علی ولایی

علی ولایی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



pass on١٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٧/٢٣انتقال دادنگزارش
2 | 0
realize١٩:٠٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٨آگاه بودن از چیزیگزارش
0 | 0
ties١٤:٤٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥وابستگیگزارش
2 | 0
raved١٩:٤٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠١تحسین کردن مثال: General taylor raved about the ingenious ambush he planned ژنرال تیلور کمین مبتکرانه ای را که طرح ریزی کرده بود تحسین کرد.گزارش
5 | 0
swearing١١:٥١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣فحش دادن. قسم خوردنگزارش
7 | 0
refused١١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٥امتناع ورزیدن. قبول نکردن. رد کردنگزارش
5 | 0
call to١٠:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٥دعوت کردن. فرا خواندن مثال: call to a fight به مبارزه طلبیدن.گزارش
7 | 0
observant١٦:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٢ناظر. مراقبگزارش
18 | 0
proud١٥:٣٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٢افتخار کردن به چیزیگزارش
23 | 0
spent١٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/١١صرف کردن. خرج کردنگزارش
18 | 0
called١٥:٥٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩خواهان چیزی بودن. نامیدنگزارش
28 | 0
storing١٥:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩حفظ کردن. ذخیره کردنگزارش
37 | 0
kept١٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨ادامه دادن کاری یا امری. پیوسته انجام دادن کارگزارش
30 | 0
seeking١٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧در جستجوی چیزی بودنگزارش
28 | 0
manner١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥ادب. نحوه برخوردگزارش
28 | 0
violent٠٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠١آدم شرورگزارش
28 | 0
make a wish٠٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠تفکر به آرزو. ایجاد رویاگزارش
39 | 0
make room٠٨:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠ایجاد فضاگزارش
25 | 0
owned٢٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩تعلق داشتن به کسیگزارش
37 | 0
owned٢٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩صاحب چیزی بودنگزارش
41 | 0
divers١٧:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٩غواصگزارش
37 | 1
cheating١٥:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦فریب دادن. تقلب کردنگزارش
51 | 0
mislead١٧:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥فریب دادن. گمراه کردنگزارش
39 | 0
move off١٦:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣ترک کردن.گزارش
41 | 0
missed٢١:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢توجه نکردن the detective missed کاراگاه توجه نکردـگزارش
60 | 1
hiring٠٢:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢١استخدام کردن. ثبت نام کردنگزارش
51 | 0
featured٠١:٣٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢١نمایش دادنگزارش
53 | 0
incredible١٦:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٥لاعلاج مثال: but suppose you are dying from an incredible illness now. اما تصور کنید الان دارید بخاطر بیماری لاعلاجی از بین میروید.گزارش
53 | 0
treated١٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٤نحوه رفتار کردنگزارش
53 | 0
ruined١٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٢از بین بردن. خراب کردن. شهرت از دست رفتهگزارش
55 | 0
figuring٠٧:٤٣ - ١٤٠٠/٠٤/٣١محاسبه قیمت. قیمت گذاریگزارش
69 | 0
quarrel١٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨بحث کردن. اختلاف نظرگزارش
55 | 0
fenestration١٥:٥١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤کلمه fenestration در پزشکی به معنی پنجره است. و به نواحی ای گفته میشود که دو دیواره ی سلول آندوتلیال به هم میرسند و در وسط آنها حفره ای ایجاد میشود ... گزارش
64 | 0
caveolin١٥:٤٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤قارچ مانندگزارش
46 | 1
microcirculation١٥:٢٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤میکروسیرکولیشن به جایی گفته میشود که مویرگ واقعی داریم و از طرف شریانی مویرگ تا انتهای وریدی مویرگ برای ما اهمیت دارد.گزارش
57 | 0
frightening١٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣وحشتناک. شوم. پلیدگزارش
39 | 1
dishonest١٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣متقلب. شرور. پستگزارش
62 | 0
planning١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣اراده کردن؛ قصد داشتن. برنامه داشتن برای انجام کاریگزارش
48 | 1
کانستراکشن٠٣:١٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣در علم پزشکی به معنای بهبود بازگشت خون از وریدهای ( سیاهرگ های ) بافت ها به دهلیز راست قلب است.گزارش
44 | 0
found٠١:١٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣متوجه شدن به عنوان مثال: Maxine found that it had become numb ماکسین متوجه شد که دستش بی حس شده است. گزارش
53 | 0
found٠١:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣متوجه شدنگزارش
53 | 0
lean back٠١:١٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣استراحت کردن. خوابیدن. لم دادنگزارش
46 | 1
slum٠٠:٠٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣پایین شهر. فقیر نشین. حلبی آبادگزارش
57 | 0
cardiovascular١٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢١هنگامی که در سیستول خون رانده میشود بخشی از انرژی خود را به دیواره ارتجاعی عروق میدهد. و گردش خون مداوم است اما پمپ خون به صورت متناوب میباشد و به آن ... گزارش
60 | 0
anemia١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠کاهش مقدار هماتوکریت بدن نسبت به حالت عادی. کمی خونی ـگزارش
53 | 0
polycythemia١٣:٥٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٠پرخونی. افزایش هماتوکریت. ازدیاد یاخته های خونیگزارش
76 | 0
planing٢٢:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/١٧قصد داشتن. اراده کردنگزارش
53 | 0