احسان مزروعی راد

احسان مزروعی راد

فهرست جمله های ترجمه شده



sudden١٠:٢٩ - ١٣٩٧/٠٦/٢٢
• His thigh muscle gave a sudden jerk.
عضله ی ران آن بطور ناگهانی مورد اصابت واقع شد.
5 | 1
sudden١٠:٢٨ - ١٣٩٧/٠٦/٢٢
• Their decision to marry was sudden and surprised both their families.
تصمیم ناگهانی آن ها برای ازدواج باعث شگفت زدگی خانواده هایشان شد.
5 | 1
sudden١٠:٢٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٢
• The sudden clap of thunder frightened us all.
صدای ناگهانی رعد و برق همه ما را ترساند.
16 | 1