پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٦٠
پیشنهاد
١

او تنها دوازده ساله از خانه فرار کرد.

پیشنهاد
١

او ، او را متهم به فرار از مسئولیت هایش کرد.

پیشنهاد
١

ما یک الگو در رفتار او مشاهده کردیم.

پیشنهاد
١

یک الگوی بالا و پایین رفتن دما وجود دارد.

پیشنهاد
١

این سد توازن بوم شناختی را به هم خواهد زد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در بازاریابی یعنی مشتری بالقوه که باید به مشتری بالفعل تبدیل شود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سفر و سیاحت جانانه آنها

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک شعر قهرمانانه باستانی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک فیلم بزرگ حماسی هالیوود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حماسه های هومر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماشین خفن epic=خفن درسته معنی مستقیم این کلمه "حماسی" هست. اما در ۹۰ درصد مواقع، کاربردی که داره معادل واژه "خفن" در ادبیات روزمره ما هست. مثلا وقتی ...

پیشنهاد
١

ما مشتاق ادامه داشتن این رابطه هستیم.

پیشنهاد
١

گفتگوها سراسر طول سال دنبال شد. / گفتگوها سراسر طول سال ادامه پیدا کرد.

پیشنهاد
١

او قادر نبود به شغلش ادامه بدهد.

پیشنهاد
١

ما گفتگویمان را بعد از شام از سر گرفتیم.

پیشنهاد
١

میل او برای باقی ماندن در مسئولیت.

پیشنهاد
١

همینطور به من غر می زد

پیشنهاد
١

آن ها پیوسته دست به دامن کمک می شدند

پیشنهاد
١

مخالفت آنان همچنان به گوش می رسد

پیشنهاد
١

من شروع کردم به تغییر دادن سرنوشت و تقدیر خودم.

پیشنهاد
١

آنها اکنون در دو سمت مخالف کشور زندگی می کنند، اما همچنان هر روز با هم صحبت می کنند.

پیشنهاد
١

نظر من در مورد این موضوع کاملاً متضاد با نظر شما است.

پیشنهاد
١

ما تقریباً در مورد همه چیز نظرات متضادی داریم.

پیشنهاد
١

اونا تو خونه روبروی ما زندگی می کنن.

پیشنهاد
١

من از او خواستم که آهسته برود، اما او کار متضاد را انجام داد و سرعتش را زیاد کرد

پیشنهاد
١

'زود' برعکسش چیه؟

پیشنهاد
١

طرف مقابل خیابون ساکت تره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من فرمانبردار تو هستم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او اژدها رو رام کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او اژدها رو رام کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من فرمانبردار تو هستم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همه چی رو توی خودش ریخت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همه چی رو توی خودش ریخت

پیشنهاد
١

یک عکس فوق العاده از او گرفت

پیشنهاد
١

اون مرد سعی کرد تفنگی رو که نزدیک ش پهن زمین بود برداره ( نزدیک ش روی سطح زمین بود. . . )

پیشنهاد
١

نه تنهایی زندگی میکنم ولی خانواده ام همون نزدیکان ( نزدیکم زندگی میکنن )

پیشنهاد
١

محاصرشون کردیم، نزدیک تر بشید ( حلقه ی محاصره رو تنگ کنید )

پیشنهاد
١

خودت رو از چیزهای جدید محروم نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در کار آفتی است

پیشنهاد
١

اما او همیشه با شیاطین دست و پنجه نرم کرده بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدجوری ساکته! awful اگر پیش از یک صفت دیگر قرار گرفته باشد، به عنوان یک تشدید کننده می تواند " بدجوری" ترجمه شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدجوری ساکته! awful اگر پیش از یک صفت دیگر قرار گرفته باشد، به عنوان یک تشدید کننده می تواند " بدجوری" ترجمه شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدجوری ساکته! awful اگر پیش از یک صفت دیگر قرار گرفته باشد، به عنوان یک تشدید کننده می تواند " بدجوری" ترجمه شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدجوری ساکتی! awful اگر پیش از یک صفت دیگر قرار گرفته باشد، به عنوان یک تشدید کننده می تواند " بدجوری" ترجمه شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدجوری ساکتی! awful اگر پیش از یک صفت دیگر قرار گرفته باشد، به عنوان یک تشدید کننده می تواند " بدجوری" ترجمه شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدجوری ساکته! awful اگر پیش از یک صفت دیگر قرار گرفته باشد، به عنوان یک تشدید کننده می تواند " بدجوری" ترجمه شود

پیشنهاد
١

در آن روزها سفر دریایی خطری واقعی به شمار می رفت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیشه پنجره شکسته

پیشنهاد
١

تو نمیتونی تلویزیون ببینی اون خرابه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک لیوان شکسته