برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

چنگیز بالاکوهی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 خامه: خشت خام: آفتاب آمده است بالا. حالا، حسنی تو خودش پیچ می خورد و دنبال حیوان ها جان می کند تا یک بار خامه از گودال خشتمال ها ببرد سر کوره. ( احمد ... ١٤٠٠/٠٢/١٦
|

2 پاپاسی păpăsi (اِ) سکه کم ارزش؛ پول سیاه

فرهنگ سخن ( حسن انوری )

پاپاسی pāpāsi پشیز، پول سیاه و کم ارزش
( بیر پاپاسیا دَگمز )
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

3 هرم horm (اِ ) توده ای از هوای گرم که از چیزی یاجایی منتشر شود: آش داغ که هُرم از آن بر می خاست.

فرهنگ سخن ( حسن انوری )
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

4 کَلَک : منقل کوچک: عمو بندر، چندک زده است کنار کلک.

همسایه ها: احمد محمود
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

5
چیتی: معادل وزن یک هشتم یک مثقال شیره: تا غلام (( چیتی )) شیره را بیندازد و دو قلپ چای روشن بخورد، ( همسایه احمد محمود )
١٤٠٠/٠٢/١٣
|

6 چِِلِّب : در لهجه مردم جنوب غربی به معنی سوار شدن پشت اتومبیل، درشکه و سایر وسایل نقلیه

کتاب: همسایه ها


احمد محمود
١٤٠٠/٠٢/١٣
|

7 مَسقَنه: نوعی ظرف مسی است؛ چیزی شبیه کوزه های قمی، اما بزرگتر با دهانه ای گشادتر و دسته ای بزرگتر.

کتاب: همسایه ها

احمد محمود
١٤٠٠/٠٢/١٣
|

8 خرند xarand ( اِ ) آجر چینی کنار ایوان، لبه باغچه، جوی.

خرند xarand ( گیاهی ) گیاهی شبیه اشنان که با آن، رخت می شستند.

فرهنک سخن ( حسن ...
١٤٠٠/٠٢/١٣
|

9 چنگیز بالاکوهی
پینکی pinaki ( اِ ) ( گفتگو ) حالتی بین خواب و بیداری که منجر به بالا و پایین رفتن سر می شود؛ چرت: پینکی سحر های رمضان.

بر گ ...
١٤٠٠/٠٢/١٣
|

10 کاربران
١٧:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٢چنگیز بالاکوهی
پینکی pinaki ( اِ ) ( گفتگو ) حالتی بین خواب و بیداری که منجر به بالا و پایین رفتن سر می شود؛ چرت: پین ...
١٤٠٠/٠٢/١٣
|

11 دولخ dulax (اِ ) دولاغ: گردو خاک؛ غبار

فرهنگ سخن ( حسن انوری )

دولَخ، دولاخ: در تدا ول عامه گناباد خراسان به معنی گرد و غبار است.
١٤٠٠/٠٢/١٢
|

12 پینکی pinaki ( اِ ) ( گفتگو ) حالتی بین خواب و بیداری که منجر به بالا و پایین رفتن سر می شود؛ چرت: پینکی سحر های رمضان.

بر گرفته: فرهنگ بزرگ س ...
١٤٠٠/٠٢/١٢
|

13 چاچول čačul (اِ) ( گفتگو ) حقه، کلک

فرهنگ سخن: حسن انوری
١٤٠٠/٠٢/١١
|

14 دنگال dangal ( ص ) ( گفتگو ) بزرگ و وسیع ؛ فراخ : مدرسه، خانه ای بود قدیمی و کهنه پُر از اتاق با حیاط دنگالی ( میر صادقی )

فرهنگ سخن: حسن ان ...
١٤٠٠/٠٢/١١
|

15 بار . b [فر./ انگ: bar ] جایی مانند رستوران که معمولاً در آن نوشابه های الکلی عرضه می کنند. ۲ - پیش خانی در رستوران ها، هتل ها یا جاهای دیگر که در جل ... ١٤٠٠/٠٢/٠٤
|

16 گز کردن ( مص، م ) ( گفتگو ) ۱- ( مجاز ) راه رفتن با پای پیاده؛ پیاده روی کردن؛ رفتن؛ طی کردن راهی ۲- چیزی را اندازه گرفتن.


فرهنگ سخن ( حسن ...
١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

17 گز gaz : ( اِ ) ( منسوخ ): ۱- واحد اندازه گیری طول معادل یک متر ( سابقاً ۱۰۴ سانتی متر ) ذرع. ۲- واحد طول، ذرع ۳ - ابزار اندازه گیری طول به شکل خط کش ... ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

18 خسته xast-e : ( صم. از خستن ) ۱- ویژگی آن که یا آنچه توانایی هایش به علت کار زیاد یا عامل دیگر کم شده باشد: آدم خسته ذهن خسته ۲- مجروح؛ زخمی؛ دردمند ... ١٤٠٠/٠١/٢٩
|

19 داو dāv ( اِ ) ( قد ) ۱ - ( بازی ) نوبت بازی ( به ویژه در نرد و شترنج ) . ۲- ( بازی ) هر دور از هفت دور بازی نرد که در آن گروِ بازی افزایش می یابد. د ... ١٤٠٠/٠١/٢٨
|

20 شالمهšāl-me : (اِ) پارچه کم عرض و درازی که دور سر، گردن یا کمر می بندند: همیشه یک درخت سرو می کشیدم که زیرش پیر مردی قوز کرده... چنباتمه نشسته و دورِ ... ١٤٠٠/٠١/٢٨
|

21 شالمهšāl-me (اِ) پارچه کم عرض و دراز ی که دور سر ، گردن یا کمر می بتدند : همیشه یک درخت سرو می کشیدم که زیرش پیر مردی قوز کرده،... چنباتمه نشسته و دو ... ١٤٠٠/٠١/٢٨
|

22 بُغ ( اِ .، اِمص .) ( گفتگو ) اخم و تخم و ناراحتی
)فرهنگ سخن )
١٤٠٠/٠١/٢٧
|

23 بغ (اِ.، اِ مص.) ( گفتگو) اخم و تخم و ناراحتی
( فرهنگ سخن )
١٤٠٠/٠١/٢٧
|