برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

akamrahimi50@gmail.com

akamrahimi50@gmail.com

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

151 پیک (یه پیک مشروب) ١٣٩٩/٠٩/١١
|

152 فروشگاه، سوپر مارکت
در اصل اسم یه شرکت زنجیره ای سوپر مارکت هست.
١٣٩٩/٠٩/١٠
|

153 مواجه شدن رو باید به عنوان یکی از معنی های این کلمه اضافه کنید ١٣٩٩/٠٩/١٠
|

154 ورق
برای یک ورق قرص، به صورت BARS یا B.A.R.S
١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

155 عبارت To compliment
یعنی تکمیل کرد، کامل کردن،( یه چیزی رو با اضافه کردن چیز دیگه ای) تکمیل کردن.
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

156 اختیار از کف دادن ١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

157 موم پیکر، مجسمه هایی که از جنس موم هستند و خیلی طبیعی به نظر می رسند و در اندازه های مختلف برای سلبریتی ها و همچنین افراد عادی به صورت سفارشی ساخته م ... ١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

158 تلاش ١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

159 بازتاب روشن ١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

160 خوش دهن ١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

161 مزاحمت
١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

162 جا کلیدی ١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

163 دزدی
١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

164 قبول شدن ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

165 خانواده بزرگ ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

166 اصطلاحی دوستانه و محبوب برای اشاره به همجنسگرایان ١٣٩٩/٠٨/٢٧
|

167 بدون ترس ١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

168 He was no match
اون حریف نبود.
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

169 unsuspecting residents
ساکنین از خدا بی خبر
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

170 کپسول اکسیژن
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

171 طرفدار، تابع ١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

172 طرفدار، فالوور!!! ١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

173 توی مکالمه های کوچه بازاری به عنوان "گاز دادن" برای ماشین هم استفاده می شه
to speed away from a place in a car, on a motorcycle, etc
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

174 در ارتباط بودن
we should be involved with people
ما باید با مردم در ارتباط باشیم
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

175 وقتی دو نفر حرف می زنن و شخص سومی میگه
I should break it
به معنی مداخله (قطع مکالمه) می تونه بیاد
١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

176 مساوی، برابر ، هم ... ١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

177 عصبی، ناراحت، خشمگین، کفری، مست
حالا بعضی وقتا pissed به جای همون pissed off استفاده می شه.
١٣٩٩/٠٨/٢٣
|

178 این واژه به معنی دخل و خرج نیست! این واژه به معنی خرج کردنه!
معنی دخل و خرج میشه: Income and Expenses
١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

179 در حال خدمت، اعزام شده ١٣٩٩/٠٨/٢١
|

180 چوب خرد کردن، چوب شکستن ١٣٩٩/٠٨/٢١
|

181 هجی کردن معنی درسته، بخش کردن یه چیز کاملا متفاوته ١٣٩٩/٠٨/٢١
|

182 ناپسند، غیر اخلاقی ١٣٩٩/٠٨/٢٠
|

183 شهری در کالیفرنیا ١٣٩٩/٠٨/١٩
|

184 ول گشتن، سرک کشیدن، گشتن، جستجو کردن، به دنبال چیزی بودن ١٣٩٩/٠٨/١٩
|

185 تداخل ایجاد کردن ١٣٩٩/٠٨/١٦
|

186 اگه منظور نوشیدنی باشه، یخی، با یخ و یا تگری ١٣٩٩/٠٨/١٤
|

187 تگری، با یخ، یخی ١٣٩٩/٠٨/١٤
|

188 عذر موجه ١٣٩٩/٠٨/١٣
|

189 به معنی هوا هم میاد.
floating between tho continents
بین دو شرایط اب و هوایی شناور بودن
١٣٩٩/٠٨/١١
|

190 در مسابقاتی مانند برنده باش و میلیونر امریکا، به گزینه های کمک کننده مانند تماس با دوست، حذف دو گزینه، تغییر سوال و .. گفته میشه. ١٣٩٩/٠٨/٠٨
|

191 اشکال نداره ١٣٩٩/٠٨/٠٢
|

192 کِیفور شدن ١٣٩٩/٠٨/٠٢
|

193 اعمال کردن (هنگامی که جریان دادگاه باشه و قاضی بخواد رای یا نظرشو با در نظر گرفتن یه مبلغ، موقعیت یا یه همچین چیزی اعمال کنه) ١٣٩٩/٠٨/٠١
|

194 قوانین راهنمایی و رانندگی ١٣٩٩/٠٨/٠١
|

195 سرگرمی داداش، سردرگمی چه ربطی داره!؟
١٣٩٩/٠٧/٢٧
|

196 تصمیم! ١٣٩٩/٠٧/٢١
|

197 "اشاره کردن" هم می تونه به عنوان یکی از معنی های این واژه بیاد.
he acknowledgd me too when he was there
اون اونجا به (وجود یا خضور) من هم اشاره ...
١٣٩٩/٠٧/٢١
|

198 حقیقتا، از شوخی گذشته، بی شوخی ... ١٣٩٩/٠٧/١٩
|

199 شروع کاری ١٣٩٩/٠٤/١٠
|