برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

کاربر آبادیس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

351 اشیا ١٣٩٨/٠١/٠١
|

352 اشاره کردن ١٣٩٨/٠١/٠١
|

353 اگر ١٣٩٨/٠١/٠١
|

354 محتوا ١٣٩٨/٠١/٠١
|

355 مقایسه ١٣٩٨/٠١/٠١
|

356 عملگر ١٣٩٨/٠١/٠١
|

357 روش ١٣٩٨/٠١/٠١
|

358 این است که (اینه که) ١٣٩٨/٠١/٠١
|

359 یکی ١٣٩٨/٠١/٠١
|

360 دیگری ١٣٩٨/٠١/٠١
|

361 برابری، تساوی ١٣٩٨/٠١/٠١
|

362 فعل: بررسی کردن، چک کردن ١٣٩٨/٠١/٠١
|

363 به طور کلی، در حالت کلی، در کل ١٣٩٨/٠١/٠١
|

364 صفت: مرتب، منظم
فعل: دستور دادن، سفارش دادن
١٣٩٨/٠١/٠١
|

365 ساختمان (به معنای ساختار)
Data Structure ساختمان داده ها
١٣٩٨/٠١/٠١
|

366 چاشنی (مربوط به خوراکی) ١٣٩٨/٠١/٠١
|

367 برویم به سراغِ، بریم سراغِ ١٣٩٧/١٢/٢٨
|

368 مخفف utility ١٣٩٧/١٢/٢٨
|

369 صدای خوک ١٣٩٧/١٢/٢٨
|

370 در ریاضی: توان
مخفف: pow
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

371 در طول این مدت ١٣٩٧/١٢/٢٣
|

372 حلقه ١٣٩٧/١٢/٢٣
|

373 نیاز، نیازمندی، الزام ١٣٩٧/١٢/١٨
|

374 اسم: نظر، توضیح ١٣٩٧/١٢/١٨
|

375 وابسته بودن، متکی بودن
همیشه بعدش on می آید. rely on، relies on
١٣٩٧/١٢/١٨
|

376 وابسته بودن، متکی بودن ١٣٩٧/١٢/١٨
|

377 همیشه بعدش on می آید.
rely را سرچ کنید
١٣٩٧/١٢/١٨
|

378 به همین (این) خاطر
مثال:
My mother always gives me good advice , so that is why I need to ask her opinion .
مادرم همیشه توصیه های خوبی بهم م ...
١٣٩٧/١٢/١٨
|

379 تولید کردن ١٣٩٧/١٢/١٨
|

380 هر دو، هر دوی
هم .... و هم ....
١٣٩٧/١٢/١٨
|

381 محدود کردن ١٣٩٧/١٢/١٨
|

382 این به آن معناست که ...
به این معناست که ...
یعنی اینکه ...
١٣٩٧/١٢/١٨
|

383 زیاد پُر کردن، بیش از حد پُر کردن (مثال: زیاد پُر کردن ماشین لباسشویی)
زیاد بار زدن (مثال: زیاد بار زدن قایق)
١٣٩٧/١٢/١٨
|

384 انجام دادن، انجام شدن ١٣٩٧/١٢/١٨
|

385 on demand = بر اساس نیاز ١٣٩٧/١٢/١٨
|

386 top differences = تفاوت های اصلی (اساسی) ١٣٩٧/١٢/١٨
|

387 تعریف کردن ١٣٩٧/١٢/١٨
|

388 For example ١٣٩٧/١٢/١٨
|

389 نیاز داشتن ١٣٩٧/١٢/١٧
|

390 مکانیزم، ساز و کار ١٣٩٧/١٢/١٧
|

391 بررسی ١٣٩٧/١٢/١٧
|

392 کنترل کردن، مدیریت کردن (اداره کردن) ١٣٩٧/١٢/١٧
|

393 کنترل کردن(شدن)
I need a car that handles well. من به یه ماشینی نیاز (احتیاج) دارم که خوب کنترل بشه.
١٣٩٧/١٢/١٧
|

394 وجود دارد، هست، دارد ١٣٩٧/١٢/١٧
|

395 دیگر (دیگه) ١٣٩٧/١٢/١٧
|

396 غیرفانونی
کامپیوتر: غیر مجاز
١٣٩٧/١٢/١٧
|

397 شکل لاتین id est برای that is
معنی that is: به عبارت دیگر، یعنی
١٣٩٧/١٢/١٧
|

398 استفاده از، با استفاده از ١٣٩٧/١٢/١٤
|

399 در دسترس، موجود ١٣٩٧/١٢/١٣
|

400 محیط زیست، محیط

software environment محیط نرم افزاری
١٣٩٧/١٢/١٣
|