برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آسا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 Let off
1. مترادف با get offبرای هواپیما و اتوبوس
2.اجازه دادن به کسی که به طرز غلط یا غیر قانونی کاری را انجام داده بدون بازخواست برود.
3. ...
١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

52 be after somebody/something
در جستجوی کسی یا چیزی بودن.
.That boy’s always in trouble – the police are after him again
خواستن چیزی که متعلق ...
١٣٩٧/٠٦/٢١
|

53 it hit me
ناگهان، بالاخره، (چیزی را) فهمیدم.
١٣٩٧/٠٦/٢١
|

54 شخصی که سوپ را به نام خیریه میدهد. شخص کاتولیک سابق که در دوران قحطی برای بدست آوردن غذا به پروتستان گرویده است. شخص که در دوران قحطی ایرلندی غذاها ... ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

55 آسا ٠٩:٢٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
In the wings
آماده و در دسترس بودن خصوصا برای آنکه جای کس دیگری را بگیرد
به حالت آماده باش بودن
آماده بودن برای ان ...
١٣٩٧/٠٦/١٩
|

56 go out of your way
سخت تلاش کردن برای انجام کاری خصوصا برای شخصی دیگر
.They really went out of their way to make us feel welcome
تلاش کردن ...
١٣٩٧/٠٦/١٧
|

57 اصطلاحی برای شخصی شگفت انگیز و زیبا. ١٣٩٧/٠٦/١٧
|

58 Slip out
به سرعت و به آرامی و با ظرافت لباسی را درآوردن. در این کاربرد به صورت
( slip out of somting) به کار میرود.
She slipped out of her ...
١٣٩٧/٠٦/١٥
|

59 go away
این عبارت وقتی به کار میرود که بخواهید کسی همین الان از زندگیتان خارج شود.برو گمشو.
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

60 آرام و خونسرد، جذاب و گیرا، شیک و عالی، دارای بدنی زیبا و جذاب ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

61 نگفتن یا بیان نکردن عقیده
انجام ندادن کاری به دلیل ترس یا به این دلیل که نمیخواهید وضعیت بد بدتر شود.
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

62 غرور، جدیت
Pride, seriouness
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

63 go for
۱. سخت تلاش کردن برای انجام یا بدست آوردن چیزی
۲. تشویق کردن دیگران برای انجام کاری
۳.عاشق کسی یا چیزی بودن، دوست داشتن
۴.انتخاب ...
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

64 win over
بدست آوردن حمایت یا رضایت از کسی

.It was still tough to win over friends and family
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

65 یک شخص از طبقه پایین اجتماع، فرد عادی و روستایی، آدم پست، بازنده، شخص فقیر.
Husband: Oh No I have no money to feed the kids, dear wife
Wife: O ...
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

66 یک درس مقدماتی برای چیزی.
.If he cant teach grilling 101, I don't know who can
مرور اولیه یا آموزشی، اصول اولیه
.I would like to get into ba ...
١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

67 leave well enough alone
ول کردن، اجتناب از تلاش برای اصلاح، تعمیر، بهبود آنچه که قبلا با اندازه کافی برایش تلاش شده است.
١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

68 of recent vintage
چیزی که اتفاق افتادن یا شروع شدن آن مربوط به خیلی وقت پیش نیست. جدید است.
مترادف با recent
١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

69 کاملا (بالغ، آماده، رشد کرده)، رسیده، کاملا (پیشرفت، ترقی، توسعه) پیدا کرده. ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

70 لب تا لب (برای لیوان آب و غیره) ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

71 trail off
تحلیل رفتن، محو شدن
١٣٩٧/٠٦/٠١
|

72 Trill off
کمتر یا کوچکتر یا بدون صدا شدن
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

73 مطمئن بودن از (موفقیت یا اتفاق افتادن) چیزی
یک چیز مطمئن (حتی میتواند منظور پول درون کیف باشد)
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

74 be set in your ways
برای انجام کارهای هر روزه و اینکه قصد تغییر عادتهایت را نداشته باشی.
As people get older, they often become set in their wa ...
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

75 ill-temper
به شخصی گفته می شود که خیلی زود عصبانی می شود.
در مورد یک موقعیت مثلا یک بازی، معنای اعصاب خورد کن دارد.
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

76 وقتی گفته می شود شخصی grow up است،
بدین معنی است که او بزرگسال یا شخصی مسئولیت پذیر است.
١٣٩٧/٠٥/٣١
|

77 fancy footwork

گامهای ظریف در رقص.
.The old man was known for his fancy footwork when he was on Broadway
حرکات زیرکانه پا که به شخص ک ...
١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

78 look up
تلاش برای یافتن اطلاعات از طریق جستجو در کتاب یا یک لیست یا با کامپیوتر،investigate, look into, follow up
بهتر شدن، improve, recover، < ...
١٣٩٧/٠٥/٣٠
|

79 مرز(حاشیه، لبه) اطراف یک حفاظ
a border around a shield
١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

80 حمام آفتاب گرفتن، ضدعفونی کردن و یا طراوت بخشیدن با قرار دادن در معرض آفتاب
مترادف با bask ، از کلمه لاتین apricus می آید.
aprication: The a ...
١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

81 work one's way
برای حرکت کردن به آرامی و به سختی به موقعیتی خاص
.I worked my way to the center of the crowd
١٣٩٧/٠٥/٢٧
|

82 در نظر گرفتن(کسی بعنوان یک شخصیت بد یا بعنوان کسی که کارهای بد انجام می دهد)
consider� or refer
They branded him as a man without� moral� c ...
١٣٩٧/٠٥/٢٦
|

83 ناگفته، مبهم، غیر شفاف ١٣٩٧/٠٥/٢٥
|

84 تحریک کردن، ایجاد احساس برانگیختگی
Turns on, Causes feelings of arousal
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

85 جلب توجه فوری کردن، بسیار قابل توجه بودن
That red lettering really leaps out from the page

برجسته یا مشخص شدن بواسطه تضاد کامل (با چیزی یا ...
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

86 اسم رمز برای استفاده در زمانی که می خواهید با کسی عشق بازی( یا مثلا made out, make out, French kiss) کنید.
در رده بندی شامل:
دست در دست بود ...
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

87 اینکه زنی اشاره کند به اینکه شب قبل با مردی رابطه داشته وقتی واقعا نمی خواهد به این موضوع اعتراف کند.
What did you do with that guy last night? Oh ...
١٣٩٧/٠٥/٢٤
|

88 دامن زدن به، تشویق احساسات بد در جمع کثیری از مردم ١٣٩٧/٠٥/١٩
|

89 large and soft ١٣٩٧/٠٥/١٩
|