نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نفوذ کردن مایعات: Soak
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cradle: معنی" بغل کردن" هم می دهد.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باریکه چوب: splinter
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
به صورت کامل: In full
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیش رو قرار دادن: present with
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ناهماهنگی: dissonance
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
decipherable: قابل رمزگشایی قابل فهمیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
گیره ی لباس: clothespin
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
قطعات شکسته: Shatters
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ابروریزی کردن: scandalize
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زور کردن: Press
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
متلک گونه: Snide
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از قبل فکر شده: aforethought
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بر پایه ی اعتماد: Trusting
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کف پوش لاستیکی: linoleum
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ظرف بیرون بر: Take - out container
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حساب بانکی ایجاد کردن: Set up a bank account
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
کف روی قهوه و: froth
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اویزان کردن تابلو: Hook the framed picture
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fenced in: حصارکشی شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ادای احترام: homage
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بسه دیگه: enough already
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ادای چیزی را در اوردن: Mimic
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با خشونت فیزیکی رفتار کردن: manhandle
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go out of one's mind: دیوانه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خلط دار: congested
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پر از خلط شدن: congest
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
باد تمام شد: The wind died down
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
واژگون شدن: overturn
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
واژگون کردن: overturn
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بی همتا: unsurpassed
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
بد دهن: Fool - mouthed
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
گیر انداختن: corner
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زبر و زرنگ: agile
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باز کردن چیز بافته: unravel
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دود گرفته: murky
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دندان قروچه کردن: gnash
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تخته یخ شناور: floe
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از روی لجبازی: out of spite
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
خشک و ترک خورده: chapped
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پولی که گروگانگیر دریافت میکند: ransom
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خس خس کردن: wheeze
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
گستاخ: brazen
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پاره شدن: snap
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شکمویی: gluttony
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دوربین مداربسته: CCTV closed - circuit television
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
دوربین مداربسته: CCTV closed - circuit television
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on tenterhooks: مضطرب بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
مهره ی چشم نظر: Evil - eye bead
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بی وقفه کار کردن: work away
٢ سال پیش