عَجَمَندِه

عَجَمَندِه عَجَم.
https://t. me/Ajam_1
کَنالِ من.
البته من و شما نداریم. . . . .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



فدرالیسم٢٢:٣١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩فدرال گروی.گزارش
0 | 1
زجریدن٢٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩زَجریدَن. زجر دادن.گزارش
0 | 1
microlearning٢٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩کِهاموزیدن. خُرداموزیدن. ریزاموزیدن.گزارش
0 | 1
بازجوییدن١٦:٠٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩بازجوییدَن. To cross - examine. بازجویی کردن.گزارش
0 | 1
جاروییدن١٥:٤٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩جاروییدَن. جارو زدن.گزارش
0 | 1
هجیدن١٥:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩هِجیدَن. هجی کردن. To spell.گزارش
0 | 1
پاروییدن١٥:٤٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩پاروییدَن. پارو زدن.گزارش
0 | 1
spell١٥:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩هِجیدَن.گزارش
5 | 1
هجاییدن١٥:٤٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩هَجاییدَن. دشنامیدن. هجوییدن.گزارش
0 | 1
هجوییدن١٥:٤٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩هَجوییدَن . هجو سُراییدن. دری وری گفتن. چرتُپرتیدن.گزارش
2 | 1
عقبیدن١٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩عَقَبیدَن. عقب رفتن.گزارش
0 | 1
عقباندن١٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩عَقَباندَن. عقب انداختن.گزارش
0 | 1
نزدیکاندن١٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩نَزدیکاندَن. نزدیک کردن.گزارش
2 | 1
عادتاندن١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩عادَتاندَن. عادت دادن.گزارش
0 | 1
تکثیر یافتن١٢:١٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩وسیدن = تکثیر یافتن. وساندن = تکثیر دادن.گزارش
0 | 1
صداییدن١٢:١١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩صِداییدَن. صدا زدن. To call.گزارش
0 | 1
نزدیکیدن١٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩نَزدیکیدَن. نزدیک شدن.گزارش
2 | 1
از الگو های واژه سازی١٢:٢٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩- - ژامه/جامه ن. م = پیژامهگزارش
0 | 1
postpone١٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩عَقَباندَن.گزارش
2 | 1
delay١٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩عقباندنگزارش
7 | 1
تکثیر کردن١٢:١٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩وسیدن = تکثیر یافتن. وساندن = تکثیر دادن.گزارش
2 | 1
عادتیدن١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩عادَتیدَن. عادت کردن.گزارش
0 | 1
زلیخاییدن١٢:١٣ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩زُلِیخاییدَن. دیوانه وار کسی را دوست داشتن.گزارش
0 | 1
call١٢:١١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩صداییدَن.گزارش
5 | 5
اخذیدن٠٩:٣٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩اَخذیدَن. گرفتنگزارش
0 | 1
غریق٠٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩غَرغیدِهگزارش
2 | 1
اخذ٠٩:٣٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩اخذیدن. گرفتنگزارش
14 | 1
اخذ کردن٠٩:٣٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩اَخذیدَن.گزارش
0 | 1
consider٠٩:٣١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩دَرنظریدَن.گزارش
0 | 6
arson٠٠:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩آتش افروزی = arson آتش افروز = arsonistگزارش
5 | 1
arsonphobia٠٠:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٩آتش هراسی.گزارش
0 | 1
چوقیدن٢٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨چوقیدَن. کارواژه ای عامیانه که به چِم چاق کردن ( قلیان، گُل و. . . . . ) بکار می رود.گزارش
2 | 0
از پیشوندها٢١:٤٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨تَل - - = به چِم کوپه. ن. م تلنبار ( تل انبار )گزارش
5 | 1
از پسوندها٢٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨- - ماب = فِلان گونه/فلان طور/فلان مانند ن. م = اشرافی ماب.گزارش
2 | 1
از پیشوندها١٩:٥٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٨کَژ - - = کَج ن. م = کژاندیشیگزارش
5 | 1
مجهز١٦:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧اَفزاریدن = مجهز شدن. To be equipped. اَفزاراندن = مجهز کردن. To equip.گزارش
5 | 1
straw man١٦:٥٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧To strawman = مردِپوشالی کردن.گزارش
0 | 1
حظاندن١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧حَظاندَن. باعث حظ شدن.گزارش
0 | 1
تجهیز کردن١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧اَفزاریدن = مجهز شدن. To be equiped. اَفزاراندن = مجهز کردن. To equip.گزارش
2 | 1
تجزیه١٦:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧اَفزاریدن = مجهز شدن. To be equiped. اَفزاراندن = مجهز کردن. To equip.گزارش
2 | 1
دست بالا گرفتن١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧پیشنهاد ها : Overestimate مِهسَنجیدَن = مه ( کوچک ) سنجیدن بیشاسنجیدن = بیشا ( بیشتر از ) سنجیدن. Underestimate کِهسَنجیدن = که ( بزرگ ) سنجیدن کما ... گزارش
0 | 1
underestimate١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧پیشنهاد ها : Overestimate مِهسَنجیدَن = مه ( کوچک ) سنجیدن بیشاسنجیدن = بیشا ( بیشتر از ) سنجیدن. Underestimate کِهسَنجیدن = که ( بزرگ ) سنجیدن کما ... گزارش
0 | 2
دست کم گرفتن١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧پیشنهاد ها : Overestimate مِهسَنجیدَن = مه ( کوچک ) سنجیدن بیشاسنجیدن = بیشا ( بیشتر از ) سنجیدن. Underestimate کِهسَنجیدن = که ( بزرگ ) سنجیدن کما ... گزارش
0 | 1
overestimate١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧پیشنهاد ها : Overestimate کِهسَنجیدن = که ( بزرگ ) سنجیدن بیشاسنجیدن = بیشا ( بیشتر از ) سنجیدن. Underestimate مِهسَنجیدَن = مه ( کوچک ) سنجیدن کما ... گزارش
7 | 2
بیزنس١٥:٥٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧کارگان = business man کارگان بر همسانی بازرگان ساخته شده. کارگانی = business.گزارش
0 | 1
از پسوندها١٦:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧- - ادن = پسوند کارواژهنده. ن. م= افتادن/ایستادن/فرستادن/نهادنگزارش
2 | 1
businessman١٥:٥٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧کارگان = business man کارگان بر همسانی بازرگان ساخته شده. کارگانی = business.گزارش
5 | 1
بیزینس١٥:٥٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧کارگان = business man کارگان بر هَمسانی بازرگان ساخته شده. کارگانی = business.گزارش
0 | 1
خسته نباشید١١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧خستگی به دور.گزارش
7 | 3
derive١٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧کارواژه گُروییدن، هم به دلیل نزدیکی آوایی با گروه ( اشاره به گروه واژگانی که بعد از فرایند اشتقاق بوجود می اید ) ، و هم به دلیل نزدیکی آوایی با رود ( ... گزارش
0 | 1