di darkestar

di darkestar

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



as it were١٧:٤١ - ١٤٠٠/٠٩/٠٨گو - گویی - انگارگزارش
0 | 0
glide reflection١٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢( هندسه ) انعکاس لغزه ای عملیات توازنی که در آن انعکاس و انتقال به طور همزمان صورت می پذیرد.گزارش
0 | 0
likewise١٨:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨به همین ترتیبگزارش
2 | 0
زیر و زبر٠١:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٧از این رو به آن روگزارش
0 | 0
beyond that٠٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٧افزون بر آنگزارش
7 | 0
scale١٤:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩در مورد ماهی؛ تمیز کردن، پولک زنی یا فلس گیریگزارش
0 | 1
distress٢٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢تشویشگزارش
7 | 0
aware١٨:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢واقفگزارش
7 | 0
bothersome١٨:١٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢عذاب آورگزارش
2 | 0
across٢٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٣/١٢پهنهگزارش
5 | 0
poor٢٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩ناچیزگزارش
2 | 0
outworking٢٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨سیرِ شکل گیریگزارش
2 | 0
outworking٢٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٨فرآیندگزارش
2 | 0
at this point٢٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥در این مقطعگزارش
14 | 0
honoured١٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٣١مشرفگزارش
0 | 0
authentic self١٤:٣٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٢خودِ واقعی یا خودِ طبیعی آن که واقعاً هستیم، جدا از مسائلی چون موقعیت، شغل یا تاثیر بر دیگران. یک نمودِ صادقانه از خود.گزارش
2 | 0
dullness١٤:٠١ - ١٤٠٠/٠١/١٦رخوتگزارش
5 | 0
impartial١٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/١٥unbiased بدون سوءگیریگزارش
0 | 0
coerced٠٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٦coerced by تحت فشارِگزارش
2 | 0
dietetics٠٨:٥٩ - ١٣٩٩/١٢/١٢رژیم شناسیگزارش
2 | 0
urdhva mukha svanasana٠٨:٥٨ - ١٣٩٩/١٢/١٢( یوگا ) اوردوا موکها شواناسانا / وضعیت سگ سربالاگزارش
0 | 0
sirsasana٠٨:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/١٢( یوگا ) شیرشاسانا / وضعیتِ ایستادن روی سرگزارش
0 | 0
bhagavad gita٠٨:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/١٢بهَگَوَد گیتا مهمترین و اسرارآمیزترین بخش حماسه هندی موسوم به مهابهاراتا است که از دو کلمه ی بهَگَوان به معنی خداوند و گیتا به معنی سرود و نغمه تشکیل ... گزارش
2 | 0
far left٢٣:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٢منتها الیه چپگزارش
7 | 0
pride١٢:١٣ - ١٣٩٩/١١/٢٢گله ( ی شیر )گزارش
21 | 1
consiousness١٣:٤٨ - ١٣٩٩/١١/١٨هجی نادرست consciousnessگزارش
0 | 0
strengthening١٣:٢٧ - ١٣٩٩/١١/١٨تحکیم کنندهگزارش
5 | 0
cleansing١٣:٢٧ - ١٣٩٩/١١/١٨تطهیرکنندهگزارش
2 | 0
hardness٢٢:٣٨ - ١٣٩٩/١١/١٤پابرجاییگزارش
0 | 0
vaccum٢٢:٥٣ - ١٣٩٩/١١/١٣هجی نادرست vacuumگزارش
0 | 1
demosaicing٠٩:١٣ - ١٣٩٩/١١/٠٩( ویرایش تصویر ) موزاییک زداییگزارش
0 | 0
superresolution٢٢:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٠٤فراتفکیک پذیری افزایش تفکیک پذیری فوق العاده ( تصویر ) وضوح بخشیِ فوق العاده ( تصویر ) SRگزارش
2 | 0
smooth١٤:٠١ - ١٣٩٩/١١/٠٤( پردازش تصویر ) صافگزارش
5 | 1
pixell١٣:٤٢ - ١٣٩٩/١١/٠٤املای صحیح این کلمه به معنای پیکسل / نقشدانه Pixel می باشد.گزارش
0 | 0
mean absolute error١٣:١٦ - ١٣٩٩/١١/٠٤میانگین قدرمطلق خطاگزارش
2 | 0
gating١١:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٠٤( شبکه عصبی مصنوعی ) دروازه دار کردنگزارش
2 | 0
feature extraction١١:٥٣ - ١٣٩٩/١١/٠٤( یادگیریِ ژرف ) استخراجِ ویژگیگزارش
2 | 1
attention mechanism١١:٥٣ - ١٣٩٩/١١/٠٤سازوکار توجهگزارش
2 | 0
desubpixel١١:٥٢ - ١٣٩٩/١١/٠٤زیرپیکسل زداییگزارش
0 | 0
rectified linear unit١١:٥٠ - ١٣٩٩/١١/٠٤واحد یکسو شده ی خطی ReLU گزارش
2 | 0
element wise١٣:٣٧ - ١٣٩٩/١١/٠١( ماتریس ها ) ضرب درایه ایگزارش
5 | 0
exploding gradient١٢:١٠ - ١٣٩٩/١١/٠١( یادگیری ژرف ) انفجارِ گرادیانگزارش
0 | 0
vanishing gradient١٢:٠٩ - ١٣٩٩/١١/٠١( یادگیری ژرف ) محوشدگی گرادیانگزارش
5 | 0
deconvolution١٢:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/٣٠دکانولوشن - پیچیدگی زدایی یک فرایند مبتنی بر الگوریتم است، که منظور از آن معکوس کردن اثر ناشی از کانولوشن ( پیچیدگی ) بر روی داده ها است ( منبع: ویک ... گزارش
5 | 0
sub pixel١١:٥٨ - ١٣٩٩/١٠/٣٠زیرپیکسل گزارش
2 | 0
vinyasa١١:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٣٠وینیاسا ( سبکی از یوگا )گزارش
0 | 0
balasana١١:١٩ - ١٣٩٩/١٠/٣٠( یوگا ) بالاسانا یا وضعیتِ کودکگزارش
2 | 0
viparita karani١١:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/٣٠( یوگا ) وضعیت پا بالا به دیوار / معکوس / ویپاریتا کارانیگزارش
2 | 0
foot١١:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٣٠توجه داشته باشید که foot در انگلیسی تنها به معنای مچ پا به پایین است برخلاف فارسی که پا می تواند اشاره به کل پا از انگشتان تا لگن داشته باشد. برای اش ... گزارش
16 | 1
tops of feet١١:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٣٠روی پا فضای بین قوزک پا و انگشتان پا توجه داشته باشید که foot در انگلیسی تنها به معنای مچ پا به پایین است بر خلاف فارسی که پا می تواند اشاره به کل پ ... گزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



