برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Mememaid

مترجم و تولیدکننده ی محتوا <br>Telegram: @mememaid

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 فرتوت ١٤٠٠/٠٢/١٤
|

2 قوانین آماری بولتزمن ١٤٠٠/٠٢/١٣
|

3 پارامغناطیس ١٤٠٠/٠٢/١٣
|

4 بی‌کفایت (خانواده) ١٤٠٠/٠٢/١٢
|

5 دارای پایه و اساس، مبتنی بر...، تثبیت شده، مبنادار ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

6 ظاهرشدنی (در برابر چیزی که برای آن برنامه‌ریزی شده)
پدیدآمدنی
سربرآورده
١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

7 گسترش دادن، فراخ کردن، فراتر رفتن (از) ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

8 ابراز ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

9 کثافت (در زبان اردو) ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

10 مدیریت، قاعده‌مندی، قاعده‌گذاری، کنترل قوانین ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

11 موسسه‌ی اعتبارسنجی ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

12 در کلیت خود
١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

13 قید (شرط) انحصار همکاری:توافقی که بر مبنای آن، (یکی از) طرفین ملزم به خرید (فروش) کالا از (به) طرف دیگر (یا هر نوع همکاری دیگر) به صورت انحصاری‌ست. ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

14 کارگزار فرانشیز ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

15 توزیع مبلغ (سود) کل
تسهیم کل مبلغ/سود/درآمد/...
١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

16 گردش درآمد ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

17 پیش‌بینی گردش درآمد ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

18 سقف وجه نقد
سقف نقدی
١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

19 سقف اعتبار ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

20 میزان بازده داخلی ١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

21 - تنور چیزی را داغ کردن، بازار چیزی را گرم کردن
- پویانمایی (کردن)
١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

22 ۱. کارمند دفتری (در بانک، اداره، و ...)
۲. مسئول پذیرش (در هتل، مهمانخانه،و ...)
١٤٠٠/٠٢/٠٢
|

23 داده‌های ورودی ١٤٠٠/٠٢/٠١
|

24 فلان روز ١٤٠٠/٠٢/٠١
|

25 گرایش فراگیر
ویار جهانی، ویار جمعی :)
١٤٠٠/٠٢/٠١
|

26 فراکاربست، چندکاربستی (در علوم اجتماعی): به کار‌ بستن و ترکیب چندین روش علمی در مطالعه‌ی یک پدیده ١٤٠٠/٠٢/٠١
|

27 مدون، رسمی (شده)، قانون‌مند (شده)، به ضابطه درآمده ١٤٠٠/٠٢/٠١
|

28 به شکلِ، در قالبِ ١٤٠٠/٠١/٣١
|

29 برد-برد (این معادل بسیار مفهومیه و عبارت positive-sum در اصل به حالتی اشاره داره که امکان افزایش سود و مزایا برای هردو طرف وجود داشته باشه)
حاصل-م ...
١٤٠٠/٠١/٣١
|

30 سازش‌پذیر، سازگار، تطابق‌پذیر، سریع‌الرضا ١٤٠٠/٠١/٣١
|

31 خودروی شهری ١٤٠٠/٠١/٢٩
|

32 برخورداری از منابع ١٤٠٠/٠١/٢٩
|

33 چارچوب، جدول ١٤٠٠/٠١/٢٩
|

34 صنف، شاخه‌ ١٤٠٠/٠١/٢٩
|

35 مثل سگ، مثل چی ١٤٠٠/٠١/٢٩
|

36 کسب و کار مکمل ١٤٠٠/٠١/٢٨
|

37 اغلب، اساساً، در بیشتر موارد، به طور کلی، عمدتاً، غالباً ١٤٠٠/٠١/٢٨
|

38 انداختن سایه‌ی شک
به زیر سوال بردن
به شبهه انداختن
مورد شک و تردید قرار دادن
١٤٠٠/٠١/٢٣
|

39 انداختن سایه‌ی شک بر چیزی
١٤٠٠/٠١/٢٣
|

40 اجماع علمی ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

41 موضع اجماع، موضع هم‌رایی ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

42 به نحو جانبدارانه، مغرضانه، با غرض‌ورزی، با تعصب، به شکل یک‌جانبه‌ ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

43 ناآگاه، بی‌خبر، بی‌اطلاع ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

44 گمراه شده،دارای آگاهی غلط نسبت به امری ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

45 جمعی از عوامل ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

46 پیشوای فکری
عقیده‌سالار
١٤٠٠/٠١/٢٣
|

47 رسانش دانش (نشر دانش از طریق ابزار ارتباطی)
این مفهوم نباید با communication science یا علوم ارتباطات(دانش کار با ابزار ارتباطی و شناخت و بررسی آن ...
١٤٠٠/٠١/٢٣
|

48 منقطع، ناپایدار، ناقص ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

49 محرک ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

50 بیش از حد ١٤٠٠/٠١/٢٣
|