Amirhosein farrokhzad

Amirhosein farrokhzad Law student

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



consumer credit act١٨:٤١ - ١٤٠٠/١٠/١٨قانون اعتبارات اعطایی به مصرف کنندگان ( حقوق انگلستان )گزارش
7 | 1
certainty١٧:١٦ - ١٤٠٠/١٠/١٨ثباتگزارش
9 | 1
adversely affected١٦:٤٧ - ١٤٠٠/١٠/١٨زیان دیدهگزارش
14 | 1
equitable estoppel١٥:٢٤ - ١٤٠٠/١٠/١٨ممنوعیت منصفانه طرح دعویگزارش
7 | 1
bring into question١٢:٥٣ - ١٤٠٠/١٠/١٨تردید ایجاد کردن ، به شک انداختنگزارش
7 | 1
inevitably١٢:٠٤ - ١٤٠٠/١٠/١٨لاجرمگزارش
14 | 1
discharge١١:٢٤ - ١٤٠٠/١٠/١٨ایفای دینگزارش
9 | 1
on the day١٠:٥٢ - ١٤٠٠/١٠/١٨در موعد پرداختگزارش
5 | 1
adequacy٢١:٣١ - ١٤٠٠/١٠/١٧تناسب ، هماهنگیگزارش
7 | 1
vexatious٢١:٢١ - ١٤٠٠/١٠/١٧ساختگی و آزار دهنده ( جفتشون با هم )گزارش
2 | 1
caveat١٩:٥٠ - ١٤٠٠/١٠/١٧a warning that something may not be completely true , effective etc اخطار ( به مواظب بودن )گزارش
2 | 1
bargain١٧:١٠ - ١٤٠٠/١٠/١٧عقد معوض ، معامله ( حقوقی )گزارش
7 | 1
come before١٣:٢٢ - ١٤٠٠/١٠/١٧مطرح کردن ( مخصوصاً در دادگاه و . . . )گزارش
5 | 1
line٢٢:٤٢ - ١٤٠٠/١٠/١٦مکالمه ( تلفنی )گزارش
5 | 1
whilst٢٢:٠٢ - ١٤٠٠/١٠/١٦حین. . . ، به هنگام . . .گزارش
7 | 1
reflect٢١:٤٩ - ١٤٠٠/١٠/١٦To think carefully about somethingگزارش
7 | 1
hm land registry١١:٤٤ - ١٤٠٠/١٠/١٥یک بخش غیروزارتی دولت بریتانیا است که در سال 1862 برای ثبت مالکیت زمین و املاک در انگلستان و ولز ایجاد شدگزارش
14 | 1
indenture٠٠:٤٨ - ١٤٠٠/١٠/١٠سند چند نسخه ای در مواردی که معامله دو یا چند طرف داشته باشد، بعضاً به سند این معامله ، سند چند نسخه ای می گویند ( حقوق انگلستان )گزارش
16 | 1
paper wafer٠٠:٤١ - ١٤٠٠/١٠/١٠برچسب کاغذیگزارش
7 | 1
constructively٠٠:٣٨ - ١٤٠٠/١٠/١٠به طور ضمنیگزارش
9 | 1
specialty contract٠٠:٣٤ - ١٤٠٠/١٠/١٠قرارداد رسمیگزارش
7 | 1
contracts of record٠٠:٣٣ - ١٤٠٠/١٠/١٠قرارداد های ثبت شدهگزارش
7 | 1
evidence in writing٠٠:٣٠ - ١٤٠٠/١٠/١٠سند کتبیگزارش
9 | 1
consensus ad idem٠٠:١٨ - ١٤٠٠/١٠/١٠توافق بر موضوع معینگزارش
9 | 1
لحوق١٠:٢٢ - ١٤٠٠/١٠/٠٩مؤخر بودنگزارش
16 | 1
لحوق تصرف خوانده١٠:٢٢ - ١٤٠٠/١٠/٠٩مؤخر بودن تصرف خواندهگزارش
16 | 1
امانی١٠:١٦ - ١٤٠٠/١٠/٠٩به امانت گذاشته شدهگزارش
9 | 1
ترتب٠٩:٤٥ - ١٤٠٠/١٠/٠٩به وقوع پیوستن ، حاصل شدن ، مستقر شدنگزارش
21 | 0
من حیث هو١١:١٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٨در این مورد ، به این خاطر ، از این روگزارش
23 | 1
قهقرایی١٧:١٦ - ١٤٠٠/٠٨/١٧عطف به ما سبق شدنگزارش
39 | 1
dig٠٤:٣٣ - ١٤٠٠/٠٧/٢٨بیل زدنگزارش
5 | 1
term١٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٧/٢٧شرط ، دوره ، مدت ، اصطلاح ، نامیدن ، مفاد ( حقوقی )گزارش
9 | 0
make subject to a condition١٧:٤٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٣منوط بودن به ، مشروط کردنگزارش
5 | 0
enter into٠٧:١٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٣قرارداد بستنگزارش
7 | 0
لدی الاقتضاء٢١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٢در صورت لزومگزارش
9 | 0
مباشرت٠٦:٣٧ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠مستقیم و بدون واسطهگزارش
21 | 0
مباشر٠٦:٣٥ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠فاعل و انجام دهنده کاری به طور مستقیم و بدون واسطه ؛ که در مقابل آن مسبب قرار داردگزارش
12 | 0
اجرت المسمی٠٩:٠١ - ١٤٠٠/٠٣/٢١یعنی اجرتی که در قرارداد میزان آن مشخص شده که در عقد اجاره به آن ، اجاره بها گفته می شود.گزارش
30 | 0
منافع مستوفات٠٨:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢١منافع استفاده شدهگزارش
9 | 0
تفویت منفعت٠٨:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢١از بین رفتن منفعتگزارش
28 | 1
اجل٠٧:٥٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢١- گاه ، هنگام ، زمان ، وقت. - نهایت مدت برای ادای قرض ( از نظر حقوقی )گزارش
9 | 1
منافی٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٠١نفی کننده، نیست کننده، ضد و مخالفگزارش
9 | 0
حفیره٢٠:٠١ - ١٣٩٩/١٢/٠١- گودال، مغاک - قبر، گور گزارش
9 | 0
تکوینی١٢:٣٤ - ١٣٩٩/١١/٢٠فطریگزارش
138 | 3
make money٢٠:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٠٢پول درآوردن - کسب درآمد کردن Banks make money on credit cards by charging interest بانک ها با گرفتن سود ، از کارت های اعتباری درآمد کسب می کنند.گزارش
32 | 0
move in٢١:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٩نقل مکان کردنگزارش
23 | 4
in alphabetical order١٦:٥٢ - ١٣٩٩/١٠/١٧به ترتیب حروف الفباگزارش
12 | 0
runaway inflation١٦:١١ - ١٣٩٩/١٠/١٧تورم خارج از کنترل - تورم مهار نشدنیگزارش
12 | 0
line up١٣:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/١٧Formed a lineگزارش
9 | 0
fun loving٢٠:٤٨ - ١٣٩٩/١٠/١٦دوست داشتنی گزارش
9 | 1