نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
anaphoric: Anaphoruc یعنی پیش ارجاعی ارجاع یا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get to: فرصت داشتن برای انجام کاری، توانستن
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
beyond the compass: فراتر از حیطه , خارج از محدوده A de ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
given these facts: با توجه به این حقایق. . یادتون نره ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a suite of: مجموعه ای از The hotel provides a ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the precaution: احتیاط کردن She took the precaution ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
film premier: اولین باری که یک فیلم پخش یا اجرا م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ride a laugh: باعث خنده بیشتر مخاطب یا مخاطبین شد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bald truth: حقیقت محض The bald truth is that w ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as it's broadest: در گسترده ترین حالتش Anthropology, ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take someone up on an offer: پیشنهاد کسی را پذیرفتن One day I'll ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a bout of play: یک دور بازی A few bouts of play aff ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be off one's food: از دست دادن اشتها You may be off yo ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you've been ages: خیلی وقته ندیدمت! خیلی وقته از هم د ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be verbally abused: مورد توهین و فحاشی قرار گرفتن He wa ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be of no account to someone: مهم نبودن برای کسی، ارزش نداشتن Hi ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settle someone's account: تسویه کردن The customer was asked ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
abuse sb's trust: از اعتماد کسی سو استفاده کردن She r ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
meet someone's near and dear: دیدن عزیزان و نزدیکان
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to enjoy oneself to their fullest: حسابی خوش گذشتن ، حسابی لذت بردن Hi ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to exceed someone's limit: از حد خود فراتر رفتن I'm trying to ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to exceed the speed limit: از سرعت مجاز فراتر رفتن I was issue ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
card trick: ترفند یا شعبده بازی با ورق The magi ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
compensate someone for: پول دادن به کسی پس از صدمه، آسیب، ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
casing stone: سنگ پوشش. در هرم های مصر یک لایه سن ...
١ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold demonstration: تظاهرات کردن Hundreds of angry stud ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be bullied: مورد آزار قرار گرفتن I was bullied ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
any more than: معنی "همانطور که" می تواند باشد اما ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
first in human study: تحقیقاتی که برای اولین بار روی بشر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sheer abundance: مقدار بسیار زیاد I was amazed by th ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
absolute maximum: بیشترین حد ممکن، بیشترین تعداد ممکن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
absorb information: فهمیدن اطلاعات You really absorb i ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in great abundance: خیلی فراوان، خیلی زیاد, به میزان با ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be held captive: اسیر شدن That pilot was held capti ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lance the abscess: چرک کورک را خالی کردن ( با نیشتر زد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
first in man study: آزمایشات یا مطالعاتی که برای اولین ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
absolute confidence: اعتماد به نفس کامل یا مطلق People s ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come to an abrupt end: یک دفعه تمام شدن The meeting came t ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no fixed abode: بدون جای ثابت ( برای زندگی ) ، بدون ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
antiseptic liquid: ضدعفونی کننده The scar should be wa ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
absence of interest: عدم علاقه The absence of public i ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep balance: نگه داشتن تعادل, حفظ تعادل کردن I t ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
regain balance: بدست آوردن دوباره تعادل ( پس از از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose balance: از دست دادن تعادل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
accidental damage: آسیب ناگهانی, تصادفی، اتفاقی The in ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enforce the rule: اجرا کردن قانون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
desuggest: بازداشتن، منع کردن، دلسرد کردن، پیش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is congruent with: همسو بودن با، موافق بودن با، هماهنگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
become dated: Old - fashioned قدیمی شدن This ter ...
١ سال پیش
١