Erfa

Erfa

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



elaborate١٩:٣٤ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥استادانهگزارش
34 | 1
strict٢٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٩/٠٤سختگیرانهگزارش
46 | 1
betray١٩:٣٢ - ١٣٩٨/٠٩/٠٤لو دادنگزارش
41 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



intentional٠٩:٥٣ - ١٣٩٨/١٠/١٥
• I suspected that his leaving his wallet at home was intentional and not an act of forgetting.
به این شک کردم که جا گذاشتن کیف پولش در خانه از قصد بود و نه از روی فراموشی.
2 | 0
betray١٢:١٠ - ١٣٩٨/٠٩/٠٣
• What kind of man would betray his own sister to the police?
اخه چه جور آدمی میتونه خواهر خودشو به پلیس لو بده؟!
2 | 0