برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

کاربر آبادیس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 mathematics, logic
a symbol used in a logical or mathematical expression to represent another term or quantity that is not yet specified but may o ...
١٣٩٨/٠١/٢٦
|

52 "با حروف بزرگ نوشتن"
Every word is capitalized. هر کلمه با حروف بزرگ نوشته میشود.
١٣٩٨/٠١/٢٦
|

53 به، از ١٣٩٨/٠١/٢٦
|

54 کامپیوتر: پسوند ( قسمتی از نام فایل که پس از نقطه می آید) ١٣٩٨/٠١/٢٦
|

55 فعلا، اکنون ١٣٩٨/٠١/٢٦
|

56 بررسی کردن ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

57 مورد نظر، مد نظر، (اونچیزی که دلخواه و مد نظر ما هستش) ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

58 تشکیل شدن، درست شدن ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

59 "شعار" ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

60 باقی ماندن، هنوز باقی ماندن ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

61 دقیق ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

62 موجودیت، وجود
individual entity موجودیت مجزا، وجود مجزا
١٣٩٨/٠١/٢٤
|

63 مجزا (از هم)، مستقل (از هم) ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

64 صفت: که ... شان، که ... ش
ضمیر: مال چه کسی، مال کی
١٣٩٨/٠١/٢٤
|

65 بلوپرینت
نقشه ساخت
١٣٩٨/٠١/٢٤
|

66 وایت اسپیس (جا و مکانی که خالی گذاشته میشود) ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

67 نادیده گرفته شدن ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

68 افزایش دادن، بالا بردن، بهتر کردن، بهبود، ارتقا ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

69 "اصلی" ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

70 صنایع ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

71 هیچ، هیچی، هیچ چیز ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

72 پیوستن، ملحق شدن، عضو شدن، شرکت کردن ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

73 مرور (مرور کلی، مرور اجمالی) ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

74 " برنامه درسی"
خلاصه مواد درسی
١٣٩٨/٠١/٢٤
|

75 اصول
the basics of the اصولِ
١٣٩٨/٠١/٢٤
|

76 به پیش
پیش به سوی جلو
١٣٩٨/٠١/٢٤
|

77 تبریک گفتن ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

78 اصطکاک ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

79 تاثیر، اثر
تاثیر گذاشتن، اثر گذاشتن، اثر داشتن، تاثیر داشتن

small changes can create big impacts تغییرات کوچک میتوانند اثرات بزرگی ایجاد کن ...
١٣٩٨/٠١/٢٤
|

80 آغازین، اولیه ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

81 مشاهده، مشاهده ی ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

82 آزمایش ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

83 نشان دادن، نمایش دادن ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

84 علاوه بر ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

85 قابل تکرار ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

86 به عنوان ... شناخته میشود
معروف به
شناخته شده به عنوان
١٣٩٨/٠١/٢٤
|

87 در حال حاضر ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

88 وسط، مرکز ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

89 proceed to the
رفتن به، به ... رفتن
١٣٩٨/٠١/٢٤
|

90 فعل: کدزنی، کدنویسی ١٣٩٨/٠١/٢٤
|

91 take (someone) through: to tell (someone) how (something) happens or is done by explaining the details of each step

""to explain something ...
١٣٩٨/٠١/٢٤
|

92 مدرک ١٣٩٨/٠١/١٨
|

93 They usually watch cartoons in the morning, but this morning they aren't paying any attention to the TV.
اونا معمولا صبحزود کارتون نگا میکنن. اما ...
١٣٩٨/٠١/١٤
|

94 اسباب بازی ١٣٩٨/٠١/١٤
|

95 ریختن
Ali is pouring a cup of coffee.
علی داره یه فنجون قهوه میریزه.
١٣٩٨/٠١/١٤
|

96 in italics
به صورت ایتالیک، به ایتالیک
١٣٩٨/٠١/١٤
|

97 در برابر، در مقابل، در مقایسه با ١٣٩٨/٠١/١٤
|

98 vs.
در مقایسه با
١٣٩٨/٠١/١٤
|

99 مخفف (جمع: مخفف ها) ١٣٩٨/٠١/١٤
|

100 is occurring, is happening
در حال رخ دادن، در حال اتفاق افتادن
١٣٩٨/٠١/١٤
|