آزیتا مهری

آزیتا مهری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



hierarchy٢٢:٢٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٣ترتیبات سلسله مراتب گزارش
25 | 1
accomodation١٠:٢٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٠محل اسکان سکونت گاه محل اقامت محل زندگیگزارش
74 | 1
well done٠٨:٣٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٠آفرین. مرحبا باریکلا خوب بودگزارش
39 | 3
crisp١٦:١٦ - ١٣٩٧/١٢/١٣چیپس ورق های نازک سیب زمینی سرخ شدهگزارش
32 | 1
old fashioned١٣:٢٦ - ١٣٩٧/١١/١٤قدیمی از مدافتاده گزارش
78 | 0
supersonic١٤:٥١ - ١٣٩٧/١١/١٣مافوق صوت فراصوتیگزارش
5 | 0
commanding١٤:٤٨ - ١٣٩٧/١١/١٣دستوری آمرانهگزارش
12 | 1
careful١٤:٣٨ - ١٣٩٧/١١/١٣حواس جمع مراقب مواظب گزارش
67 | 2
back seat١٤:٣١ - ١٣٩٧/١١/١٣کمک راننده شاگرد کسی ک روی صندلی کنار راننده میشینهگزارش
34 | 1
streetlight١٤:٢٦ - ١٣٩٧/١١/١٣تیر چراغ برق پایه ی برق توی خیابان و جاده نور توی خیابان و جادهگزارش
30 | 0
beneath١٤:١٧ - ١٣٩٧/١١/١٣زیر تحتگزارش
60 | 1
frequency٢٢:٤٢ - ١٣٩٧/١١/١٢فراوانی تکرر فزایشگزارش
101 | 1
insist٢٢:٢٢ - ١٣٩٧/١١/١٢اصرار کردن سماجت کردن پافشاری کردنگزارش
39 | 1
smack١٩:١٤ - ١٣٩٧/١١/١٢ضربه زدن سیلی زدن گزارش
44 | 1
turn toward١٧:٢٤ - ١٣٩٧/١١/١٢برگشتن ب سمت رو کردن به . .گزارش
28 | 1
rehabilitation١٦:٥٩ - ١٣٩٧/١١/١٢بازپروری اصلاح و تربیت مجددگزارش
39 | 0
look forward١٦:٣٩ - ١٣٩٧/١١/١٢چشم به راه بودن چشم انتظار بودن انتظار چیزی یا کسی را کشیدن منتظر بودنگزارش
53 | 1
trash١٦:١٩ - ١٣٩٧/١١/١٢آشغال زباله دورریختنیگزارش
71 | 1
wave١٦:١٧ - ١٣٩٧/١١/١٢موج آب موج مو گزارش
30 | 2
disarming١٢:٥٢ - ١٣٩٧/١١/١٠صمیمانه دوستانه محبت آمیزگزارش
25 | 1
farm٢٣:١٣ - ١٣٩٧/١١/٠٨زمین زراعی مزرعهگزارش
44 | 1
solitary٢١:٥٤ - ١٣٩٧/١١/٠٨تک فردیگزارش
53 | 1
have fun١٢:٤٤ - ١٣٩٧/١١/٠٧خوش بگذره خوش باشیگزارش
80 | 3
get in touch١٢:٤٠ - ١٣٩٧/١١/٠٧تماس گرفتن ارتباط برقرار کردنگزارش
28 | 1
cool٢٠:٣٤ - ١٣٩٧/١١/٠٦باحال خفن جالبگزارش
62 | 3
surprised٢٠:٢١ - ١٣٩٧/١١/٠٦غافلگیر شده گزارش
53 | 2
defensively١٣:٠٩ - ١٣٩٧/١١/٠٦دفاع گونه گزارش
7 | 0
get over٢٢:٣٥ - ١٣٩٧/١١/٠١غلبه کردن بر خلاص شدن ازگزارش
71 | 2
baggage claim area٢١:٢٦ - ١٣٩٧/١١/٠١بخش تقاضای وسائلگزارش
32 | 1
surf school١٩:٠٤ - ١٣٩٧/٠٩/٠٩مدرسه ی موج سواریگزارش
5 | 0
code٠١:٥١ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥رمز سیستم مجموعهگزارش
32 | 1
strenght١١:٢٠ - ١٣٩٧/٠٨/١٨توانایی توان قدرتگزارش
53 | 1
chapeau٠٠:٤٢ - ١٣٩٧/٠٨/١٧مقدمه سرآغازگزارش
12 | 0
cyber٢٢:١٢ - ١٣٩٧/٠٨/١٦مجازی اینترنتی شبکه اییگزارش
64 | 1
defraud٢٠:٤٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٥مکر کردن حقه زدنگزارش
16 | 1
fraudulently٢٠:٣٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٥مکارانه فریبکارانه بانیرنگگزارش
14 | 1
slight١٩:٢٢ - ١٣٩٧/٠٨/١٥ناچیز اندک جزئیگزارش
64 | 1
demolish١٩:٢١ - ١٣٩٧/٠٨/١٥معدوم کردن نابود کردنگزارش
21 | 0
break up١٩:٢٠ - ١٣٩٧/٠٨/١٥قطع ارتباط شکستنگزارش
92 | 1
excuse١٩:١٦ - ١٣٩٧/٠٨/١٥توجیهگزارش
69 | 1
wilful١٨:٢٠ - ١٣٩٧/٠٨/١٥عامدانه از قصدگزارش
16 | 1
unwarranted١٧:٤٠ - ١٣٩٧/٠٨/١٥نابجا بی تضمینگزارش
9 | 1
distribution١٣:٠٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٥توزیع پخشگزارش
71 | 3

فهرست جمله های ترجمه شده



paw١٥:٠٠ - ١٣٩٧/١١/٠٣
• The man had paws as big as those of a bear.
مرد چنگال هایی به بزرگی چنگال خرس داشت
23 | 5