برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مهسا امینی

مهسا امینی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 عامل
حاکم
والی
١٣٩٩/١٠/١١
|

2 -صورت
-چهره
١٣٩٩/١٠/١١
|

3 لیگ برتر خلیج فارس یا لیگ برترفوتبال ایران؛ بعد از لیگ آزادگان در تاریخ :
۱۱ آبان سال ۸۰
با حضور چهارده تیم به طور رسمی آغاز به کار کرد. ...
١٣٩٩/١٠/١١
|

4 -زبان اولیه که دیگر زبانها از آن به جود آمده اند. ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

5 در علم زبانشناسی:
نوعی تغییر در صداهای موجود در یک زبان که در طول زمان تغییر کرده اند.
اضافه کردن یک صدا( حرف) به ابتدای یک کلمه
مانند:
١٣٩٩/١٠/٠٤
|

6 در علم زبان‌شناسی:
نوعی تغییر در صداهای یک زبان که در طول زمان به وجود می‌آید.
اضافه کردن صدا (حرف)به وسط یک کلمه
مانند:
spinel ---- ...
١٣٩٩/١٠/٠٤
|

7 -غرابت : پیچیدگی
-قرابت : نزدیکی
١٣٩٩/١٠/٠٤
|

8 -دستورالعمل‌های هدایت، کنترل و استفاده از سخت افزار برای انجام کارهای معین است. ١٣٩٩/١٠/٠٣
|

9 -تجهیزاتی که از ترکیب سخت افزار و نرم‌افزار به وجود می‌آید.
به عبارتی؛ آن دسته از قطعات سخت افزاری که روی آنها نرم‌افزار نوشته شده است . مانند Rom
١٣٩٩/١٠/٠٣
|

10 -مجازات
-کیفر
١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

11 -نام درختی است در آسمان هفتم که آن را سدره المنتهی گویند ١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

12 -دنباله ١٣٩٩/٠٨/٠٣
|

13 -چاقوی فلزی نوک تیز
-تیغ جراحی
١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

14 -امضا کردن نامه و فرمان ١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

15 در زبان شناسی :
-افزایش معنایی
مخالفِ (کاهش معنایی underextention)
١٣٩٩/٠٧/٠٧
|

16 در علم زبان‌شناسی : 'واژه نگاشت'
-when symbols come to be used to represent .word in a language
-نشانی واحد که نماینگر یک واژه است .
مثل خ ...
١٣٩٩/٠٧/٠٧
|

17 -قید و شرط
-نکته
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

18 نسر : کرکس
نصر: یاری
نثر:مقابل شعر ،پراکندن
١٣٩٩/٠٦/٠٤
|

19 -عقد جعاله یعنی: انسان قرار بگذارد در مقابل کاری که برای او انجام می‌دهند؛مالی معینی را بدهد.
به کسی که این قرار را می‌گذارد (جاعل) و به کسی که ک ...
١٣٩٩/٠٦/٠٢
|

20 -شجاعت ١٣٩٩/٠٥/٢٨
|

21 is an approach to linguistics which studies how a language changes over a period of time , also called (historical linguistic) ١٣٩٩/٠٥/١٦
|

22 -خلل ١٣٩٩/٠٥/١٤
|

23 -اضافی
-مازاد
-زیادی
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

24 -طوفان
-هیجان
-سروصدا
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

25 -ملامت
-وقیعت
١٣٩٩/٠٤/٢٥
|

26 فُشار: بیهود‌گویی
فِشار: فعل امر از مصدر فشردن
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

27 طاس: آویزه ای از طلا و نقره
تاس:کاسه‌ی مسی
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

28 -اثیر:کره‌ی آتش
-اسیر: گرفتار
-عصیر: آب‌میوه
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

29 -خلیده
-خسته
-آزرده
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

30 نطع/سماط/خوان----->سفره ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

31 -راغ/تیه/ هامون/ بادیه---->بیابان ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

32 طیلسان واژه عربی(معرب یا واژه دخیل) که برابرِ فارسی آن(‌تالشان)به معنای ؛ جامه بلند و گشاد ، ردا ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

33 -نوعی نیزه‌ی کوچک
زوبین
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

34 -تسمه
-ریسمان
فتراک: تسمه و دَوالی که از پس و پیش زین اسب می‌آویزند - ترک بند
چرم و پوست
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

35 -عدلیه
یارغوچی: قاضی
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

36 -ناامیدی
-بی‌نصیبی
-مایوس
-خایب
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

37 -هم‌نشین ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

38 -اجازه حضور پیدا کردن ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

39 سُفت: دوش و کتف ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

40 -قر دادن
-جاسازی
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

41 -انواع ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

42 -فرمان بردن ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

43 -دور شمردن ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

44 -عقب
-پس
-پشت
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

45 -کیسه‌ی پول ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

46 -چماق
-گرز بزرگ
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

47 -احمق ١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

48 -وقار
-حشمت
-سطوت
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

49 -رشته
-نخ
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|

50 -ازهار: شکوفه ها
-اظهار: بیان کردن
١٣٩٩/٠٤/٢٤
|