مهدی زروندی

مهدی زروندی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



seeing٢١:٠٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٦با توجه به اینکه حرف ربطگزارش
7 | 0
rustbucket٠٠:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/١٥قارقارکگزارش
0 | 0
on approach٠٣:٠٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٢نزدیک فلان چیز نزدیک میشه Something is getting on approach.گزارش
7 | 0
make the call٠٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٢معنی دیگش تماس گرفتنگزارش
2 | 0
dog walker١٥:٣١ - ١٣٩٩/٠٨/١٤شغلی که شخص وظیفه خطیر گردش دادن سگ ها را بر عهده داردگزارش
12 | 1
cost an arm and a leg١٠:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/١٢گران تمام شدن It cost me an arm and a leg. Cost an arm and a leg خیلی گرانگزارش
5 | 1
cost an arm a leg١٠:١٧ - ١٣٩٩/٠٧/١٢خیلی گران گزارش
0 | 0
were you on your own٢٣:٣٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩خودت تنها بودی ؟ یا فقط تو بودی؟گزارش
0 | 0
start off٢٢:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩شروع به یک نحو خاصی I started off by thanking my familyگزارش
16 | 0
hunting٢٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٦/١٨جستجویی جدی و با انگیزه برای چیزی مثل ماشین خانه کار Car hunting شکار خودرو یا جستجوی جدی برای خودروگزارش
18 | 0
sensible١٠:٤٣ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩قابل حس محسوس قابل آگاه noticable مثلا در ادبیات وقتی از یک رمانبه درک احساسی می شوید دارای احساسsensible هستید. نوعی احساس فهم و منطق و آگاهی از ... گزارش
12 | 1
their backs٢٠:٠٨ - ١٣٩٩/٠٦/٠٦پشت سرشونگزارش
0 | 0
like that١٧:٣٥ - ١٣٩٩/٠٦/٠١اینجوری اینطوری مثلا تو اینجوری حرف میزنی؟ ( بهت نمیخوره ) Are you talking like that?گزارش
9 | 0
bunch of people٠٠:٢٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٩کلی آدمگزارش
5 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



seeing٢١:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٦
• Seeing we only have two people, we can't play bridge.
با توجه به اینکه دو نفریم نمیتونیم کارت بازی کنیم
7 | 0