پیشنهادهای امین بهداروند (١٢)
١٥٥
٣ سال پیش
٢
precautious به معنی محتاط یا محافظه کار
٤ سال پیش
٤
cliche کلیشه = چیزی که تکراری و خز شده
٦ سال پیش
٩
Technical and Vocational
٦ سال پیش
١٣
Site: Industrial Site شهرک صنعتی Residential Site شهرک مسکونی
٦ سال پیش
٢
research center research institute research facility
٦ سال پیش
٠
Launch
٦ سال پیش
٦
1. give up به معنی بریدن از چیزی. مانند I have given up my life یعنی از زندگی بریده ام. 2. cut بریدن چیزی. مانند Cutting the cake بریدن کیک 3. sepa ...
٦ سال پیش
٢٥
سر کار گذاشتن
٦ سال پیش
١
To be Allowed به معنی آزاد بودن چیزی: Importing vehicles is currently allowed واردات خودرو در حال حاضر آزاد است.
٦ سال پیش
١٢
1. Same Old مانند Same old words, Same old days ( حرف های تکراری، روز های تکراری ) 2. Duplicate ( در کامپیوتر ) مانند Duplicate File ( فایل تکراری )
٦ سال پیش
٢٤
انگیزه نامه
٦ سال پیش
٤٤
دغدغه