برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

عاطفه محرابیان

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 ایوان ١٣٩٩/٠٢/٠٨
|

2 تحقیق ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

3 گذر عمر
١٣٩٩/٠٢/٠٤
|

4 انعطاف ناپذیری ١٣٩٩/٠١/٢٨
|

5 نمایان شدن ١٣٩٩/٠١/١٣
|

6 They named me after my grandfather
اسم پدر بزرگم را روی من گذاشتند.
١٣٩٩/٠١/١٣
|

7 منبع ١٣٩٩/٠١/١١
|

8 استخدام شدن در شغلی ١٣٩٨/١٢/١٤
|

9 در شغل ترفیع گرفتن ١٣٩٨/١٢/١٤
|

10 تشدید کردن، دامن زدن، به خورد دادن
Television feeds you false information
تلویزیون اطلاعات غلط به خورد شما می دهد
١٣٩٨/١٢/١٢
|

11 آزار دهنده، ویرانگر ١٣٩٨/١٢/١٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 distorted
• She screamed, her face distorted with fury and pain.
• او جیغ کشید، چهره اش با خشم و درد در هم ریخت.
١٣٩٨/١٢/١٢
|