Arezou Mhn

Arezou Mhn

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



see to the door١١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣بدرقه کردن/ مهمان را تا جلوی درِ خروجی همراهی کردن.گزارش
2 | 0
ampilification١١:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٢( سخن، فکر، داستان ) تفصیل/ بسط/ گسترش. ( صدا، جریان، ولتاژ ) تقویت/ دامنه افزایی.گزارش
0 | 0
alienated١٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢١alienate sb from sb/sth کسی را از کسی/چیزی برگرداندن؛ کسی را از کسی/چیزی دور کردن؛ کسی را از کسی/چیزی بیزار کردن؛ کسی را نسبت به کسی/چیزی بیگانه کردنگزارش
0 | 0
latchkey child١٨:٠٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٤کودکی که مادرش کار می کند.گزارش
12 | 0
sadomasochist١٣:١٨ - ١٣٩٧/١١/١٣آزارخواهی، آزارگری، سادومازوخیسم. عبارت است از: آزار دادن، تحقیر دیگران، بی احترامی به آن ها یا آزار دیدن و یا مورد بی احترامی و تحقیر دیگران قرار گ ... گزارش
2 | 0
set aside١١:٢٤ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠کنار گذاشتن، پس انداز کردن، ( وقت ) تخصیص دادن، فراموش کردن، درنظر نگرفتن، نادیده گرفتن، ( حقوق ) ابطال کردن، لغو کردنگزارش
170 | 1
unflagging٠٩:٥٢ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠کاهش ناپذیر، خستگی ناپذیر، خلل ناپذیر، پایدار، مستمر، تمام نشدنیگزارش
23 | 0
solipsistic١٥:٣٢ - ١٣٩٧/٠٧/١٢( فلسفه ) خودانگارانه، خودباورانه، خودمدارانهگزارش
18 | 0
escapist١١:٠٨ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠واقعیت گریز، واقع گریزانهگزارش
18 | 1
adulthood١٠:٣١ - ١٣٩٧/٠٦/٢٦بلوغ، کمال، بزرگسالیگزارش
46 | 1
bereft١٢:٥٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥مأیوس، ناامید، غریب، ناتوان، عاجز. bereft of: محروم از / فاقدِ. . .گزارش
76 | 1
undifferentiated١٢:٣٨ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥یکپارچه، یکدست، به هم پیوسته، تفکیک نپذیر، نامشخصگزارش
41 | 1
self defeating١٠:٠٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥( عمل و غیره ) محکوم به شکست، چیزی که نتیجۀ عکس می دهد.گزارش
12 | 1
reflexive٠٩:٣٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٥عمل یا رفتار غیرارادیگزارش
28 | 0
unfashionable١١:١٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤قدیمی، از مُد افتاده، نامعمول، نامتداول، نامرسومگزارش
14 | 0
compulsively١٠:١٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤۱. از روی وسواس، بی اختیار، بی اراده ۲. به طور عالی، به طور جذابگزارش
39 | 1
impoverishment١١:١٤ - ١٣٩٧/٠٦/٠٦تحلیل رفتگی، بی بنیگی، ضعف، بی قوتیگزارش
12 | 0
scapegoate١٤:١٦ - ١٣٩٧/٠٤/٣٠سپرِ بلا، بلاگردانگزارش
2 | 0
supersed١١:٠٩ - ١٣٩٧/٠٤/٣٠جایِ. . . را گرفتن، جایگزینِ. . . شدن، از دور خارج شدنگزارش
16 | 0
tongue١٤:١٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٧put/ stick one's tongue out زبان خود را نشان دادن، ( برای تحقیر ) زبان خود را درآوردن، دهن کجی کردنگزارش
41 | 2
varigated١٠:٢٢ - ١٣٩٧/٠٤/١٠( برگ، گیاه ) رنگارنگ، چندرنگ، خال دار. متنوع، گوناگونگزارش
7 | 0
hubris١٣:٠٢ - ١٣٩٧/٠٤/٠٦تکبر، نخوت، تفرعن، خودبرتربینی.گزارش
14 | 0
fiendful١٢:٣٠ - ١٣٩٧/٠٤/٠٦شیطانی، اهریمنی، شریرانه، شیطان صفتانه. ( هوا، تنبیه و غیره ) بد، سخت، زشت. ( مسئله ) سخت، پیچیده، بغرنج. ( خلق و خو ) تند، بد، خشن.گزارش
0 | 0
ideology١٢:١٨ - ١٣٩٧/٠٤/٠٥مرام، مسلک، مکتب، نظریۀ غیرعلمیگزارش
2 | 0
victimization١٠:٥٥ - ١٣٩٧/٠٤/٠٥آزار، اذیت، شکنجه، تعدی.گزارش
9 | 1
rag and bone man١٠:١٦ - ١٣٩٧/٠٤/٠٥کهنه خر، ( در محاوره ) کاسه بشقابی، کسانی که در گذشته در خیابان ها می چرخیدند و اجناس کهنه و مستعمل مثل پوشاک، مبلمان و . . . را به قیمت ارزان می خری ... گزارش
5 | 0
morally١٠:١١ - ١٣٩٧/٠٤/٠٥اخلاقی، مطابق اخلاق، طبق موازین اخلاقی، به احتمال قوق، به احتمال قریب به یقین.گزارش
28 | 1
aborginal١٠:٢٣ - ١٣٩٧/٠٣/٢٨بومی، ( با حروف بزرگ ) مربوط به بومیان استرالیا، بومی استرالیا، حیوان یا گیاه بومی.گزارش
5 | 0