نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
worn away: تمام شده فرسوده شده ساییده شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انگولک کردن: Tamper with
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lorgnette: Pince nez
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vicar: کشیش محل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
رگ به رگ کردن یا شدن: Sprain
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سوز دار: Nippy
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
posting: ماموریت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chatelaine: بانوی قلعه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put down: نوشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
immorality: غیر اخلاقی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
steeplechase: پرش با سرعت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
تقلید خنده دار: Burlesque
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
disembowelment: در آوردن دل و روده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disembowelment: در آوردن دل و روده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fretful: بی تاب و بی قرار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
loathe: متنفر بودن از Loath بی میل بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
goring: شاخ زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
بی ابرو کردن: Dishonor Discredit
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
استخوان بندی درشت: Thick set
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
چشمان چپ: Slanting eyes
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indulgence: اغماض چشم پوشی از خطای دیگران ولخرج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
برگزاری: Observance
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
command: به دست آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
سفارشی: Made to order
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
claim: کشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
libelous: توهین کننده .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
وسیله ی پیشگیری: Prophylactic
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
explosive: منفجره ماده ی منفجره ( هم اسم هم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mulberry: توت سیاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shelling: گلوله باران کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shelling: گلوله باران کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جهشی خواندن: Skip
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nerved up: شجاع . شجاعانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nickname: نام خودمانی .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manipulator: کنترل کننده ی با مهارت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
overwrought: عصبی و آشفته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overwrought: عصبی و آشفته
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
work out: از آب در آمدن پیش رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
avowal: اقرار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
انصافا: By right
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
indispensable: ضروری . جدایی ناپذیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
liability: بار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nailer: میخ ساز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overbearing: مستبد . سلطه جو. سلطه جویانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
upcoming: آتی . پیش رو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prevaricate: طفره رفتن از گفتن حقیقت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
offensive: حالت حمله متضاد defense
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compromising: از لحاظ اخلاقی اشتباه و خجالت آور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
overrun: پر کردن . زمان یا پول بیشتر گرفتن . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
accounts: روایات
٢ سال پیش