سمیعی

سمیعی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



tertiary education٠٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠٩/١٢تحصیلات دانشگاهیگزارش
0 | 0
oestrus١٩:٣٤ - ١٤٠٠/٠٩/١١دوره ی جفت گیری و لقاحگزارش
0 | 0
witty١٤:٣٧ - ١٤٠٠/٠٩/١١بامزهگزارش
0 | 0
plunk١٧:٤٩ - ١٤٠٠/٠٩/٠٦پر و پیت کردن پرنده, جدا کردن پرها ( قبل از پختن )گزارش
0 | 0
expressive١٣:٢١ - ١٤٠٠/٠٩/٠٤حاکی از ( چیزی بودن )گزارش
0 | 0
converge١٢:٠٠ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩هم سو شدن, هم جهت شدن ( افکار, اهداف و . . . )گزارش
0 | 0
in its wake١٧:٤١ - ١٤٠٠/٠٨/٢٧به دنبال خودگزارش
0 | 0
introduction١٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٧عرضه ( کالا یا خدمات جدید )گزارش
0 | 0
sense of purpose١٧:٠٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥احساس هدفمند بودنگزارش
2 | 0
standstill١٩:٣٤ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣سکون, عدم حرکتگزارش
2 | 0
harness١٩:٣٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣استفاده ی بهینه بردن از چیزیگزارش
0 | 0
abide١٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣تحمل کردنگزارش
0 | 0
disproportionate٢٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٠غیریکنواختگزارش
0 | 0
get off٢٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٠ترک کردنگزارش
0 | 0
indiscriminate١٦:١٩ - ١٤٠٠/٠٨/١٣نسنجیدهگزارش
0 | 0
enraptured١٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠٧/٢٦مسحور شدهگزارش
0 | 0
treat١٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/٢٦عیش , سورگزارش
0 | 1
upheaval٢٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٧/٢٢تغییر اساسیگزارش
0 | 0
go ahead٢٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٧/٢٢شروع کردن به انجام کاریگزارش
0 | 0
have a word٢٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠٧/٢٢با کسی صحبت کردنگزارش
0 | 0
veraciously٢٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٢با اشتیاق فراوانگزارش
0 | 0
come into one٠١:١٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٢مفید و موثر واقع شدنگزارش
2 | 0
engender٠٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٧/١١engender trust: جلب کردن اعتمادگزارش
2 | 0
undisputed١١:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٦مورد توافق همهگزارش
2 | 0
erode١٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٦دچار فرسایش شدنگزارش
2 | 0
overladen١٠:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٦بیش از ظرفیت مجاز پرشدهگزارش
5 | 0
replenish٠١:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٦شارژ مجددگزارش
0 | 0
better late than never١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٤از هیچ کاری نکردن که بهتره!گزارش
0 | 1
acoustic٠٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٤غیر الکترونیکی یا الکترومکانیکی ( در مورد وسایل موسیقی و سازها به کار می رود. مثل گیتاری که با انگشتان نواخته می شود )گزارش
2 | 0
brown goods٠٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/١١وسایل برقی کوچکگزارش
0 | 0
fiddle about١٥:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤وقت خود را بیهوده هدر دادنگزارش
0 | 0
stack up١٦:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤در یک ردیف قرار دادن یا قرار گرفتنگزارش
2 | 0
fiddle around١٥:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٤وقت خود را بیهوده هدر دادنگزارش
2 | 0
quote١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨برآورد هزینه ها ( عمدتا جهت ساخت و ساز و تعمیرات ساختمان )گزارش
9 | 1
be unpopular with١٧:٥٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦مورد استقبال قرار نگرفتنگزارش
0 | 0
subtle١٥:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦زیرکانهگزارش
5 | 0
oriented١٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤منطبق بر , . . . محور ( مثلا صادرات محور )گزارش
2 | 0
be in awe of somebody١٤:١٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣تحسین کردن و احترام گذاشتن به کسی ( به خاطر حساب بردن از او )گزارش
0 | 0
high fidelity١٤:٠٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣با کیفیت بالاگزارش
5 | 0
prescribed١٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣تعیین شده, مشخص شدهگزارش
2 | 0
take into account٢٠:٢٩ - ١٤٠٠/٠٤/١٩در نظر گرفتن, مد نظر قرار دادنگزارش
2 | 0
withdrawal٠٢:٢٧ - ١٤٠٠/٠٤/١٨حذف کردن یا پایان دادن ( مثلا تحریم ها, امتیازات و یا کمک ها ) withdrawal of government aidگزارش
9 | 0
sanitation١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/١٧دفع مواد زائد و آلودهگزارش
2 | 1
draw a blank١٦:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٧بی نتیجه ماندن, نتیجه نداشتن, به جواب نرسیدنگزارش
2 | 0
cut off١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٧از دسترس خارج بودن, سخت بودن امکان دسترسیگزارش
5 | 0
ingenuity٢٢:٤٨ - ١٤٠٠/٠٤/١١خلاقیت گزارش
7 | 0
flock٢٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٤/١١هجوم بردن, سرازیر شدنگزارش
5 | 0
churn١٩:٥٩ - ١٤٠٠/٠٤/١١دل آشوب بودنگزارش
5 | 1
trampolining١٦:١١ - ١٤٠٠/٠٤/١١ورزشِ بالا و پایین پریدن روی یک تشک مخصوصگزارش
2 | 0
retractable١٥:٥٦ - ١٤٠٠/٠٤/١١دارای قابلیت جمع شدن به سمت داخل ( مثل دسته ی چاقوی ضامن دار, پنجه ی گربه و یا سقف ورزشگاه ها و. . . )گزارش
9 | 0