کبری ذوله

کبری ذوله

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



unsung hero١٠:٠١ - ١٣٩٨/٠٤/٢٥قهرمان قدر ناشناختهگزارش
9 | 0
best effort٠٩:٥٢ - ١٣٩٨/٠٤/٢٥تمام تلاشگزارش
2 | 0
in summary١٦:٤٢ - ١٣٩٨/٠٤/١٩خلاصه آنکه، در یک کلامگزارش
39 | 0
make it big١٢:٥٦ - ١٣٩٨/٠٤/١٩اسم در کردنگزارش
18 | 0
possibility٠٦:١٥ - ١٣٩٨/٠٤/١٩امکان، گزینه ی ممکنگزارش
37 | 1
torso١٠:١٧ - ١٣٩٨/٠٤/١٦بالاتنهگزارش
57 | 1
as he sees fit٠٨:٢٦ - ١٣٩٨/٠٤/١٥به صلاح دید خود هر طور که مصلحت میداندگزارش
2 | 0
juice cleanse٠٥:٣٧ - ١٣٩٨/٠٤/١٤رژیم آب میوه، رژیم آب میوه و سبزیجاتگزارش
2 | 0
portfolio of investments١١:٣٨ - ١٣٩٨/٠٤/١١سبد سهامگزارش
2 | 0
mantra٠٨:١٥ - ١٣٩٨/٠٤/١١ورد، ذکرگزارش
108 | 1
six figure١٢:٢٦ - ١٣٩٨/٠٤/١٠( در مورد کار و دستمزد ) نان و آب دارگزارش
21 | 0
sales call١٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٤/١٠بازاریابی تلفنی، تماس بازاریابیگزارش
5 | 0
health workers٠٧:٢٢ - ١٣٩٨/٠٤/٠٧بهداشتیارگزارش
7 | 1
onetime٢٠:١٢ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣فقط یک بار، یک بار برای همیشهگزارش
9 | 1
leg warmers١٢:٥٦ - ١٣٩٨/٠٤/٠١ساق گرمکن، گرمکن ساقگزارش
9 | 0
proactively٠٨:٣١ - ١٣٩٨/٠٣/٣٠پیشگیرانه، آینده نگرانه، آینده بینانهگزارش
25 | 0
journaling١٦:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩خاطره نویسیگزارش
14 | 0
effortful١٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨با زور و بلا، به زور و زحمتگزارش
12 | 0
potentiation٠٧:٢٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨ظرفیت سازیگزارش
2 | 0
take away٠٧:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨۱. بیرون بر ۲. نکته ی مهم، لُب مطلبگزارش
97 | 1
publicaly١٨:٥٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٧در ملاء عام، در انظار عمومی، در چشم مردمگزارش
5 | 0
avoid١٨:٥٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٧شانه خالی کردنگزارش
28 | 2
شاخ غول شکستن١٠:١٣ - ١٣٩٨/٠٣/٢٦دلاوری کردن، کار سخت و بزرگی انجام دادنگزارش
7 | 0
confined١٠:٣١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٥اسیر و زمینگیرگزارش
12 | 1
guide٠٨:٤٨ - ١٣٩٨/٠٣/٢٤راهنمای گردشگری، راهنمای تورگزارش
16 | 0
muscle up١٠:٠٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٣بارفیکس زدنگزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



friction١٧:٥٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٨
• Oil prevents friction from wearing down engine parts too quickly.
روغن مانع ساییدگی و فرسودگی سریع قطعات موتور میشود.
9 | 1