مترجم

مترجم

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



put to sleep١٢:٤٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤1. خواباندن ( فردی ) مثلا بچه ای 2. خلاص کردن - راحت کردن - کشتنگزارش
7 | 0
breifly١٢:١١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤1. برای مدت کوتاهی 2. به صورت خلاصهگزارش
0 | 0
tasteful١١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٤توجه کنیم که tasteful برای لباس، مبلمان، اتاق و . . به کار میرود به معنای خوش سلیقه و خوش قریحه هست. برای غذا از tasty استفاده میکنیم. اما نکته قاب ... گزارش
25 | 0
in passing١٦:١٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣در حاشیه - به طور اتفاقیگزارش
2 | 1
at short notice١٦:٠٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣بدون اطلاع قبلی - ظرف مدت کمی - به محض اطلاع I can't meet you at short notice. بدون اطلاع قبلی نمیتونم ملاقاتت کنم.گزارش
32 | 1
on reflection١٥:٥٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣پس از تامل/تعمق/بازاندیشیگزارش
7 | 0
on merit١٥:٥١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٣بر حسب شایستگی ، hey judged the case on its merits. بر حسب شایستگی های اون پرونده داوری اش کردند.گزارش
14 | 0
concerning١٠:٥٦ - ١٣٩٩/٠٤/٣١thank you for your letter concerning از ارسال نامه در خصوص/رابطه با. . . . متشکرمگزارش
5 | 0
with reference to١٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/٣١With reference to your letter of 3 June عطف به نامه ارسالی در تاریخ سوم ژوئن. . . .گزارش
12 | 0
following١٠:٥١ - ١٣٩٩/٠٤/٣١پیرو - متعاقب following our conversation/meeting پیرو گفتگو یا جلسه ای که. . . .گزارش
14 | 1
in response to١٠:٤١ - ١٣٩٩/٠٤/٣١در جواب I'm writing in response to your appeal for aid in این پاسخ را در جواب نامه ای که در آن تقاضای کمک کرده بودید مینویسم. . . .گزارش
7 | 0
eye for an eye and a tooth for a tooth١٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠قصاص یا مقابله به مثلگزارش
5 | 0
blood is thicker than water١٨:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠به خویشان دل مردم افزون کشد - که خون عاقبت جانت خون کشد.گزارش
5 | 0
the end justifies the means١٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠هدف/نتیجه راه و روش/وسیله رو توجیه میکنهگزارش
23 | 1
lightning never strikes twice in the same place١٧:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠یک بلا دو دفعه/دوبار و به یک شکل سر آدم نازل نمیشهگزارش
12 | 0
easier said than done١٧:٢٨ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠به زبان آسان آیدگزارش
9 | 1
law and order١٠:٣٣ - ١٣٩٩/٠٤/٢١قانون و نظم اجتماعیگزارش
7 | 0
first and foremost١٠:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢١اول از هر چیز در در جه اول قبل از هر چیزگزارش
32 | 0
too good to be true١٥:٥٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٩باور کردنی نیست که اینقدر خوب باشهگزارش
7 | 1
let your hair down١٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩نفس راحتی کشیدنگزارش
5 | 0
all things being equal١٥:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٩در شرایط مساوی/برابرگزارش
5 | 1
the faintest idea١٤:٤٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٩پاک بی خبرم، اصلا نمیدونم، روحمم خبر نداره اون همه پول رو از کجا آورده! I haven't the faintest idea where he brought that huge amount of money.گزارش
2 | 0
it's not your day١٤:٣٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٩not be one's day روز بد بیاری/ روز بدشانسی کسی I hurt my hand, then I burnt my tone. Oh it's not your day is it? اول دستم رو اسیب زدم بعدم زبونم رو ... گزارش
0 | 0
mind go blank١٤:٢٣ - ١٣٩٩/٠٤/١٩از ذهن پریدنگزارش
2 | 0
flak١٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٩مخالفت شدیدگزارش
5 | 0
vestigial٢١:٣٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٨بازمانده - باقیماندهگزارش
5 | 0
showdown٢١:٢٠ - ١٣٩٩/٠٤/١٨رودرویی نهایی - درگیری نهاییگزارش
30 | 0
put out feelers٢١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٧مزه دهن کسی را چشیدن - نظر کسی را فهمیدنگزارش
5 | 0
namely١٦:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٧به طور دقیق تر ( بگم )گزارش
37 | 1
sought after١٥:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/٠٧پ طرفدار و نایاب/کمگزارش
7 | 0
just١٦:٣٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠٥به سختی/ با زحمتگزارش
14 | 0
better still١٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٤/٠٥از این بهتر/ از این هم بهترگزارش
16 | 1
food miles١٢:١٩ - ١٣٩٩/٠٤/٠٥مواد غذایی غیر محلی/غیر بومیگزارش
12 | 1