نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
باد کردن: Bloat
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
benefactor: خیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بد امدن: Despise Execrate
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
با دستمال پاک کردن: Mop Wipe
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
خودتراش: Safety razor
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
razor wire: سیم خاردار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بریده بریده: Staccato
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ضد گلوله: Armored
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stumble on: برخوردن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stumble on: برخوردن به
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stumble: برخوردن به
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شک شونده: Suspect شک شونده n Suspicious شک ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
propitious: مناسب . مساعد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
relegate: تنزل رتبه دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sinecure: شغل کم مسئولیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
anathema: چیز کاملا متضاد با عقاید شخص
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a priori: بر اساس تجربه های قبلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
جیغ: Lurid
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spared: در امان از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
شب نما: Flourescent
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
scrawl: خرچنگ قورباغه نوشتن v خط خرچنگ قورب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrawl: خرچنگ قورباغه نوشتن v خط خرچنگ قورب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flinch: یکه خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تقویم دیواری: Wall planner
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gummed: چسبدار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اشباع کردن: Suffuse
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dismiss: بیرون کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wandering: پریشان . پرت و پلا گو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
check into: پذیرش کردن . پذیرش شدن .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
بخش عمومی بیمارستان: General ward
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
entry: چیز نوشته شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
antiseptic: ضد عفونی کننده adj ماده ی ضد عفونی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
waring: مواظبت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فیشقیرتما: Squirt
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
چسب زخم: Band aid
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پوست میوه: Peeling
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supposedly: مثلا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blister: ورقه ی قرص که بخش هایی مثل اینکه ور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بوی تند: Tang
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
quits: برابر . مساوی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand off: عدم توافق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
register: فهمیدن . متوجه شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
talk through: صحبت کردن و حل و فصل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
register: تشخیص دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
yet: با این حال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
carapace: لاک لاک پشت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't push your luck: واسه به دست آوردن چیزی اونقدر پافشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take potluck: هرچه پیش آید خوش آید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
to the good: به نفع مفید دارای سود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to the good: به نفع مفید دارای سود
٢ سال پیش