پیشنهاد‌های ابراهیم حافظ نژاد (٥٩٣)

بازدید
٢,١٣٨
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چولاب این اسم از دو قسمت چول آب درست شده است که چول به معنای لایه های بزرگ سنگ است که به صورت ورق بر روی هم قرار ارند وگاه چشمه های اب شیرین از میان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چولوک نوعی بافت سنگی انباشته بر روی هم است که به صورت ورق بر روی هم قرار دارند گاهی در کنار این لایه های سنگی چشمه های شیرین بوجود می اید

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چارک یک نوع بافت طبیعی سنگی است که در ان ورقهای سنگ بر روی هم انباشته شده اند که گویی انها را بنایی با مهارت چیده است در کنار این بافتها معمولا چشمه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لوشان به معنای سرزمین باتلاقی ومرغزار است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرشه نام منطقه ای در روستای چم سرخ زرین اباد شهرستان دهلران می باشد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرخشه دعوایی که به ضرب و شتم نینجامد فقط در حد سرو صدا باشد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

للرد نوعی بافت خاص از زمین است این اسم در بختیاری ولرستان با تلفظهای دیگر وجود دارد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

للر یک نوع بافت طبیعی و شکل خاصی از زمین است تلفظ دیگر ان للار است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان کردی ایلامی به معنای غرور دار است کسی که به دیگران اعتنا نمی کند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

مکه به معنای محل جمع شدن اب است وبه این دلیل سواحل جنوبی ایران را مکه ران می گویند که تلفظ دیگر آن مکه لان است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

می گویند نام خدای اب است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انگه خلاصه شده ( اند گاه ) است وان به بافتی از طبیعت می گویند که خاصیت نگهداری اب باران وایجاد چشمه در ان وجود دارد وطبعا نی تواند سرچشمه ها دران ایج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیار دوقسمت است زی به معنای زاینده آر هم نوعی بافت شنی است که این بافت شنی خاصیت نگهداری اب باران را در خود دارد ودر پای این چنین جایی معمولا چشمه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرجام به معنای سرابی است که به شکل جام می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جماران به معنای ( دارنده ابگیری روان به شگل جام است ) تلفظ دیگر ان هم جمران است که نام روستایی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمران تلفظی دیگر از جامران است که به معنای ابگیری روان و به شکل جام است جماران هم هم به جمران بسیار شبیه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در زبان کردی به سر تیشه و تبر که چوب در ان جا می گیرد هو می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اسر در زبانهای کردی لکی ولری به معنای اشک است اسر چشیام ره گریت بی وجویی/ هرکومتو کافر دلی بیای زش برویی/ میر نوروز شاعر لر ترجمه اشک چشمانم جاری ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماکوله این اسم سه قسمت است ماک آو له ماک به معنای سوراخ است آو به معنای آب است له علامت کوچکی وتصغیر است پس روی هم می شود ( آب یا چشمه ای که از سو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام دیگر شاوور شاهور لست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاوور به معنای زمینهای نرم کنا رود خانه است که در صورت ابیاری قابلیت کشاورزی بالایی دارند شاوور نام رودخانه و سدی است در خوزستان تلفظ دیگر وفارسی شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میر نوروز شاعر لر درمدح پیامبر گفته است گلش در این گلستان سرسبد گشت/ به اخر دره التاج ابد گشت/

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رامک اگر بر اسم منطقه نهاده شود به معنای ( ( ابگیر کوچک ) است رامیان و رامشیر هم خانواده این اسم هستند.

پیشنهاد
٠

هرمزگان ساده شده و تلفطی دیگر از ( هور موس گان ) است هور به معنای تالاب و ابکیر است موس به معنای لحنزار است و گان پسوند فراوانی است پس روی هم رفته ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آس در اصل به معنای شتری است که موهایش ریخته باشد کنایتا به کسی که بسیار فقیر باشد آس وپاس می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیر حان به منطقه ای گفته می شود که بافت شنی بزرگ دارد که ان بافت خاصیت نگهداری اب وایجاد چشمه وقنات دارد ریطی به سیر خوردنی ندارد سیروان هم اسمی اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیرگان تلفظی دیگر از سیرجان است این اسم ربطی به سیر خوردنی ندارد بلکه سیر در اسامی مناطق نوعی بافت زمین شناسی است که تشکیل شده از منطقه ای بزرگ از شن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرین یا سیرین در اصل نام بافتی شنزار از زمین است که در پای ان چشمه ای با اب گوارا باشد و کنایتا به هر چیز خوب شیرین گفته می شود به خاطر ارزشمند بودن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ممقان تلفظ دیگر مه مه گان است مه مه در زبان کردی وحتی فارسی به معنای پستان است پس مه مه قان همان جایی است که اگر به سرچشمه ی ابش نگاه کنی مثل چند پ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هموند به معنای کسانی است که دارای یک ریشه قومی می باشند واز یک سرچشمه هستند نام پسر هم می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوک دارای معانی زیاد است اما وقتی بر شهر یا روستا نهاده شود به معنای ابگیر است چون اساس ابادی بستگی به وجود اب دارد بوک هم به حالت مفرد وهم جمع بر من ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوک دارای معانی فراوان است اما اگر بر منطقه یا روستا یا شهر گذاشته شود به معنای ( ابگیر بسیار عمیق ) بوک نام روستایی است در زاهدان شهر بوکان کردستان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جیک به معنای چالی است که مقابل بوک یعنی بلندی قاب بازی قرار دارد

