پیشنهادهای بابک۲۵۰ (٢٧)
تفرجگاه
گرو کردن : اعتصاب کردن، دست از کار کشیدنِ یک صنف به منظور برآورده شدن خواسته هایشان.
انسداد روده
عصاره، شیره، افشره
ضامن
یک پارچگی، تمامیت، integrity
طنین، پژواک، انعکاس صدا
پژواک، طنین، انعکاس صدا
تلنگ، بشکن زدن
جدال، مبارزه، درگیری، ستیز ( از مصدر چخیدن )
مایحتاج، آن چه مورد نیاز باشد.
مستقل، غیر وابسته، آزاد
روشن گر، روشن گرانه
1 - کاردان، کارشناس، کاربلد 2 - افراد سرشناس، افراد شناخته شده
دلّال، واسطه کمپرادور�واژه ای در�زبان پرتغالی�به معنای �خریدار� است. این واژه در گذشته نام عمومی بازرگانانی بود که در چین و هند و دیگر کشورهای جنوب آ ...
پُرشتاب
وضع موجود، حالت سکون
ویژگی ها، خصوصیات
ج قاری، خوانندگان
ترساندن ، زهر چشم گرفتن
۱. صورت جلسه، صورت مجلس ۲. دیوان، دستگاه اداری حکومت، جایی که اسناد را ضبط و نگهداری می کردند.
آشکارا
پرستار
آشفتگی، پراکندگی
در ادامه، در آینده
مروارید
والامقام ، عالی قدر، بلندمرتبه