مهدی نصر

مهدی نصر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



untested١٩:٣٠ - ١٤٠١/٠٧/٠٩امتحان نشدهگزارش
0 | 0
troublesome١٥:٤٣ - ١٤٠١/٠٧/٠٨عذاب آورگزارش
0 | 0
desirous١٨:٢٤ - ١٤٠١/٠٧/٠٧میل آگینگزارش
0 | 0
wishful thinking١٨:٣٢ - ١٤٠١/٠٧/٠٣خیال اندیشی؛ محال اندیشیگزارش
0 | 0
appetitive٢١:٢٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٤شَهَویه؛ بویژه در ترکیب قوهٔ شهویهگزارش
0 | 0
unlettered١٩:٠٩ - ١٤٠١/٠٣/١٩اُمّیگزارش
0 | 0
nascent٠١:٠٥ - ١٤٠١/٠٣/١٩نوپدیدگزارش
0 | 0
two track٠٣:٠٢ - ١٤٠١/٠٣/٠٨دوباندیگزارش
0 | 0
backwater١٩:٥٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٧ده کورهگزارش
0 | 0
weltschmerz١٩:١٩ - ١٤٠١/٠٣/٠١غم عالم؛ جهان رنجوریگزارش
0 | 0
dirt poor١٩:٥٣ - ١٤٠١/٠٢/٣٠( به عنوان صفت ) یک لاقبا؛ آسمان جلگزارش
0 | 1
nonconformist١٩:٥٠ - ١٤٠١/٠٢/٣٠تک روگزارش
0 | 0
mogul١٩:١٦ - ١٤٠١/٠٢/٢٣کله گندهگزارش
14 | 0
prudish١٣:١٧ - ١٤٠١/٠٢/٢٣مأخوذبه حیاگزارش
0 | 0
morality play١١:٤٨ - ١٤٠١/٠٢/٢٣اخلاق نامه؛ تمثیل نامهٔ اخلاقیگزارش
5 | 0
good sport٠٤:٢٠ - ١٤٠١/٠٢/٢٣لوطیگزارش
0 | 0
conformist٠٤:٠٤ - ١٤٠١/٠٢/٢٣دنباله روگزارش
2 | 0
heroize٠٤:٠١ - ١٤٠١/٠٢/٢٣قهرمان سازیگزارش
0 | 0
pandemonium٠٢:١٤ - ١٤٠١/٠٢/٢٣بازار شامگزارش
2 | 0
inedible١٥:١٠ - ١٤٠١/٠٢/٢٢حرام گوشتگزارش
0 | 0
diffidence٠٠:٢٤ - ١٤٠٠/١٠/٢٦حجب وحیاگزارش
0 | 1
muffle٢٠:٥٤ - ١٤٠٠/١٠/٢٥تمَجمُجگزارش
0 | 1
religiosity٠٢:٠٣ - ١٤٠٠/١٠/٢٢دین آگینیگزارش
0 | 0
dividing line٢٢:٤٦ - ١٤٠٠/١٠/٢١خط فارِق. نقطهٔ تعیین کننده؛ لحظهٔ سرنوشت سازگزارش
0 | 0
far reaching١٦:٠١ - ١٤٠٠/١٠/١٧جامع التأثیرگزارش
5 | 1
unwieldy٠٠:٥٣ - ١٤٠٠/١٠/١٧بدقلق. فرمان ناپذیرگزارش
2 | 0
put his cards on the table١٧:٠٢ - ١٤٠٠/١٠/١٥رو کردن هرچه فرد در چنته داردگزارش
2 | 0
light hearted١٤:٥١ - ١٤٠٠/١٠/١٥شوخ وشنگگزارش
7 | 0
fair minded٢١:١١ - ١٤٠٠/١٠/١٤جامع نگرگزارش
0 | 1
dandyism١٩:٣٤ - ١٤٠٠/١٠/٠٨( در معنای صراحتاً منفی ) قرتی گری ( در معنای کمابیش خنثی تر مورد استفاده در کشورهای غیرغربی ) فرنگی مآبیگزارش
0 | 0
affordance٠٢:١١ - ١٤٠٠/٠٩/١٥خوش دستیگزارش
0 | 1
blacken٢٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٧مُشوّه کردنگزارش
0 | 0
magnate١٨:١٠ - ١٤٠٠/٠٨/١٨کله گندهگزارش
12 | 0
industrialism١٦:٢٠ - ١٤٠٠/٠٨/١٨صنعت مداریگزارش
2 | 0
make a go of it١٨:٣٩ - ١٤٠٠/٠٨/١٦به عنوان اصطلاحی غیررسمی: �ترکاندن� ــ مثل وقتی که می گوییم طرف در کار ساخت وساز ترکانده است؛ کار کسی حسابی گرفتن.گزارش
7 | 0
good sense١٦:١٩ - ١٤٠٠/٠٨/١٥قدرت تشخیصگزارش
0 | 0
closure٢٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٨/١٤اتمام؛ تتمیمگزارش
0 | 0
desperately١٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٨/١٢مذبوحانهگزارش
9 | 0
destitution٢٣:٥٢ - ١٤٠٠/٠٨/١١مسکنتگزارش
2 | 0
homeland١٩:٣٦ - ١٤٠٠/٠٨/١١خانبومگزارش
0 | 0
child care١٥:٥١ - ١٤٠٠/٠٨/١٠کودک داری؛ بچه داریگزارش
2 | 0
stultifying٢٣:١٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩کرخ کنندهگزارش
0 | 0
ready٢٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩حاضربه یراقگزارش
5 | 0
ad hoc١٩:٢٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩ارتجالیگزارش
5 | 2
give and take١٨:٤٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩گرفت و دهشگزارش
0 | 2
negotiate١٧:٥٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩تمشیتگزارش
2 | 1
ticket stub٢٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨ته برگ بلیتگزارش
2 | 0
mystification١٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨ابهام آفرینی؛ مبهم سازیگزارش
5 | 0
household٠٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧متعلقینگزارش
2 | 1
folks١٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦کَس و کارگزارش
2 | 0