scale١٤:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩
• Would you scale this fish?
امکان دارد این ماهی را تمیز ( پولک زنی یا فلس گیری ) کنید؟
2 | 2
exceptionally١٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩
• We had an exceptionally mild winter last year.
پارسال زمستانی را تجربه کردیم که بر خلاف معمول چندان سرد نبود.
0 | 0
EX١٣:٤٤ - ١٣٩٩/١١/١٢
• Is she still in touch with her ex?
آیا او هنوز با همسر ( دوست پسر ) سابق خود در ارتباط است؟
0 | 0
arguably٢٠:٤١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤
• The book is arguably a potential best seller.
احتمال می رود که این کتاب، از توان بالقوه ای برای پرفروش شدن برخوردار باشد.
0 | 0
arguably٢٠:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤
• He is arguably the best pianist alive today.
عده ای بر این باوراند که در حال حاضر، او بهترین پیانیست در قیدِ حیات است.
2 | 0
loiter١٥:١١ - ١٣٩٩/٠٧/٠١
• Unemployed young men loiter at the entrance of the factory.
مردان جوان بی کار در ورودی کارخانه پرسه می زنند.
0 | 0
identify٠٧:٣٤ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥
• I don't want to be identified with my brother because I cannot agree with what he is doing.
مایل نیستم با ( همراهی و شخصیت ) برادرم شناخته شوم چرا که شخصا موافق کارهایی که می کند، نمی باشم/نیستم.
16 | 1
identify٠٧:٢٨ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥
• The candidate did not want to identify himself with any radical organizations.
کاندیدا ( ی انتخابات ) نسبت به معرفی خود با ( نام بردن از ) سازمان های رادیکال یا افراطی بی علاقه بود.
5 | 1
identify٠٧:١٦ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥
• It proved difficult to identify the source of the problem.
تشخیصِ معضل اصلی بر خلاف انتظار بسیار دشوار می نمود / شناساییِ منشاء مشکل به چالش دشواری بدل گشت.
21 | 1