برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Mememaid

مترجم و تولیدکننده ی محتوا
Telegram: @mememaid

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 get by ١٣٩٩/٠٩/١١
|

2 dubber
dubbing voice actor
dubbing artist
١٣٩٩/٠٩/١١
|

3 ۱. چاق و تپلو. گرد و گوشتالو (در مورد هیکل- با کانوتیشن مثبت)
۲. دور-گرد (در مورد اشیایی مثل اوریفیس/ ورودی و نام دیگر ورودی دهانه‌شیپوری)
١٣٩٩/٠٨/١٥
|

4 کم‌ارج‌پندار
مثال: یک کودک تیزهوش، قربانی نظام کم‌ارج‌پندار مدرسه است. A gifted child is a victim in the underestimating schooling system
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

5 استثنایی مضاعف
کودکان و نوجوانانی که علاوه بر استثنایی بودن از نظر تیزهوشی و سرآمدی، دچار یک نوع اختلال یادگیری نیز می‌باشند.
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

6 اجتماع-خواست
آنچه از سمت جامعه از فرد خواسته شده یا انتظار می‌رود
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

7 تیزهوشی
gifted: تیزهوش
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

8 بسته (الکترونیک و مدار) ١٣٩٩/٠٤/١٦
|

9 هجوم ١٣٩٩/٠٤/١٣
|

10 ۱. فراغت برای تجدید قوا
۲.بی ثمر ماندن،عقیم ماندن
١٣٩٩/٠٤/١٣
|

11 دفتر/دفترچه‌ی کار ١٣٩٩/٠٤/١٣
|

12 دفتر/دفترچه‌ی کار ١٣٩٩/٠٤/١٣
|

13 ویژگی اختصاصی، مشخصه ١٣٩٩/٠١/٠٦
|

14 ندامتگاه کودکان و نوجوانان
در کل به معنای دستگاه قضایی مربوط به بزهکاران زیر ۱۸ سال که بر حسب مَجاز، به محل نگهداری یا تادیب کودکان و نوجوانان یا ...
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

15 مصمم، حساب کرده روی چیزی ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

16 دانش اندوخته ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

17 تعرض جنسی
(این عبارت، تنها تجاوز جنسی رو بیان نمیکنه بلکه هر نوع اقدام جنسی بدون رضایت فرد رو شامل میشه)
١٣٩٩/٠١/٠٥
|

18 بهنجار ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

19 نابهنجار، غیرهنجاری ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

20 تمام جوانب کاری را سنجیدن ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

21 حافظه‌ی فعال ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

22 تکلیف پشت میزی ١٣٩٨/١٢/٢٩
|

23 (روانشناسی تربیتی ) حواس جمعی، در جریان بودن کامل(نسبت به اوضاع کلاس و دانش آموزان)
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

24 در جریان، باخبر، شش دانگ حواس جمع، چهارچشمی مراقب ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

25 لاتین تبار (تبار آمریکای جنوبی و مرکزی) (در اغلب موارد)
اسپانیایی یا پرتغالی تبار (در بعضی موارد خاص)
١٣٩٨/١٢/١٤
|

26 کم بها داده شده ١٣٩٨/١٢/١٤
|

27 وارد کردن (در خصوص ایده‌های جدید) ١٣٩٨/١٢/١٣
|

28 خیر همگانی، خیر عمومی، امر عام المنفعه،مصلحت جمعی ١٣٩٨/١٢/١٣
|

29 تاثیرپذیر ١٣٩٨/١١/٢٧
|

30 (اصطلاح) مو، کاکل ١٣٩٧/١٠/٠٦
|

31 اتوکیو، دستگاه متن نما یا تله پرامپتر (teleprompter)
تجهیزی که متن خبر (یا غیره) رو به گوینده ی تلویزیون نشون میده
١٣٩٧/١٠/٠٥
|

32 (مخصوصا در حوزه ی نظامی) پیاده روی با تجهیزات سنگین و در شرایط جغرافیایی نامساعد ١٣٩٧/١٠/٠٤
|

33 کوله پشتی (معمولا مورد استفاده برای سربازان و نیروهای نظامی)که یه زیربند چوبی و یه کمری برای استفاده به عنوان کمربند و بستن کوله به دور کمر داره ١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

34 نابود، منهدم، درهم کوبیده شده، با خاک یکسان شده
شکل دیگر wrecked از زبان مخصوص gaming
اشاره به بازیکن یا تیمی که مدام به یه حریف می بازه
هم ...
١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

35 (این واژه قدیمیه و به ندرت استفاده میشه)
۱. چرخیدن، گشتن، دور خوردن
مثال از شعر "سفری به بیزانس" از "ییتس":
Come from the holy fire, pern ...
١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

36 لباس ورزشی (عامیانه)، گرمکن سرتاپا، همون tracksuit ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

37 پیروزی راحت و بی دردسر، برد قاطع (ناشی از ضعف حریف) ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

38 مارک خارجی بستنی محبوب و پرطرفدار ، یه چیزی تو مایه های �میهن� خودمون ١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

39 رقص دب، حرکتی ساده با دو دست که بیشتر از بار رقص و حرکت، بار معنایی و فرهنگی داره
ヾ(-_- )ゞ
١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

40 ۱. خل و چل، خل وضع، احمق
۲. کپل، ماتحت
١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

41 داغون، نابود، له

مثال:
I'm gutted Kem didn't make it to the final
(داغون شدم "کم" نرسید به فینال)
١٣٩٧/٠٩/٢١
|

42 ۱) به جا، مناسب و مرتبط
۲) شیک و تمیز، جذاب
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

43 اصطلاحی برای زمانی که پیشرفت کاری متوقف می شود.
حالت خوف و رجا
وضعیت انتظار برای ادامه ی کار
١٣٩٧/٠٩/٠٧
|

44 سگ نژاد داکسهوند (Dachshund) ١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

45 چکاپ کامل
معاینه ی تخصصی
١٣٩٧/٠٦/٢٧
|