برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

بزرگ زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نوعی ماهی
ماهی نقره ای
ماهی آزاد
١٣٩٨/٠٩/٢٤
|

2 شکار
صید
شکار کردن
صید کردن
١٣٩٨/٠٩/٢٣
|

3 نرم تنان
جانوران نرم تن
صدف
مترادفشم میشه:
Mollusc or mollusk
مثل اختاپوس یا همون هشت پا octopus

Snail( صدف)رو هم میتونیم مت ...
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

4 یعنی جشن سنتی فولکلور.
فقطم در آلمان نیست.
در اتریش خیلی هیجانی تر برگزار میشه.
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

5 گوش بُر
کلاهبردار
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

6 تضمین نشده
تایید نشده
اثبات نشده
١٣٩٨/٠٩/١٣
|

7 تصور غلط
باور نادرست
Wrong Impression
برداشت اشتباه
١٣٩٨/٠٩/١٢
|

8 مانتو
شنل زنانه
١٣٩٨/٠٩/١١
|

9 عفو مشروط
عفو با شرایط خاص
عفو به قید التزام
١٣٩٨/٠٩/١٠
|

10 over here یعنی در آنجا
مثلا: کجا میتونم کتمو آویزون کنم، در جواب : over here

over there یعنی در آنجا
مثلا: کجا میتونم فاطی رو ببینم، ...
١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

11 بی پرده
صمیمی
لخت بودن و عریان شدن هم معنی می دهد
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

12 رونمایی کردن،
به نمایش گذاشتن
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

13 استاد برجسته در علم مارکتینگ
شاید استاد کهنه کار و یا حتی استاد بازنشسته که معنی با تجربه بودن را میدهد بکار برد.
در ضمن ترجمه بازاربابی برای ...
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

14 عمل متقابل
تلافی
در جواب کاری اقدام کردن
١٣٩٨/٠٨/١٧
|

15 ۱. پیشتاز ، پیش قراول
۲. مرزی، منتهی الیه چیزی مثلا
frontier region که یعنی منطقه مرزی
a line or border separating two countries
خط م ...
١٣٩٨/٠٨/١٢
|

16 کلمه hymen بیشتر به معنی پرده بکارت است.
مترادف همین کلمه maidenhead است
ولی بطور کلی و عامیانه برای دخترانی که هنوز سکس نداشتن و دوشیزه تشر ...
١٣٩٨/٠٨/١٢
|

17 زندگی کردن
تجربه کردن
رعایت کردن
١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

18 پزشکی قانونی
جرم شناسی
١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

19 پبچ در پیچ
سخت و شلوغ
مثلا:
Lengthy and tortuous legal battle
نبرد حقوقی طولانی و سخت
١٣٩٨/٠٧/٣٠
|

20 بُز دلانه ١٣٩٨/٠٧/٢٤
|

21 whistleblower means:
a person who informs on a person or organization engaged in an illicit activity.
ویسِل بِلاوِه به معنای:
شخصی که اطل ...
١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

22 تفنگ
تفنگدار
١٣٩٨/٠٦/٣٠
|