برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مصطفی ملکی

مصطفی ملکی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 این نام از ژاپن آغاز شد و خطاب به هتل‌هایی بود که برای چند ساعت در روز اتاق‌های‌شان در اختیار کسانی‌ست که قرار است هم‌خوابگی کنند.
بنده برابرنها ...
١٣٩٩/٠٦/٣١
|

2 توی جملۀ شما کاملاً همون معنی‌ای که فرمودین رو می‌ده.
اما اصطلاح بریتانیایی‌اش یعنی؛
keep clear of somebody/something
همون معنای �دوری کردن ...
١٣٩٨/١٠/٢٨
|

3 در فیلیپین به‌معنای روستا است.
در اصل کوچک‌ترین بخشِ یک شهر توی فیلیپین میشه. در لفظ عام خودمون همون �روستا� بهترین ترجمه‌ست.
١٣٩٨/١٠/٢٨
|

4 زمان قحطی ١٣٩٨/١٠/٠٨
|

5 avoid
دور ماندن از کسی یا چیزی، چون ممکن است برای شما خطری داشته باشد.
١٣٩٨/١٠/٠٧
|

6 دام‌گذاری‌شده، تله‌گذاری ‌شده
Forest is booby-trapped
جنگل تله‌گذاری شده است.
١٣٩٨/١٠/٠٧
|

7 به‌سرعت(با عجله) بالا آمدن یا بالا رفتن.
come over quickly
١٣٩٨/١٠/٠٦
|