دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٤٢٢
رتبه در دیکشنری
٦,٠٨٦
لایک
٣٣
دیسلایک
٠
جدیدترین پیشنهادها
٢ هفته پیش
٠
دوباره / بیشتر تقویت کردن چیزی که از قبل وجود دارد
٣ هفته پیش
٠
برنامه ریزی شده / مقرر شده / زمان بندی شده Example: The new laboratory is slated to open next year.
٣ هفته پیش
٠
جانوران شکار بزرگ یا شکارهای بزرگ. حیوانات بزرگی مثل گوزن، گاومیش، یا گاومیش آمریکایی که شکار می شوند.
٣ هفته پیش
٠
کلمه ی matinee از فرانسوی می آید: “matin�e” یعنی صبح یا اوایل روز، ولی وقتی به تئاتر و سینما رسید، زمان اجرا به بعد از ظهر تغییر کرد. هزینه ی بلیط ...
٣ هفته پیش
٠
باور نکردن چیزی به عنوان حقیقت
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
٢
رأی
١
پاسخ
٣٤٨
بازدید
سلام. من تو یه محیط تنها در حال یادگیری زبانم (ایران نیستم) و در نتیجه امکان تعامل حضوری با دیگران رو ندارم. نیاز دارم تو یه فضایی قرار بگیرم که تعامل آدما رو ببینم و سؤال و جوابهاشون رو بخونم و سوالامو بپرسم. پیشنهادی دارید دوستان؟
٤ ماه پیش
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.