نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drawn: خسته و بیمار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
شکستن انگشتان: Crack knuckles
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
strike a blow: ضربه زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
نشانه ی بد: An evil omen
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پیش نیاز: Prerequisite
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
اسپند دود کن: Censer
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
solemnity: وقار جدیت تشریفاتی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
patent leather shoes: کفش ورنی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
زرشکی: Crimson Carmine
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
زرشکی: Crimson Carmine
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
out front: دم در
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
necking: ماچ و بوسه کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruffled: دارای حاشیه ی چین دار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
burner: سر شعله . ( روی اجاق گاز )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
studio bed: مبل تخت شو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
becoming: برازنده ( لباس )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tearoff: کندن لباس . در آوردن لباس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
اب پاشیدن: Dash water on the face
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
block: ساختمان بزرگ a large building that ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
corsage: گلی که به لباس میزنن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pencil tray: جا مدادی و خودکاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cluttered: شلوغ پلوغ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cluttered: شلوغ پلوغ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bete noire: آدم یا چیز نفرت انگیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bon mot: سخن هوشمندانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
junta: نظامیان حاکم شورای نظامی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
junta: نظامیان حاکم شورای نظامی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tarnish: تاری . کدری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tarnish: تاری . کدری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tarnish proof: مات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stack: تلنبار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wring out: چلاندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in confusion: نامرتب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
تعدیل نیرو: Downsizing
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
forklift: لیفتراک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adverse reaction: عوارض جانبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
adverse reaction: عوارض جانبی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
startling: شگفت انگیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
gasp: تعجب کردن و آه کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
فلفل قرمز دراز: Cayenne
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fend for oneself: محافظت کردن از خود . گلیم خود رااز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ripe: آماده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dust mop: طی گردگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
پخش کردن: Hand out Give out Put out
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wash one's mouth with soap: سرزنش کردن . دعوا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bolt: پیچ ته صاف ( پیچ معمولی میشه screw ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
efficiently: بدون فوت وقت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peakish: بیمارگونه . لاغر و نحیف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
جدول کنار خیابان: Curb
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shingle: پوشش سقف ، معمولا شیروانی
٢ سال پیش