عَجَمَندِه

عَجَمَندِه عَجَم.
https://t. me/Ajam_1
کَنالِ من.
البته من و شما نداریم. . . . .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



wither٠٨:٤٢ - ١٤٠٠/١٠/٢٦پژمردن. هواسیدن.گزارش
0 | 1
show off٠٧:٥١ - ١٤٠٠/١٠/٢٥درود. سپاس از توجه تان. بله، در نوشتار رسمی نمی توان آن را بکار برد چون برابری عامیانه برای این واژه است و نه برابری درخور نوشته های رسمی. و مشکلی ... گزارش
7 | 3
پاسبانیدن٠٧:٣٩ - ١٤٠٠/١٠/٢٥پاسبانیدَن. پاسبانی کردن.گزارش
0 | 1
gift٠٧:٣٩ - ١٤٠٠/١٠/٢٥پارند.گزارش
0 | 3
binge watch٢٠:٤٨ - ١٤٠٠/١٠/٢٤بینجیدَن.گزارش
5 | 2
golf٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/٢٤گُلفیدَن.گزارش
0 | 1
ولنگاری کردن٢٢:٥٠ - ١٤٠٠/١٠/٢٠وِلِنگاریدَن.گزارش
2 | 2
exchange٢٢:٤٩ - ١٤٠٠/١٠/٢٠دَراِزاییدن.گزارش
0 | 5
mint١٨:٢٧ - ١٤٠٠/١٠/١٩مینتیدن. در دنیای ان اف تی بسیار کاربرد دارد.گزارش
2 | 5
conlang٢١:٤٥ - ١٤٠٠/١٠/١٨زبانِ ساختگی.گزارش
5 | 2
sublimate٢١:٣٠ - ١٤٠٠/١٠/١٨والاییدن. تراوالاییدن.گزارش
0 | 2
homesick٢١:٢٩ - ١٤٠٠/١٠/١٨دورغَمی.گزارش
7 | 2
سانتریدن٢١:٢٨ - ١٤٠٠/١٠/١٨سانتریدن = سانتر کردن.گزارش
0 | 1
ساندویچ١٨:٠٥ - ١٤٠٠/١٠/١٨نانپیچ. نانپوش. پیرانون. دورنون.گزارش
9 | 2
مافنگیدن٠٩:٤٦ - ١٤٠٠/١٠/١٨مافنگیدن = مافنگی شدن. مافنگی بازی درآوردن.گزارش
5 | 2
hypnotize٠٩:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/١٨اَوناندن. اَونیدن.گزارش
2 | 2
پیش فنگ کردن٠٨:١٤ - ١٤٠٠/١٠/١٧پیشفنگیدن.گزارش
2 | 2
مجهز کردن٠٨:١٠ - ١٤٠٠/١٠/١٧زیناوندیدن.گزارش
2 | 2
port٠٨:١٤ - ١٤٠٠/١٠/١٧پیشفنگیدن.گزارش
2 | 4
پافنگیدن٠٨:١٣ - ١٤٠٠/١٠/١٧پافنگیدن = به حالت پافنگ درآمدن.گزارش
2 | 2
equip٠٨:١٠ - ١٤٠٠/١٠/١٧زیناوندیدن.گزارش
0 | 3
مونتاژ٠٨:٠٩ - ١٤٠٠/١٠/١٧گبرخیدن.گزارش
0 | 2
jog٠٩:٠١ - ١٤٠٠/١٠/١٦لُکیدن. هرولیدن. جاگیدن.گزارش
2 | 5
stand٠٧:١٦ - ١٤٠٠/١٠/١٥ستادن. ایستادن.گزارش
2 | 2
deceive٠٧:١٥ - ١٤٠٠/١٠/١٥نِیرَنگیدَن = نیرنگ کردن . گول زدن. .گزارش
2 | 2
endless٠٧:١٤ - ١٤٠٠/١٠/١٥بی پایان. بی ته.گزارش
0 | 1
hypnotherapy١٨:٢٠ - ١٤٠٠/١٠/١٤هیپنودرمانی.گزارش
0 | 1
disrespect٠٧:٢٦ - ١٤٠٠/١٠/١٤نامکاستن/نامکاهیدن = از نام کسی کاستن به چم بی احترامی کردن.گزارش
2 | 3
untangle٠٠:٠٧ - ١٤٠٠/١٠/١٤واکلافیدن.گزارش
0 | 3
eloquence٠٠:١٢ - ١٤٠٠/١٠/١٤شیوایی.گزارش
5 | 1
pair٠٠:٠٩ - ١٤٠٠/١٠/١٤جفتسنجی کردن. جفتسنجیدن. جفتسنجش کردن.گزارش
0 | 4
entangle٠٠:٠٧ - ١٤٠٠/١٠/١٤کلافیدن.گزارش
0 | 1
sibilance٢١:٢٣ - ١٤٠٠/١٠/١٣سین آرایی.گزارش
0 | 1
buzzword٢٣:٢٥ - ١٤٠٠/١٠/١٢مُدواژه. بابواژه. روزواژه.گزارش
2 | 1
ensemble١٤:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/١٢هنگرد.گزارش
2 | 1
defect١٤:٤٧ - ١٤٠٠/١٠/١٢آهوگ.گزارش
2 | 1
گزندیدن١٤:٤٥ - ١٤٠٠/١٠/١٢گُزَندیدَن = گزند رساندن.گزارش
5 | 1
assemble١٤:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/١٢هنگردیدن.گزارش
5 | 4
زامبیدن٢١:١٠ - ١٤٠٠/١٠/١١زامبیدن = مانند زامبی رفتاریدن.گزارش
5 | 1
cover٠٩:١٦ - ١٤٠٠/١٠/١١برگسیدن. دی بسی کس ز شاه مدرسه خواست ظاهر است این نهان و برگسه نیست. سوزنی.گزارش
2 | 3
ugly٠٩:١٥ - ١٤٠٠/١٠/١١گست.گزارش
0 | 2
hide٠٩:١٢ - ١٤٠٠/١٠/١١آبشتن.گزارش
2 | 2
consonance٠٩:٠٦ - ١٤٠٠/١٠/١١همخوان آرایی.گزارش
0 | 1
hungry٠٩:٠٩ - ١٤٠٠/١٠/١١گُرُسنیدن = گرسنه شدن گرسناندن = گرسنه کردن.گزارش
5 | 1
cacophony٠٩:٠٧ - ١٤٠٠/١٠/١١دژآوا.گزارش
0 | 1
euphony٠٩:٠٦ - ١٤٠٠/١٠/١١هوآواگزارش
0 | 1
assonance٠٩:٠٥ - ١٤٠٠/١٠/١١واکه آرایی.گزارش
0 | 1
save١٠:١٦ - ١٤٠٠/١٠/١٠بوختن. توتکیدن. توپکیدن. تپنگوییدن.گزارش
7 | 6
shift٠٩:١٦ - ١٤٠٠/١٠/٠٩دگرسوییدن.گزارش
2 | 6
dream٠٩:١٤ - ١٤٠٠/١٠/٠٩بوشاسبیدن. نه در بیدار گفتم نه به بوشاسب نگویم جز به پیش تخت گشتاسب. زراتشت بهرام ( از انجمن آرا ) .گزارش
5 | 2