علی اسماعیل وندی

علی اسماعیل وندی من علی اسماعیل وندی متولد25/10/77 ، رتبه ی برتر کنکور ریاضی، دانشجوی مهندسی برق دانشگاه صنعتی اصفهان هستم وعاشق سریال Friendsوزبان انگلیسی ام.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



call on the carpet٠٢:٢٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٤توبیخ کردنگزارش
14 | 1
blow the whistle١٤:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠٩کسی/چیزی را لودادنگزارش
18 | 1
mastermind١٣:١٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠٩مغزمتفکر عقل کل پیشگام سلسله جنبانگزارش
14 | 0
wait on٠١:٥٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨سرویس دادن ( دررستوران )گزارش
25 | 0
think up٠٢:١٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧ازخود درآوردن ( چیزی مثل بهانه )گزارش
28 | 1
glue sniffer٠١:٢٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠٥کسی که از راه بینی ازطریق گازی مخصوص نعشه میکندگزارش
7 | 0
ring a bell٠١:١٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٥کسی رو یادچیزی ( کسی ) انداختنگزارش
14 | 1
fella١٧:٤٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤یارو guyگزارش
32 | 0
lighten up١٤:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤نرم تر شدن ( اخلاقی ) آسون تر گرفتنگزارش
16 | 1
open a can of worms٠٢:٢٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤آب درلانه مورچه هاگرفتن فاجعه به بارآوردن موقعیتی که دردسرهای خیلی زیادی درپی دارهگزارش
23 | 1
give the benefit of the doubt٢١:١٠ - ١٣٩٨/٠٦/٠٣باوجود شک به کسی اعتمادکردن نسبت به کسی خوشبین بودنگزارش
18 | 0
strong minded١٨:٤٤ - ١٣٩٨/٠٦/٠٣یک دنده مصمم پراراده گزارش
2 | 0
strong willed١٨:٤٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠٣یک دنده مصمم پرارادهگزارش
16 | 0
be the straw that broke the camels back٠١:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠٣کاسه صبر کسی لبریز شدن طاق شدن طاقت کسیگزارش
5 | 0
send out١٩:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢پخش کردن انتشار دادنگزارش
12 | 1
at a total loss٠٣:٥٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢ندانستن بی اطلاعیگزارش
2 | 0
put a dollar in the jar١٦:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠١عصبانی شدن فریاد زدنگزارش
9 | 1
see about١٩:٤٨ - ١٣٩٨/٠٥/٣١بررسی کردن توجه کردنگزارش
7 | 0
run over١٨:٣٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣١لبریز شدن کسی را با وسیله نقلیه زیر گرفتن بیشتر از حد معین طول کشیدنگزارش
67 | 1
crack٠٠:٠٢ - ١٣٩٨/٠٥/٣١تضعیف کردنگزارش
14 | 1
fill someone's shoes١٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣٠جا کسی را گرفتنگزارش
9 | 1
have a bone to pick with someone٠٤:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/٣٠با کسی بحث داشتن ازکسی دلخوری داشتن ازکسی گله داشتنگزارش
18 | 0
go with٠١:٥١ - ١٣٩٨/٠٥/٣٠1 - با دوست دختر قرار داشتن 2 - ست شدن، به هم آمدن ( لباس ، رنگ و. . . ) 3 - هم نشینی کردنگزارش
21 | 1
call it a quits١٩:٣٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٩دست از کار کشیدن ( منظور از کار هرنوع فعالیتی است که در حال انجام هستید )گزارش
0 | 0
slide out١٧:٠٨ - ١٣٩٨/٠٥/٢٩بیرون خزیدنگزارش
7 | 0
take in٢٣:١٨ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣به کسی جا برای زندگی ( ماندن ) دادن کسی را فریب دادنگزارش
64 | 1
hard ass١٩:٥١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣آدم زمخت آدم غیرقابل انعطافگزارش
5 | 0
for real١٦:٢٢ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣جدی واقعی گزارش
21 | 1
leave something to somebody١٥:٢١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣چیزی را به کسی سپردنگزارش
18 | 0
pinon١٩:٠٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠کسی را متهم کردن گناه را گردن کسی انداختنگزارش
7 | 0
hookup١٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٠کمک کردن ( درتهیه وسایل موردنیاز )گزارش
51 | 1
make ends meet١٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٨پول کافی برای خریدن حداقل مایحتاج زندگی بخور ونمیر زندگی کردنگزارش
55 | 2
drop off١٨:٠٢ - ١٣٩٨/٠٥/١٦به خواب رفتن//زمین گذاشتن چیزیگزارش
2 | 1
a bit much٠٥:٠١ - ١٣٩٨/٠٥/١٤آزاردهندهگزارش
5 | 1
over١٨:٤١ - ١٣٩٨/٠٥/٠٥تمام کردن یا شدنگزارش
25 | 1
cheer up١٦:٥٦ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢دلداری دادن کم کردن ناراحتی شخصگزارش
16 | 1
salazite١٦:٥٤ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢نمک دارکردن ( شدن )گزارش
0 | 0
wrong with sth٠٢:٤٦ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢با چیزی مشکل داشتنگزارش
7 | 0
salizitation٠٢:٤٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢شورشدهگزارش
0 | 0
fuck off٠٢:٤٢ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢مترادف Can it Beat it get away from here گزارش
32 | 4
غرب امریکا٠٢:٣٨ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢western usگزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



keep out١٣:٠٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠١
• Please keep out of my room while I'm studying.
لطفا وقتی دارم مطالعه میکنم وارد اتاقم نشو.
21 | 1