧:١٦ - ١٣٩٨/٠٣/٢٧سوزاندن، بیش از حد پختن غذاگزارش
7 | 1
spit١٦:٣٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٧قطرات داغ غذا زمانی که در حال پختن به بیرون پرتاب میشود که به آن spitting گفته میشودگزارش
28 | 1
twist tie١٥:٤٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٧بندهایی که با آنها کیسه های پلاستیکی یا کاغذی را مسدود میکنند، که معولاً دارای پوشش پلاستیکی یا کاغذی هستند. برای مثال بندهایی که کارخانه با آنها سی ... گزارش
2 | 1
implement١١:٣٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٣به کارگیریگزارش
60 | 1
given١٩:٥٣ - ١٣٩٨/٠٣/١٩مورد نظرگزارش
28 | 1
compliance١٨:١٩ - ١٣٩٨/٠٣/١٩توافقی گزارش
16 | 1
meeting١٤:٥٧ - ١٣٩٨/٠٣/١٩مواجه شدن گزارش
14 | 3
metrics١٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٣/١٩معیارهاگزارش
37 | 1
say١٢:٥٧ - ١٣٩٨/٠٣/١٧برای مثال گزارش
122 | 3
stacking١٤:٣٨ - ١٣٩٨/٠٣/١٤پشته بندیگزارش
2 | 1
interests١٣:٠٠ - ١٣٩٨/٠٣/١٠منافع، خواسته ها، اهدافگزارش
34 | 1
salami slicing١٠:٤٧ - ١٣٩٨/٠٣/١٠روند تدریجی کاهش اندازۀ چیزی با انجام یکسری اقدامات پی در پی گزارش
2 | 1
revalidation٠٢:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/٠٤تمدیدگزارش
2 | 1
flagging authorities١٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٩مقامات یا مراجع ثبت پرچم کشتی های تجاری که تحت قوانین و تصدیق یا گواهینامه ی داده شده توسط مقامات مذکور در دریا فعالیت می کنند. که هر کشتی فقط در یک ... گزارش
0 | 1
astounding٠٨:٥٩ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦مبهوت کننده، بهت انگیز گزارش
21 | 1
genetically modified food١٥:٥٦ - ١٣٩٨/٠١/٣٠مواد غذایی اصلاح ژنتیک شده یا " تراریخته"گزارش
51 | 1
microevolutionary١٩:١٦ - ١٣٩٨/٠١/١٨تکامل میکروبیگزارش
0 | 1
reactive oxygen species١٥:٣٦ - ١٣٩٨/٠١/١٨گونه های اکسیژن واکنشیگزارش
5 | 1
watertight plotting٠١:٠٩ - ١٣٩٨/٠١/١٧دسیسه بی عیب و نقص، توطئه بی نقصگزارش
0 | 1
struck٠٠:٣٣ - ١٣٩٧/١٢/٢٨ضرب سکه، ضرب شدن سکه گذشته strike به معنی ضرب شدنگزارش
23 | 1
flailing economy٠١:١٢ - ١٣٩٧/١٢/٢٢اقتصاد ناپایدار گزارش
2 | 1
timid٠٠:٥٨ - ١٣٩٧/١٢/٢٢کم، مقدار کمگزارش
14 | 2
repatriating٠٠:٣٩ - ١٣٩٧/١٢/٢٢به میهن بازگرداندن ( برای مثال: پناهنده ها )گزارش
0 | 1
improbable١٢:٤١ - ١٣٩٧/١٢/١٥دور از تصور گزارش
48 | 1
countering١٢:١٣ - ١٣٩٧/١٢/١٥مواجه شدن، روبرو شدنگزارش
9 | 1
mediate١٨:٣٤ - ١٣٩٧/١٢/١٢متعادل کردنگزارش
16 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



ripple١٦:٠٥ - ١٣٩٧/١٢/١٥
• A ripple of fear passed through him.
موجی از ترس از بدنش گذشت.
0 | 1