Amirhosein farrokhzad

Amirhosein farrokhzad

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



لدی الاقتضاء٢١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٢در صورت لزومگزارش
0 | 0
مباشرت٠٦:٣٧ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠مستقیم و بدون واسطهگزارش
5 | 0
مباشر٠٦:٣٥ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠فاعل و انجام دهنده کاری به طور مستقیم و بدون واسطه ؛ که در مقابل آن مسبب قرار داردگزارش
5 | 0
اجرت المسمی٠٩:٠١ - ١٤٠٠/٠٣/٢١یعنی اجرتی که در قرارداد میزان آن مشخص شده که در عقد اجاره به آن ، اجاره بها گفته می شود.گزارش
5 | 0
منافع مستوفات٠٨:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢١منافع استفاده شدهگزارش
0 | 0
تفویت منفعت٠٨:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢١از بین رفتن منفعتگزارش
5 | 0
اجل٠٧:٥٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢١- گاه ، هنگام ، زمان ، وقت. - نهایت مدت برای ادای قرض ( از نظر حقوقی )گزارش
0 | 0
منافی٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٠١نفی کننده، نیست کننده، ضد و مخالفگزارش
0 | 0
حفیره٢٠:٠١ - ١٣٩٩/١٢/٠١- گودال، مغاک - قبر، گور گزارش
0 | 0
تکوینی١٢:٣٤ - ١٣٩٩/١١/٢٠فطریگزارش
37 | 1
make money٢٠:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٠٢پول درآوردن - کسب درآمد کردن Banks make money on credit cards by charging interest بانک ها با گرفتن سود ، از کارت های اعتباری درآمد کسب می کنند.گزارش
9 | 0
move in٢١:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٩نقل مکان کردنگزارش
12 | 3
in alphabetical order١٦:٥٢ - ١٣٩٩/١٠/١٧به ترتیب حروف الفباگزارش
7 | 0
runaway inflation١٦:١١ - ١٣٩٩/١٠/١٧تورم خارج از کنترل - تورم مهار نشدنیگزارش
2 | 0
line up١٣:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/١٧Formed a lineگزارش
5 | 0
fun loving٢٠:٤٨ - ١٣٩٩/١٠/١٦دوست داشتنی گزارش
2 | 1
get to١٤:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/١٦وادار کردن - سوق دادن ?How do companies get people to buy their products چگونه شرکت ها مردم را وادار به خرید محصولاتشان می کنند؟گزارش
2 | 0
هدم٠٩:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/١٣خراب کردن - ویران کردن خرابی - ویرانیگزارش
2 | 0
high frequency١٩:١٨ - ١٣٩٩/١٠/١٢پر کاربرد For example: High frequency words کلمات پر کاربردگزارش
7 | 0
mean look١٢:٠٧ - ١٣٩٩/١٠/١٢نگاه بد - چپ چپ نگاه کردنگزارش
5 | 0
unwelcome١١:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/١٢عدم استقبال - ناخوشایندگزارش
5 | 0
insulted١٠:٠٢ - ١٣٩٩/١٠/١٢توهین آمیز For example: "Get out now!, " she said loudly, very . annoyed and insulted او با صدای بلند ، بسیار آزرده دهنده و توهین آمیز گفت:همین الا ... گزارش
2 | 1
gesture١٦:٠١ - ١٣٩٩/١٠/١١اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن Movements of the hands or headگزارش
21 | 0
object٠٩:١٦ - ١٣٩٩/١٠/١١شییء - مقصود - مفعول - مخالفت کردنگزارش
5 | 0
walled٠٩:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/١١محصور - دیوار کشی شدهگزارش
2 | 0
identical٢٠:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٩یکسان - همسان - یکجورگزارش
12 | 0
for sure١٥:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٩Certainly مطمئناًگزارش
5 | 0
مشاع٢٠:١٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٧هر مالی که بین دو یا چند نفر مشترک باشد - قسمت نشدهگزارش
5 | 0
framing٠٨:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٦کادر بندیگزارش
5 | 0
blow apart١١:٠٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٤از هم جدا شدن - منفجر شدنگزارش
5 | 0
put back١٨:٣٥ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤روی هم سوار کردنگزارش
7 | 0
fold up١٨:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤تا شدن ، جمع شدنگزارش
5 | 0
spoil١٨:٤١ - ١٣٩٩/٠٩/٢١غنیمت - غارت کردن - رو دادن - لوس کردن گزارش
14 | 0
homesick١٤:٠٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢١دلتنگی - غربت گزارش
5 | 0
property٠٩:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/٢١مال - دارایی - خاصیت - ویژگیگزارش
12 | 1
extreme weather٠٨:٤٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢١آب و هوای خشن - آب و هوای غیر معمولگزارش
23 | 0
glazed٠٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٩/٢٠لعاب دارگزارش
7 | 0
fill in٠٨:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٠پر کردن - تکمیل کردن - جایگزین کردنگزارش
2 | 0
well structured٠٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٥خوش ساختگزارش
2 | 0
computing cloud٠٨:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٥ابر محاسباتیگزارش
2 | 0
monitor٠٨:٣٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٥کنترل کردن - صفحه نمایش ( کامپیوتر )گزارش
0 | 0
involved٠٨:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٥شامل . . . بودنگزارش
9 | 1
skim٠٧:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٥سطحی خواندن گزارش
18 | 1
contributed٢٢:٤١ - ١٣٩٩/٠٩/١٤مشارکت داشتن - سهیم بودنگزارش
9 | 1
texting٢٠:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٤ارسال پیام کوتاهگزارش
7 | 0
newsgroup٢٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/١٤گروه خبریگزارش
7 | 0
content١٩:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٤محتوا، مطلبگزارش
14 | 1
arrangement١٩:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/١٤نظم، ترتیب، چیدمان گزارش
14 | 1
sorority house١٦:١٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٤کلوب نسوانگزارش
2 | 0
even so١٦:١٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٤با این حال گزارش
7 | 0