نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lay claim to: ادعا کنی که یه چی مال توعه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بدتر کردن: exacerbate Deteriorate compound
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
river campaign: زمین مسطح کنار رودخانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
initiative: طرح جدید پیش قدمی ، پیش قدم بودن n
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شاخ و برگ دراوردن: proliferate
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
دو پهلو: equivocal
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دور کردن شانس بد یا بدیمنی: Conjure away bad luck
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vision: نگرش، دیدگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نحس شوم: Unlucky
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the evidence of: پذیرفتنِ. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
حمله ی سرگیجه ای: Dizzy spell
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تیر سقف یا ساختمان: Beam
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pressed for compassion: نیازمند همدردی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow away: وزیدن و با خود بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flash: بارقه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
قهقهه زنان: Uproarious
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نان به نرخ روز خور: Opportunist
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make call for order: درخواست بکنی که نظم رو رعایت کنن ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take up the thread: ادامه دادن حرف موضوع را از سر گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
زود گذر ناپایدار: Ephemeral
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gibe: حرف مسخره آمیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
متحد شدن با کسی علیه کسی: Form alliance with sb against sb
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
characteristic: مختص خود ، ویژه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
muddied up: گل آلود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تقدیس کردن: sanctify
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وسوسه جنسی: Temptation
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نوک نوک زدن: Peck
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تقصیر توعه: The fault is yours
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
هسته میوه: Fruit stone
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برداشت سطحی: conjecture
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بین خودمون بمونه: Just between us
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دچار هاری: Rabid
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جاسوسی کردن: Snoop
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
دوران سخت: siege
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
نابرازنده: Unworthy
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سایبان: awning
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have no bearing on: ربط نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
رنگ های شاد: Festive colors
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cane and mud: کاه گل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
تقسیم بندی کردن: Allocate
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زخم زبان: diatribe
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اختلاس کردن: misappropriate
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جگرسوز: Heart - rending
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sustained: مستمر پیوسته دارای قوت قلب امیدوار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the care of: تحت نظرِ . . . تحت مراقبت ِ. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
براق کردن: Buff
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
پاشیدن مایعات: Sprinkle Strew
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
render visible: مرئی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
از روی ادب: Out of courtesy
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fair hand: خوش خط
٢ سال پیش