برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی قنبری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 بسیار عالی.👌👍 ١٣٩٩/١٢/١٧
|

2 سفله به معنای بدسرشت-فرومایه است. ١٣٩٩/١٢/١٠
|

3 سلوک به معنای روش-رفتار-کردار.

مسلک به معنای روش-طریق
١٣٩٩/١٢/٠٦
|

4 چه کنم با که توان گفت که او در کنار من و من مهجورم

این بیت مربوط به خدا است.
١٣٩٩/١٢/٠٦
|

5 دارِ مُلک به معنای پایتخت و یا سرزمین است. ١٣٩٩/١٢/٠٥
|

6 ثواب به معنای: پاداش-اجر-کار خوب و پسندیده.

صواب به معنای: درست -پسندیده-مصلحت.
١٣٩٩/١٢/٠٤
|

7 اکراه در فارسی به معنای ناخوشایند بودن یا ناخوشایند داشتن امری.

اما در عربی به معنای اجبار است.
میگن به اکراه و اجبار.👍
١٣٩٩/١٢/٠٤
|

8 انکار کننده.
زشت و ناپسند.
١٣٩٩/١٢/٠٢
|

9 فرخ در زبان عربی به معنای جوجه است.
فراخ جمع آن است.
١٣٩٩/١١/٢٧
|

10 تتمه به معنای باقی مانده هر چیزی است.
مثلا تتمه مال،،یعنی باقی مانده ی پول یا ثروت.
١٣٩٩/١١/٢٧
|

11 تضرع به معنای:زاری کردن یا التماس کردن است. ١٣٩٩/١١/٢٧
|

12 دوال به معنای چرم و پوست است.
یک دوال،،به معنای:یک لایه یا یک پاره است.
١٣٩٩/١١/٢٧
|

13 اطبّا جمعِ طبیب است،،و به معنای پزشکان یا همان طبیبان است. ١٣٩٩/١١/٢٧
|

14 راغ به معنای،،صحرا-دامنه کوه است. ١٣٩٩/١١/٢٧
|

15 به معنای:نیاز-ضرورت.
مثال:دربایست نیست،،،یعنی نیازی نیست.
١٣٩٩/١١/٢٧
|

16 به معنای《 سریع》 میشود. ١٣٩٩/١١/٢٧
|

17 امضا کردن فرمان-مهر کردن نامه و فرمان
نامه توقیعی،،به معنای،،نامه ی امضا شده یا مهر شده.
١٣٩٩/١١/٢٧
|

18 مجروح-خسته. ١٣٩٩/١١/٢٧
|

19 پنهان-نهان از چشم.
متضاد آشکار.
١٣٩٩/١١/٢٧
|

20 لغت مهم که به ظاهر فکر میکنیم جمع هست.
اما در واقع مفرد هست و به معنای:انگشت و سرانگشت است.
دقت شود،،،انگشتان نیست.
١٣٩٩/١١/٢٦
|

21 بازگشت به سوی خدا-توبه-پشیمانی ١٣٩٩/١١/٢٦
|

22 زیان و گزند. ١٣٩٩/١١/٢٦
|

23 خوار-زبون-اندوهگین ١٣٩٩/١١/٢٦
|

24 خوار و زبون ١٣٩٩/١١/٢٦
|

25 شاخه ای از دریا-زمین پست.
به معنای خورشید هم هست.
١٣٩٩/١١/٢٦
|

26 خوب رویی-زیبایی و سفیدی پوست ١٣٩٩/١١/٢٦
|

27 مشتبه،،به معنای اشتباه کننده یا دچار اشتباه هست.
مشتبه شدن،،میشه به اشتباه افتادن.
در کنکور سراسری ریاضی ۹۹ تست بوده است.
شِبه،،،به معنای مث ...
١٣٩٩/١١/٢٥
|

28 در زبان فارسی به معنای 《توجه》 است.
در زبان عربی به معنای 《روی برگرداندن》 است.
١٣٩٩/١١/٢٤
|

29 ستایش
سپاس
١٣٩٩/١١/٢٤
|

30 اعتماد کردن
اطمینان کردن
١٣٩٩/١١/٢٤
|

31 بی قید و شرط ١٣٩٩/١١/٢٢
|

32 ورطه در زبان فارسی به معنای:مهلکه-هلاکت-زمین پست-خطر و دشواری است. ١٣٩٩/١١/٢٠
|