پیشنهادهای علی قنبریان (٢٧٤)
خوراک سرا، خوراک گاه، خورکده
اگر نشانگر نمایشگاه هنری باشد: هنرکده اگر منظور جایی که فرتور می گیریم: فرتورکده
نگارخانه
خنزش سازی
راه کنش در نظامی شگرد در روزمره
روش، ترفند راه
میاوش از میاویدن
میاوچرخه از میاو به افزونه چرخه مانند دوچرخه میاو از بن واژه میاویدن به معنای حرکت کردن و چرخیدن
ساخت دوم شخص مفرد از بن واژه میاویدن به معنای حرکت کردن
نبشت افزار
نبشت کار
در شیمی خنزش سازی در روان شناسی روان خنزگی
خنزشسازی واکنش ( در شیمی ) روان خنزگی ( در روان شناسی )
اگر منظور کار یک دستگاه یا پدیده باشد ساز و کار اگر نگاه فلسفی باشد می گوییم سازکرد گرایی مانند دکارت دیدگاه های سازکردگرایانه داشت
افباشتن: شارژ کردن افباشت گر: شارژر
افباشتن افباشتگر
مکانیسم کارکرد مکانیکی یک دستگاه را می گویند که در فارسی می توان سازوکار، سازکرد، ساختکرد را به کار برد
به راستی باید یک برابر نهاد. نیک برای آن گزید
گرماپویاشناسی
روان شناسی
افماندن
هاختن فعلی رایج در اشعار ناصر خسرو و کهن که معنای راهنمودن و راهنمایی کردن است و بن کنون آن هاز است و می توان از هازپیما برای جت استفاده کرد
هاختن فعلی رایج در اشعار ناصر خسرو و کهن که معنای راهنمودن و راهنمایی کردن است و بن کنون آن هاز است و می توان از هازپیما برای جت استفاده کرد
تلمبه
در واژه به معنای آزادی خواهی ولی در عمل نظام برده داری نوین
سرمایه داری
رایاافزار
برابر پارسی واژه intentionality است که مصدری مرکب است که بهتر است از مصدر افماشتن یعنی مصدر اصلی است استفاده کنیم
برابر فارسی واژه intentionality است که البته فعلی مرکب است که بهتر است از مصدر افماشتن که مصدر اصلی است بهره بریم به راستی افماندن مصدری ساده به معنا ...
شاخه ای از سبک های نگارگری که تلاش می کند عمه چیز را وقعی بنمایاند ولی در آن وهمار و نانمش و خطای حسی به کار برد
برابر پارسی واژه Intentionality یا قصدیت یا حیث التفاتی
خطای دیداری که واژه نانمشیدن در پارسی برای آن است و در کاربرد علمی می شود: نانَمِش
اصلاحیه برابرواژه: Intentionality ❌ حیث التفاتی ❌ آپرنگ❌ اَفمانش، افمانمندی✅ Intentionalte: افماندن ✅
اصلاحیه برابرواژه: Intentionality ❌ حیث التفاتی ❌ آپرنگ❌ اَفمانش، افمانمندی✅ Intentionalte: افماندن ✅
اصلاحیه برابرواژه: Intentionality ❌ حیث التفاتی ❌ آپرنگ❌ اَفمانش، افمانمندی✅ Intentionalte: افماندن ✅
اصلاحیه برابرواژه: Intentionality ❌ حیث التفاتی ❌ آپرنگ❌ اَفمانش، افمانمندی✅ Intentionalte: افماندن ✅
افمانش، افمندی از مصدر افمندن با اَ به معنای توجه به چیزی کردن در عین قصدیت
آناکاوی، واکاوش
واواکش
واژه ای پارسی به معنای گمان و پندار نادرست است و برابر واژه illusion است که در انسان شناسی کاربرد دارد وهمیدن: پندار نادرست کردن Illusion: وهمش، وهمار
هراسش، هراسندگی
هیپنوتیزم: غنودگری هیپنوتیست: غنودگر هیپنوتیزد: غنوده، غنودگشته هیپنوتراپی: غنود درمانی هیپنوتایز: غنودگی
خواب تاخت
موم وارگی
چوب وارگی
خمودگی
در پارسی پسوند ژه را داریم که برای کوچکی و تصویر به کار می رود و نشان دهنده جز و بنیاد است مانند نایژه پس داریم: الکترون: رخشژه نوترون: نتارژه پروتون ...