پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٦٠
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقت دارد تمام می شود!

پیشنهاد
١

وقت ندارم این پروژه را تمام کنم؛ صبرم دارد تمام می شود.

پیشنهاد
١

بنزین ماشین در ناکجاآباد تمام شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خودکارم تموم بشه

پیشنهاد
١

وجوه مالی شرکت دارد به اتمام می رسد.

پیشنهاد
١

او بوسیله افراد ناشناس زیرگرفته و کشته شد

پیشنهاد
١

سعی داشت زیرم بگیره

پیشنهاد
١

دیر کردم، جلسه طول کشید!

پیشنهاد
١

دیر کردم، جلسه طول کشید!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قطارها روی ریل حرکت می کنند

پیشنهاد
١

بیا قبل از جلسه یک بار دیگر ارائه را مرور کنیم.

پیشنهاد
١

جمعیت با ناراحتی زیر لب غرغرکنان ( اون وضعیت رو ) تحمل می کردند

پیشنهاد
١

الکتریسیته جریان داره/برقراره تو این کابل

پیشنهاد
١

حرفاش مدام تو ذهنم بود ( جریان داشت/رد میشد/مرور میشد )

پیشنهاد
١

موجی از کف زدن و هلهله در میان جمعیت جریان داشت

پیشنهاد
١

یه نهر عمیق جاری بود تو اون ملک

پیشنهاد
١

او انگشتاش رو سریع تو موهاش کشید و به سمت بالا به من نگاه کرد

پیشنهاد
١

ترسی افتاده بود به جونش

پیشنهاد
١

پسره موهاش سریع شونه کشید ( شونه رو فرز و سریع می کشید تو موهاش )

پیشنهاد
١

اینم یه مرور سریع از تیترهای امروز. run - down ( خبری – رسانه ای ) : خلاصه ای از رویدادها، اطلاعات یا نکات مهم؛ معمولاً در قالب فهرست یا مرور سریع

پیشنهاد
١

میشه یه خلاصه از بودجه بهم بدی؟ run - down ( اداری – کاربردی ) : گزارش فشرده از وضعیت یا عملکرد چیزی؛ مثلاً در جلسات کاری یا ایمیل های مدیریتی

پیشنهاد
١

مدیر یه مرور کلی از استراتژی جدید ارائه داد. run - down ( تحلیلی – توصیفی ) : مرور کلی از جزئیات یک موضوع، پروژه یا وضعیت؛ گاهی همراه با نکات کلیدی

پیشنهاد
١

دکتر به من گفت که بیمار به نظر می رسم.

پیشنهاد
١

اگر این باتریها خالی شوند دوباره قابل شارژ هستند.

پیشنهاد
١

دولت تعداد سربازان را مخفیانه کاهش می دهد.

پیشنهاد
١

دو مرد نقاب پوش موتور سوار می خواستند منو بزنند.

پیشنهاد
١

او اغلب خودش را تخریب می کند.

پیشنهاد
١

از وقتی اون کار جانبی رو شروع کرده، خودشو از کار انداخته

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نا کار کردن خود، از پا انداختن خود به علت کار زیاد

پیشنهاد
١

اگر چراغ های ماشین روشن بماند باتری اش خالی میشه

پیشنهاد
١

رودی از کوه جاری می شود.

پیشنهاد
١

پلیس قاتل را دنبال کرد و دستگیرش کرد.

پیشنهاد
١

گربه ما توسط کامبیون زیر شد.

پیشنهاد
١

درحال حاضر بیشتر احساس ضعف دارم

پیشنهاد
١

درحال حاضر بیشتر احساس ضعف دارم

پیشنهاد
١

اشک از گونه هایش سرازیر شد.

پیشنهاد
١

در هتلی کوچک و بی کیفیت ماندیم ( مقیم شدیم )

پیشنهاد
١

اشک روی صورت دیوید جاری شد

پیشنهاد
١

اونا گذاشته بودن وسایل ( راحتی ) دفتر کهنه و از رده خارج بشه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خانه های مخروبه و پوسیده از بنیان run - down buildings=پوسیده و کهنه

پیشنهاد
١

ناگهان خودم رو درحال راه رفتن در خیابان دیدم

پیشنهاد
١

باتری ضعیف شده .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باران از آن پس زده میشود

پیشنهاد
١

جان خودش ( از تله/بند ) آزاد کرد و در رفت

پیشنهاد
١

جان خودش ( از تله/بند ) آزاد کرد و در رفت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک واگن برقی خارج از کنترل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک قطارِ ترمز بریده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک کامیونِ ترمز بریده

پیشنهاد
١

اون دختر متهمش کرد که از زیر بار مسئولیتش ها در رفته

پیشنهاد
١

مارک و خواهرم در حال برنامه ریزی برای ازدواج با هم هستند.