پیشنهاد
٠

آتش بیار معرکه در زمان قدیم معرکه گیرها یک نفر ساز می زد یک نفر دهل وچند نفر هم نمایش اجرا می کردند ( معرکه گیری ) می کردند در این میان چون در مناطق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خور هر مکانی که اسم خور بر ان نهاده شده است به معنای آب و تالاب و آبگیر است و ربطی به خورشید ندارد چون اب اساس ابادی است نه خورشید در ایران صدها اسم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خوریان به معنای آبگیران ( تالابها ) است هر حا در اسم شهر و روستا اسم خور را دیدید بدانید که به معنای ابگیر است چون اب اساس ابادی و بهترین گزینه برا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در بیتی از میر نوروز شاعر مشهور لر به عباسی که واحد پولی بوده اشاره شده است تف د ری دس پتی ار کر شاهی/ چی عباسی شا ه سلیمو ناروایی / ترجمه: تف بر دست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوسف دوقسمت است خوس اف خوس به زمین شنزار وسنگااخ که خاصیت نگهداری اب دارد گفته می شود و اف به معنای اب فراوان است پس روی هم می شود سرزمین شنزار واب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوسره به زبان کردی ایلامی می شود خسوره پدر ومادر دامادبرای داماد برای عروس وپدر ومادر عروس برای داماد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گروسان به معنای ( منطقه ای است که دارای انوهی از سنگلاخ باشد ) و بیشتر در نگاه اول سنگلاخ ان جلب نظر کند درایران چندین اسم منطقه به نام گروس وجود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیره به معنای آبگیر کوچک است تلفظ دیگر ان نوره است ود نامگذاری شهر وروستا به معنای ( مکان ابگیر کوچک ) است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تیل در کردی ایلامی به چوب راست وجوان یک ساله گفته می شودکه همان تیر باشد که کاهی در نبودن سیخ با ان گوشت کباب می کنند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماک در زبان مردم قدیم ایلام به معنای ( سوراخ بینی ) است واگر این اسم بر مکان یا روستا یا شهر گذاشته شود به معنای ( ابی است که سرچشمه ی آن سوراخ یا ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

موک در زبان مردم پشتکوه ایلام به معنای ( نیش ) است وکنایتا می گویند فلانی ( ، ( موکم ) نا یعنی گولم زد یا نیشم زد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فیروز به نظر میرسد هر وقت بر شهر یا روستا نهاده شود به معنای ( چشمه جهنده در سنگ ) باشد که دارای تمیز ترین وبهترین اب است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فیر در زبان کردی ایلامی و لری به معنای اسهال است واگر این است بر مکان نهاده شود به معنای چشمه جوشان است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهره نام مزرعه ای د رشهرستان ابدانان استان ایلام است احتمالا به معنای دارنده ( چشمه جوشان ) است یا از بافت زمینش که دارای سنگهای ماسه ای است گرفته ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

داش تلفظی دیگر از دوش است وآن به معنای تپه ای از سنگهای نفوذ پذیر است که در ان علف ودرخت کمی می روید ولی خاصیت نگهداری اب دارد دوشان تپه تهران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیش تلفظی دیگر از ( دوش ) است ودوش نوعی شکل زمین است که علف ودرخت کمی دران می روید ولی خاصیت نگهداری اب دارد دوشان تپه درتهران در کبیرکوه ایلام شکل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رزن نوعی عارضه طبیعی ( شکل زمین ) است که اب در ان به اسانی ذخیره می شود ومستعد ایجاد چاه وچشمه است رزن با تلفظهای دیگر مثل رازان و ریزان و. . . . در ...