بهزاد ایزدی

بهزاد ایزدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



شاباش١٢:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨پولی ( یا شکلاتی ) که در مجالس ( به خصوص در عروسی ) به کودکان، افرادی که در وسط مهمونی میرقصند، عروس وداماد برای شاد شدنشان داده میشودـگزارش
5 | 1
هایب١٧:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦مترادف=هایل - ترساننده - ترسناکگزارش
0 | 0
موحش١٧:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦هایل - هایب - مهیب - ترسناکگزارش
5 | 1
هایل١٧:١١ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦وحشت انگیزگزارش
2 | 0
جربزه٠٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦شجاعت - جسوری - شهامت و جراتگزارش
0 | 0
ای١٤:٥١ - ١٣٩٩/٠٧/٢٥ندایی که در هنگام احساس درد تلفظ میشود.گزارش
2 | 1
سکسک١٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٥کلمه ای که درهنگام دست زدن شخص غیرگرگ به جایی که محل ( سک سک ) نام دارد و گرگ بازی در آنجا چشم میگذارد، تلفظ میشود.گزارش
5 | 0
مطلوب١٤:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٥انچه که بتوان قبول کرد و خوشایند باشد.گزارش
2 | 1
انکار١٦:٤٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤قبول نکردن اشتباه و عذر و بهانه اوردن برای ان.گزارش
5 | 0
مبرهنه١٦:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤مؤنث مبرهن.گزارش
2 | 0
مبرهن شدن١٦:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤آشکار و معلوم شدن.گزارش
5 | 0
مبرهن١٦:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤معلوم، نمایان، پدیدار، هرچیزه با دلیل و برهان. متضاد:مبهم، نا آشکار و غیر واضح.گزارش
7 | 0
اردنگی١١:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣لگد زدن - کتک زدن با پاگزارش
7 | 0
متحیر١١:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣سردرگم - گیج - حیران ماندهگزارش
2 | 0
یک بند١١:٠٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣متوالی - پشت سرهمگزارش
9 | 1
مراعات١٠:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣حواس جمعی و مراقب دیگران بودن ، و نیز واژه مراعات نظیر نام یکی از ارایه عربی است بمعنی استفاده از از کلمات مرتبط در نثرها و ترانه ها.گزارش
2 | 0
مراعات نظیر١٠:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣نام یکی از ارایه ها برای زیبایی بخشیدن به نثر و شعر خود. بمعنی اوردن دو یا چند کلمه متناسب و مرتبط در شعرها و نوشته ها.گزارش
9 | 0
غم١٠:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣کلمه ایکه بن عربی دارد و به معنای اندوه، ناراحتی، افسوس، رنج، داغی دل، غصه، عذاب و آزردگی است. غمگین:افسرده و دل ازرده. متضادغمگین:شادی، نشاط، خشنو ... گزارش
5 | 2
سرگردان٠٩:٥٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣سردرگم، درمانده.گزارش
5 | 0
نوسان٠٧:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣افت و خیز ، فراز و نشیب، به بالا و پایین رفتن نرخ ارزها درنمودار نیز میگویند.گزارش
7 | 0
پس٢٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢پس افتادن:عقب افتادن، پس:پایینگزارش
2 | 0
فرهیخته٢٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢ادیب و سخن دان، باادب و عالم، مؤدب و بافرهنگ و. . .گزارش
16 | 1
اکروباسی٢٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢رشته ی بند بازی و راه رفتن روی طناب، اجرای حرکات نمایشی.گزارش
2 | 0
مهمل٢٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢سخنان پوچ و بی معنی گفتن. . . گزاف و بیهوده گویی کند.گزارش
9 | 1
چلفتی٢١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢پخمه، شلخته، بی عرضه، کسی که در امورش ناتوان و بی عرضه باشد.گزارش
5 | 0
زباله افکار٢١:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢انداختن افکار منفی و نومیدکننده به کسی.گزارش
2 | 0
مصلحت١٨:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢انچه که باعث خیر و صلاح باشدگزارش
12 | 1
صلاحدید١٨:٠٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢کاری که از روی صلاح انجام شود، نیکو خواهیگزارش
7 | 1
مصالح١٧:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢جمع صالح، منافع، سودهاگزارش
9 | 0
منافع١٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢جمع مکسر نفع، سودهاگزارش
7 | 0
اپارات١٧:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢دستگاهی برای نمایش فیلم همچنین نام وب سایتی در گوگل است.گزارش
5 | 0
دلانا١٧:٢٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢واژه ای ترکی که به معنی میوه ای ریز و شرین استگزارش
9 | 2
مداوا١٧:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢ریشه این کلمه از دوا می اید که بمعنی درمان است، شفا بخشدن، معالجه کردن، بهبود و ترمیم کردنگزارش
7 | 0
گوار١٧:١٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢مخفف گوارا، هرچیزه خوشمزه و زودهضم، متضاد:ناگوار، هرچیزه گلوگیرگزارش
5 | 0