اسماعيل جعفرى

اسماعيل جعفرى اسماعیل جعفرى دنداپزشک ٣٣ساله و معرفی خود را با شعرى از شاعر بزرگ عطار نیشابورى به پایان میرسانم
که بسیار کوتاه و مفید میگه؛
هر چه در فهم تو اید ، ان بُود مفهوم تو

با سپاس .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



اردودار١٤:٠٧ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠اردودار: رهبرى ، مدیریتی عمل کردن . مدیریت پادشاهی.گزارش
0 | 0
cuticular٠١:٣١ - ١٣٩٧/٠٧/١٣بیشتر کاربرد علمی در زمینه ى جراحی و بخیه زدن نوع بخیه sub cuticular بخیه پنهان شده در پوستگزارش
0 | 0
منت گزار٠٠:٥٧ - ١٣٩٧/٠٧/١٣مِنت گزار : سپاسگزارگزارش
14 | 0
منت گذار٠٠:٣٧ - ١٣٩٧/٠٧/١٣منت گذار یا منت گزار ؟؟همیشه به یک شکل شنیده مشود منت گذار : شخصی بر شخص دیگر دستور بدهت که شخص دستور دهنده خودش را بالاتر از شخصی که به او دستور می ... گزارش
9 | 0
گلمت٠٩:٣٣ - ١٣٩٧/٠٦/٢٢گلمت: کنایه از مچاله کردن است . پارچه را گلمت کن گزارش
0 | 0
دمن١٤:٠٨ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠دمن زمین تپه دار ، زمین ناهم صطح طبیعی. دل که تنگ است به کجا باید رفت؟! به در و دشتو دمن یا به باغو گلو گلزارو چمنگزارش
7 | 1
هیزدرد١١:١٩ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠هیزد درد به افرادى گفته میشود که در برابر درد جسمی که دارند بشتر از ان شدت درد اه و ناله کنند. . ضعف خودرا بیشتر نشان دهند رنی در اوج ادب زایمان م ... گزارش
14 | 1
رطل١٥:٤٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٩رطل پیمانه ، پیاله مِی راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد شعری بخوان که با آن رطل گران توان زد گزارش
9 | 0
چنبر١٥:٣٩ - ١٣٩٧/٠٦/١٩چنبر مترادف:حلقه ، دایره، حصار دایره یا حلقه ى گرفتارى که انسان از ان ازاد میشود. گزارش
7 | 1
ظهرجبین١٢:٤٤ - ١٣٩٧/٠٦/١٩ظُهرجبین مترادف :درخشان روى ، ماه پیشانی. اشاره به چهره ى زیبایی که با چشم دل باید دید .گزارش
0 | 0
طره١٥:٥٤ - ١٣٩٧/٠٦/١٨طُره مترادف طره : انباشته ، پرپُشت، خرمن اى سلسله مو دستی بر طره پر خم زن یک سلسله مو بگشا ، صد سلسله برهم زن.گزارش
12 | 1
بینی٠٩:٠٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٨بینی به معناى دماغ نیست وقتى که با غضروف سر استخوان متصل به چشمها کامل میشود و" بینی "همان بینش یا افکار درونی که از طریق چشمان عالم یا جهان برونی ر ... گزارش
0 | 0
دماغ٠٨:٥٥ - ١٣٩٧/٠٦/١٨دماغ جلو قرار گرفته پیش قرار گرفته و فرق دماغ با بینی که از اسمش بسیار روشن است بسیار است بینی: ایا با دماغ، بینی ؟بینی از بینش و افکار درونی میاد ... گزارش
12 | 1
فرشگرد١٧:٠٤ - ١٣٩٧/٠٦/١٧فرشگَرد پاک کردن جهان هستی از تمام ناپاکیها و اهریمن با بکار گیرى انسانهاى خردمند ، فرهیخته و فرزانه برون امده از ایین مَزدَیَسنا فرشگرد یک اصل از ا ... گزارش
71 | 0
مینوى١٧:١٨ - ١٣٩٧/٠٦/١٦مینوى جهانی خارج از معنویت . . جهان درونی ، جهان علم، دانش ، خردمندى، فرزانگی، فرهیختگیگزارش
0 | 0
سکراور١٥:٠١ - ١٣٩٧/٠٦/١٦سُکر اور شادى لذت بخش برونی که از نفس انسان سرچشمه میگیرد.گزارش
0 | 0
بچند٠٨:٢٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٥خرت بچند معمولا در یک ضربة ال مثل بکار میره و کاربد بیرونی بسیار کم است چون که انسان با درون پاک بکمیاب است و اگر کسی این ضرب المثل رو براى خودش که ا ... گزارش
0 | 0
هالو٠٠:٠٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٩هالو در فرهنگ زبان پارسی مردم ساده دل ، روشن دل ، شفاف ، درون پاک را هالو خطاب میکنند و در فرهنگ کنونی ما به انسان گول خورنده ضعیف و نادان میگویند ه ... گزارش
23 | 1
بدر١٩:٢٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨بِدَر چَم ( معنی ) واژه ى بِدَر ؛پاره پاره کردن ، دَردیدن شیرها شکم شکار را دریدند. . دستور :شکمش را بِدَرانیدگزارش
9 | 1
مدر١٩:١٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨مَدَر چَم ( معنی ) واژه مدر ؛ پاره پاره نکردن . جامه ى خود را مدر، عشق مرا دید و بگفت ، امدم نعره مزن ، جامه مَدَر ، هیچ مگوىگزارش
7 | 0
هین١١:٥٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨هین چم واژه؛ اکنون ، بدون وقفه ، تو ز چشم انگشت را بردار، هین وآنگهانی هر چه میخواهى ببینگزارش
2 | 0
زنگار١١:٣١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨زَنگار چَم ( معنی ) ؛نمایانگر ، نشان دهنده، زنگار درونی هستی و فکر انسان زنگار برونی ظاهر انسانگزارش
32 | 2
گر١١:١٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨گَر واژه ى گر ، گَرى چم ( معنی ) :ناتوان ، برگ ریخته، از پا افتاده احتماها بر دواها سر ور است زانکه خاریدن، فزونیِ گر استگزارش
30 | 3
خوتن١٣:٥٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧واژه؛ خوتَن خوتن: دمیده شدن. دمیده شدن روح یک انسان در وجود انسان دیگر. دو روح در یک وجود. من با تو چنانم اى نگار خوتنی کَن در غلطم که من توئم یا ... گزارش
12 | 1
ببن٢٠:٤٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٤بِبَن بَن :مزرعه ، کشتزار بِ بَن ؛ به کشتزار بذرى اورده شد . . � چواین نامور نامه آمد ببن ز من روی کشور شود پرسخنگزارش
0 | 0
نامور٢٠:٤٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٤ناموَر انسان بزرگ ، خردمند ، فرزانهگزارش
5 | 1
مرکبش٢١:٤٢ - ١٣٩٧/٠٥/١٤واژه: مرکبش پیشنهاد معنی واژه تنها تکیه گاه ریشه اى که اورا نگه داشته جوهر هستی طفل تا گیرا و تا پویا نبود مرکبش جز شانه ى بابا نبود گزارش
5 | 0