akamrahimi50@gmail.com

akamrahimi50@gmail.com

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



assembly line٢١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥خط تولید Production line خط مونتاژ Assembly line منبع: ویکیپدیاگزارش
0 | 0
vine٢٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤یک کلیپ ویدئویی حلقه ای چند ثانیه ای که اغلب در رسانه های اجتماعی استفاده می شود. a looping video clip of a few seconds in duration frequently used ... گزارش
0 | 0
uni mastopexy١٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣لیفت کردن ممه با جراحی البته: mastopexy: لیفت پستان uni mastopexy: لیفت یکی از پستان هاگزارش
0 | 0
mastopexy١٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣جراحی بالا بردن سینه در زنانگزارش
0 | 0
breast augmentation١٩:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣عمل جراحی بزرگ کردن سینهگزارش
0 | 0
legit٢٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦واقعی، چیز با ارزشگزارش
0 | 0
repaint٢٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦نقاشی کردن مجددگزارش
0 | 0
thumbnail١٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦نشون دادن ( خیلی کم پیش میاد به این معنی باشه )گزارش
0 | 0
wash ashore٠٠:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦بواسطه امواج آمدن به لب ساحل چیزی که موج ها میارن لب ساحلگزارش
0 | 0
random٠٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٦دوستان وقتی میگه random women - random person - random guy و امثال این میتونین از "ناشناس" استفاده کنید. چون هدف از گفتن رندوم اینجا اینه که طرف رو ... گزارش
2 | 0
dremel٢٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥A hand - held rotary tool with various attachmentsگزارش
0 | 0
walkie talkie١٤:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥واکی تاکیگزارش
0 | 1
align٠٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥هم قدم شدن، خود را با کسی یا چیزی برابر دانستن، نخود هر آشی شدنگزارش
0 | 1
low key٠١:٤٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥نامحسوسگزارش
0 | 0
dine in٢٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤در رستوران غذا خوردن، فکر کنم معنیشو اشتباه نوشتین relating to or offering food that is eaten in the restaurant where it is ordered rather than being ... گزارش
0 | 0
medical facility٠٤:٠٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤مرکز درمانیگزارش
0 | 0
nerve agent٠٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤گاز اعصاب، گاز عصبی، عامل عصبی، عامل اعصابگزارش
0 | 0
break off٠١:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢remove something from a larger unit or whole جدا کردن، جدا شدن abruptly stop talking یهویی و غیر منتظره حرف رو قطع کردنگزارش
0 | 0
bitch ass٠٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠١one who likes to yell as if they are tough but when someone gets serious back at them they become a pussy. یکی که ادای آدمای با غیرت رو درمیاره، نمی ... گزارش
2 | 0
respectfully٢١:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨جسارت نباشهگزارش
0 | 1
wick١٩:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨wicked up to something به یه چیزی وصله ( مثل سیم، ریسمان یا . . . )گزارش
0 | 0
in the field٢٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧در میدان عملیات خیلی کم با این منظور میاد ولی ممکنه مورد استفاده باشه لطفا الکی دیسلایک نکنید. agent 47 in the field مامور 47 در میدان عملیات. . .گزارش
2 | 0
implicitness١٨:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧ضمنیتگزارش
0 | 0
fishing line١٦:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧نخ قلاب ماهیگیری، ریسمان قلاب ماهیگیری دوستان قلاب ماهیگیری یه چیز دیگست، اگه اون هوک سرش رو نداشته باشه، دیگه نمیشه بهش قلاب گفت و منظور همون نخ قلا ... گزارش
0 | 0
hearing١٥:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧جلسه بازپرسی، جلسه محاکمه، جلسه دادرسیگزارش
2 | 0
dump yard١٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧آشغال دونیگزارش
0 | 0
dumpyard١٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧آشغال دونیگزارش
0 | 0
abusive١٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٧سو استفاده گرانهگزارش
0 | 0
vacation٢٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦دوستانو که معنی مسافرت رو دیسلایک کردن اینو برام ترجمه کنند ?are you taking my brother on vacationگزارش
0 | 0
feis١٩:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦فستیوال موسیقی و رقص ایرلندی و اسکاتلندیگزارش
0 | 0
plus١٨:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦وقتی که منظور ساعت باشه، مثلا میگه seven hours plus یعنی اینکه هفت ساعت و خورده ایگزارش
0 | 1
hour plus١٨:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦نمیدونستم چطوری پیشنهادش کنم مثلا eight hours plus یعنی هشت ساعت و خورده ایگزارش
0 | 0
minute in١٨:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦بعد از . . . . دقیقهگزارش
0 | 0
bump into someone١٤:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦جلوی کسی سبز شدنگزارش
0 | 0
bump into somebody١٤:١٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦جلوی کسی سبز شدنگزارش
0 | 1
predispose١٩:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤اثر گذاری روی کسیگزارش
0 | 1
bald cap١٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٤کلاه طاس، برای میک آپ بازیگر ها ازش استفاده میشهگزارش
0 | 0
its ok٠٩:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣اگه دیدین ترجمه های بالا جواب نمیده، "آروم باش" همیشه جوابهگزارش
2 | 0
transmit٠٩:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣انتقال اطلاعاتگزارش
0 | 0
molka٠٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣دوربین مخفی ( واژه کره ای )گزارش
0 | 0
mocha٠٨:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣البته واژه مورد نظر من Molka هست ولی با mocha تلفظ مشابهی داره. یه واژه کره ای به معنی دوربین مخفی هستگزارش
0 | 0
mocha٠٨:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣موکا، نوع جدیدی از جرم سکسی که به واسطه تعبیه کردن میکرو دوربین های مخصوص جاسوسی در اماکن عمومی مانند هتل ها و . . . شهروندان عادی مورد سو استفاده قر ... گزارش
0 | 0
bring it in١٦:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٢بیا بغلمگزارش
5 | 0
dismissal٢١:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٥معافیت ( از پرداخت جریمه، هزینه و . . . ) معافیت به اون معنی نه ها!گزارش
0 | 0
nori٢١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٤در زبان ژاپنی به مجموع جلبک های دریایی خوراکی مانند انواع جلبک قرمز، جلبک سبز و سیانوباکتریا ( جلبک های سبزوآبی ) و فراورده های آنها گفته می شود. نور ... گزارش
0 | 0
a cut above١٩:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٤یه سر و گردن بالاتر، بهترگزارش
2 | 0
shingleback lizard١٩:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/١٣مارمولک ریگ پشتگزارش
2 | 0
it's ok٢٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٢اگه دیدین ترجمه های بالا جواب نمیده، "آروم باش" همیشه جوابهگزارش
2 | 0
stuff down١٩:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/١١چپاندنگزارش
5 | 0
sliced٠١:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/١١برش خوردهگزارش
0 | 0