برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

عرشیا صاعدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Once = زمانی که ، هنگامی که ١٣٩٩/٠٩/٠٦
|

2 Until = تا اینکه ، تا وقتی که

.Until I left lran , I got married .
تا اینکه از ایران خارج شدم ، ازدواج کردم .
١٣٩٩/٠٩/٠٦
|

3 هر چه زود تر ... ١٣٩٩/٠٩/٠٦
|