دکتر سعیدی

دکتر سعیدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



surging١١:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/١٧فزایندهگزارش
7 | 0
economies of scale١٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/١٥به صرفه اقتصادیگزارش
0 | 1
it is worth noticing٢١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨شایان ذکر است گزارش
2 | 0
by some١١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦تا حدیگزارش
2 | 0
time varying١٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠٨/٢٧زمان محورگزارش
9 | 0
take away١٢:٢٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢برطرف کردنگزارش
12 | 0
let out١٩:٥٨ - ١٣٩٩/٠٥/١٦خارج ساختنگزارش
5 | 1
lay ahead١٩:٤٨ - ١٣٩٩/٠٥/١٦در پیش رو قرار داشتنگزارش
14 | 1
thick eyes٢٠:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/١٥چشمهایی که یک مقداری ضعیف استگزارش
0 | 0
expressive eyes١٢:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/١٥If you have expressive eyes you show emotionsگزارش
2 | 0
nonsurgical١٦:٠٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣بدون جراحیگزارش
2 | 0
anytime١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣هر زمانی، هیچ زمانیگزارش
21 | 2
welcome news١١:٥١ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨اخبار خوبگزارش
0 | 0
even if١٢:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٤هرچند اگرگزارش
18 | 1
granola١٠:٤٤ - ١٣٩٩/٠٤/١١To making Granola you need some oats, some nuts, some raisins, a banana, some yogurt and some honeyگزارش
7 | 0
no longer١١:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/٠٩دیگر . . . . . نیست No longer soft دیگر نرم نیستگزارش
23 | 1
fire hydrant١٩:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/٣١شیرهای آتش نشانیگزارش
5 | 1
how much١١:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩مقداری که: That's how much this TV costsگزارش
12 | 1
has done١١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٣/٢٦کار کردهگزارش
5 | 0
hotter١١:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/٢٤شدیدترگزارش
16 | 2
there١٢:٢٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٢تا آنجاگزارش
9 | 1
head office٢٢:١٩ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠دفتر مرکزیگزارش
12 | 0
parry٢٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠یک نوع مراسم رقصگزارش
0 | 1
supremum١٦:٣٥ - ١٣٩٨/١١/٢٩کوچکترین کرانه ی بالاییگزارش
2 | 0
uninterruptedly١٨:٢٩ - ١٣٩٨/١١/٢٦بی وقفه، پیوسته، متوالی، غیر منقطعگزارش
0 | 0
stressed out١٧:٤٥ - ١٣٩٨/١١/٢٤بیش از حد استرس داشتنگزارش
21 | 1
one out of every١٦:١١ - ١٣٩٨/١١/١٥یکی از هرگزارش
23 | 1
mountain region١٦:٠٩ - ١٣٩٨/١١/١٥منطقه ی کوهیگزارش
0 | 0
stepsister١١:١٣ - ١٣٩٨/١١/١٥ناخواهریگزارش
21 | 0
beginning of the end٢٢:٥٨ - ١٣٩٨/١١/٠٦آغاز مرحله تمام کردن و خاتمه دادن ( رابطه )گزارش
2 | 1
onto٢٢:٥٠ - ١٣٩٨/١١/٠٦به جهت، به دلیلگزارش
5 | 0
collaps١٢:١٨ - ١٣٩٨/١١/٠٦نشستن با خستگی زیادگزارش
2 | 0
depend on you٢١:٤٨ - ١٣٩٨/١١/٠٥به شما وابسته ایم. به شما تعلق خاطر داریمگزارش
5 | 1
administrator١٠:٢٠ - ١٣٩٨/١١/٠٥مجریگزارش
18 | 3
hotheaded١٠:١٢ - ١٣٩٨/١١/٠٥کسی که زود جوش می آورد زود عصبانی می شودگزارش
14 | 1
nonlinearity١٧:٥١ - ١٣٩٨/١١/٠١غیرخطیگزارش
2 | 0
have fun١٧:١٣ - ١٣٩٨/١٠/٢٩خوش بگذرانگزارش
14 | 1
long١٦:٣٠ - ١٣٩٨/١٠/٢٩مسافتگزارش
9 | 1
salespeople١٤:٣٥ - ١٣٩٨/١٠/٢٩فروشنده هاگزارش
14 | 1
dominate١٣:٤١ - ١٣٩٨/١٠/٢٩مسلط بودنگزارش
5 | 0
ride١١:٤١ - ١٣٩٨/١٠/٢٩وسیله های شهر بازیگزارش
39 | 1
apealing١٢:٢٤ - ١٣٩٨/١٠/١٧جذابگزارش
12 | 0
fatness١١:١١ - ١٣٩٨/١٠/١٧چاقیگزارش
9 | 0
fatness١١:١٠ - ١٣٩٨/١٠/١٧چاقگزارش
0 | 1
slow down١٩:٣٦ - ١٣٩٨/١٠/١٦آهسته رفتنگزارش
32 | 1
harshly١٦:٤٢ - ١٣٩٨/١٠/١١به شدتگزارش
21 | 0
official١٦:٣٦ - ١٣٩٨/١٠/١١مسئولگزارش
67 | 1
overthrown١٥:٠٤ - ١٣٩٨/١٠/١١بر انداخته شده، سرنگون شدهگزارش
14 | 0
relieve١٤:٥١ - ١٣٩٨/١٠/١١دلداری دادنگزارش
7 | 1
take away from١٤:٤٢ - ١٣٩٨/١٠/١١دور کردن ازگزارش
18 | 1