برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

بهزاد ایزدی

بهزاد ایزدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 پولی (یا شکلاتی) که در مجالس (به خصوص در عروسی)به کودکان،افرادی که در وسط مهمونی میرقصند،عروس وداماد برای شاد شدنشان داده میشودـ ١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

2 مترادف=هایل-ترساننده-ترسناک ١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

3 هایل-هایب-مهیب-ترسناک ١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

4 وحشت انگیز ١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

5 شجاعت-جسوری-شهامت و جرات ١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

6 ندایی که در هنگام احساس درد تلفظ میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

7 عملی که در غریزه انسان و تمام حیوانات نهاده شده و نیازی کاملا طبیعی است مانند نیاز به اب خوردن و به وسیله ی ان (روح و روان،بدن،مغذ) ارضاء میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

8 متمایل کننده برای عمل سکس، رعنا،زیبا،دلربا،خوش هیکل، دوست داشتنی،موردپسند و خوشایند.
{به نظر من هرچند این کلمه زشت و رکیک باشد بلاخره افراد حق دار ...
١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

9 کلمه ای که درهنگام دست زدن شخص غیرگرگ به جایی که محل (سک سک) نام دارد و گرگ بازی در آنجا چشم میگذارد، تلفظ میشود. ١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

10 انچه که بتوان قبول کرد و خوشایند باشد. ١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

11 قبول نکردن اشتباه و عذر و بهانه اوردن برای ان. ١٣٩٩/٠٧/٢٤
|

12 مؤنث مبرهن. ١٣٩٩/٠٧/٢٤
|

13 آشکار و معلوم شدن. ١٣٩٩/٠٧/٢٤
|

14 معلوم،نمایان،پدیدار،هرچیزه با دلیل و برهان.
متضاد:مبهم،نا آشکار و غیر واضح.
١٣٩٩/٠٧/٢٤
|

15 لگد زدن-کتک زدن با پا ١٣٩٩/٠٧/٢٣
|

16 سردرگم-گیج-حیران مانده ١٣٩٩/٠٧/٢٣
|

17 متوالی-پشت سرهم ١٣٩٩/٠٧/٢٣
|

18 حواس جمعی و مراقب دیگران بودن ،
و نیز واژه مراعات نظیر نام یکی از ارایه عربی است بمعنی استفاده از از کلمات مرتبط در نثرها و ترانه ها.
١٣٩٩/٠٧/٢٣
|

19 نام یکی از ارایه ها برای زیبایی بخشیدن به نثر و شعر خود.
بمعنی اوردن دو یا چند کلمه متناسب و مرتبط در شعرها و نوشته ها.
١٣٩٩/٠٧/٢٣
|

20 کلمه ایکه بن عربی دارد و به معنای اندوه،ناراحتی،افسوس،رنج،داغی دل،غصه،عذاب و آزردگی است.
غمگین:افسرده و دل ازرده.
متضادغمگین:شادی،نشاط،خشنودی،ب ...
١٣٩٩/٠٧/٢٣
|

21 سردرگم،درمانده. ١٣٩٩/٠٧/٢٣
|

22 افت و خیز ،فراز و نشیب،به بالا و پایین رفتن نرخ ارزها درنمودار نیز میگویند. ١٣٩٩/٠٧/٢٣
|

23 پس افتادن:عقب افتادن،پس:پایین ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

24 ادیب و سخن دان،باادب و عالم،مؤدب و بافرهنگ و... ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

25 رشته ی بند بازی و راه رفتن روی طناب،اجرای حرکات نمایشی. ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

26 سخنان پوچ و بی معنی گفتن...
گزاف و بیهوده گویی کند.
١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

27 پخمه،شلخته،بی عرضه،کسی که در امورش ناتوان و بی عرضه باشد. ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

28 انداختن افکار منفی‌ و نومیدکننده به کسی. ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

29 انچه که باعث خیر و صلاح باشد ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

30 کاری که از روی صلاح انجام شود،نیکو خواهی ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

31 جمع صالح،منافع،سودها ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

32 جمع مکسر نفع،سودها ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

33 دستگاهی برای نمایش فیلم همچنین نام وب سایتی در گوگل است. ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

34 واژه ای ترکی که به معنی میوه ای ریز و شرین است ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

35 ریشه این کلمه از دوا می اید که بمعنی درمان است،شفا بخشدن،معالجه کردن،بهبود و ترمیم کردن ١٣٩٩/٠٧/٢٢
|

36 مخفف گوارا،هرچیزه خوشمزه و زودهضم،
متضاد:ناگوار،هرچیزه گلوگیر
١٣٩٩/٠٧/٢٢
|