پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٦٠
پیشنهاد
١

او کتاب ها را روی قفسه چید.

پیشنهاد
١

شرکت یک مجموعه کامل از خدمات ابری ارائه می دهد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک کپه چوب خشک / یک عالم چوب خشک

پیشنهاد
١

یه پشته وافل ( نوعی کیک و کلوچه ) پهن بودن رو زمین کنار/بغل دست یه کپه پنکیکه توت فرنگی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه خروار کار

پیشنهاد
١

من نمی توانم در برابر کیک شکلاتی مقاومت کنم؛ من کاملاً عاشق هر چیز شیرین هستم.

پیشنهاد
١

پسر بچه آب نبات چوبی با طعم گیلاس خود را محکم در دست گرفته بود و نمایش دلقک را تماشا می کرد.

پیشنهاد
١

برخی گیاهان مکنده هایی تولید می کنند تا شاخه های جدید رشد کرده و در زمین پخش شوند.

پیشنهاد
١

با وجود هوشش، او همیشه فریب طرح های سریع ثروتمند شدن را می خورد.

پیشنهاد
١

او سعی کرد درباره خیریه جعلی به او هشدار دهد، اما او آنقدر ساده لوح بود که گوش نکرد.

پیشنهاد
١

آن مرد خیلی ساده لوح است؛ او همیشه به افرادی که هرگز پولشان را پس نمی دهند، قرض می دهد.

پیشنهاد
١

من همیشه عاشق ماجراجویی بوده ام، به همین دلیل به مکان های خطرناک سفر می کنم.

پیشنهاد
١

او واقعاً عاشق فیلم های عاشقانه است، مهم نیست چقدر کلیشه ای باشند.

پیشنهاد
١

هشت پا از مکنده های قوی خود برای گرفتن سنگ و جلوگیری از برده شدن توسط جریان آب استفاده کرد.

پیشنهاد
١

با اینکه می دانستم یک کلاهبرداری است، آنقدر عاشق یک معامله خوب بودم که فریب خوردم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

احمق و بازنده

پیشنهاد
١

من را ساده لوح گیر آوردی؟

پیشنهاد
١

با پلی لیست موردعلاقه ش توی ماشین حسابی حال کرد. jam out ( شنیداری – احساسی ) : گوش دادن به موسیقی با شور و حال زیاد، همراه با رقص، هم خوانی، یا غرق ...

پیشنهاد
١

گروه ساعت ها توی گاراژ با انرژی موسیقی زد. jam out ( موسیقایی – اجرا ) : نواختن موسیقی با انرژی، آزادی، و احساس—معمولاً به صورت بداهه یا گروهی

پیشنهاد
١

بی خیال همه چی، فقط با موزیک حال کنیم. jam out ( سبک زندگی – آزادانه ) : گاهی به عنوان نماد آزادی، بی خیالی، یا لذت بردن از لحظه استفاده می شه—نوعی ...

پیشنهاد
١

هر وقت اون آهنگ پخش می شه، حسابی حال می کنه.

پیشنهاد
١

کل شب کنار ساحل با موزیک حال کردیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اطلاعات ارزشمند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایده های ارزشمند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازخوردهای ارزشمند

پیشنهاد
١

او آن چنان قیافه پر ابهت و جدی داشت که من ترسیدم که چی می خواست بگوید.

پیشنهاد
١

یه تکه طلا داخلش بود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وظیفه خطیر و مهم ترکیب solemn duty توی بحث ها و مناظرات سیاسی خیلی استفاده میشه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پکر به نظر میای

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مسخره بازی درنیار

پیشنهاد
١

پسر چاق فهمید که پیشنهاد رژیم گرفتن چرند نیست.

پیشنهاد
١

دست کم گرفتن اهمیت خواندن احمقانه است.

پیشنهاد
١

آیا با این کلاه مسخره به نظر می رسم؟

پیشنهاد
١

فکر کنم این احمقانه ست که هر کسی بایستی مورد این سوال قرار داده شود ( این سوال ازش پرسیده بشه )

پیشنهاد
١

باور کردن داستان ماهیگیر احمقانه بود.

پیشنهاد
١

آنها در بالای تپه توقف کردند تا از مناظر لذت ببرند.

پیشنهاد
١

منظره کوهستان نفس گیر است.

پیشنهاد
١

ما چندین بار توقف کردیم تا چشم انداز زیبای ساحلی را تحسین کنیم.

پیشنهاد
١

این شهر به دلیل مناظر خیره کننده اش، یک مقصد گردشگری محبوب است.

پیشنهاد
١

شما برای رسیدن به آنجا از خارق العاده ترین مناظر عبور می کنید.

پیشنهاد
١

مناظر واقعاً زیبا بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگه نمی تونه ما رو خر کنه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو، ابله تمام عیار - احمق لعنتی - بیشعور نفهم

پیشنهاد
١

من یه احمق هستم که به تو اجازه دادم دیوار های مرا بریزی پایین ( خرابش کنی )

پیشنهاد
١

من یه احمق هستم که به تو اجازه دادم دیوار های مرا بریزی پایین ( خرابش کنی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خرم کردی گولم زدی

پیشنهاد
١

بیایید سکه ای بیندازیم تا تصمیم بگیریم چرخاندن: در برخی موارد، "toss" به معنای چرخاندن، شیر یا خط انداخن چیزی مانند یک سکه به کار

پیشنهاد
١

او توپ را به دوستش پرت کرد toss= پراندن یا پرت کردن: به معنای پرتاب کردن چیزی به صورت غیر دقیق یا غیررسمی.

پیشنهاد
١

خبر غیرمنتظره برنامه های او برای آخر هفته را دگرگون کرد toss= تغییر وضعیت: به معنای تغییر وضعیت یا موضع، به ویژه به صورت ناگهانی یا غیرمنتظره.

پیشنهاد
١

سالاد را با سس مخلوط کن Toss=مخلوط کردن: به ویژه در مورد غذا، به معنای ترکیب یا مخلوط کردن مواد غذایی به طور