اکبر ابراهیمی

اکبر ابراهیمی

فهرست جمله های ترجمه شده



leave٢٠:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• Her mother told her to put on her hat, but the child left it at home.
مادرش به او گفت تا کلاه خود را بپوشد، اما کودک آن را در خانه جا گذاشت.
16 | 1
leave٢٠:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• Leave the dishes in the sink; we'll wash them in the morning.
ضرفها در سینک ظرفشویی رها کن؛ ما آنها را صبح خواهیم شست.
7 | 1
leave٢٠:٠٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• Leave the chair in the corner; it looks good there.
صندلی را در گوشه قرار بده، در آنجا آن ( صندلی ) بهتر به نظر می رسد
12 | 1
leave٢٠:٠٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• The police officers left him to think about his decision.
افسرهای پلیس او را تنها گذاشتند تا به تصمیم خودش بیاندیشد.
12 | 1
leave٢٠:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• She's leaving London today and returning to New York.
او امروز لندن را ترک می کند و به نیویورک باز می گردد.
99 | 5
leave٢٠:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• He begged his wife not to leave him.
او به همسرش التماس کرد تا او را ترک نکند.
2 | 3
broadcast١٠:٥٣ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• Did you see last night's broadcast of the news?
آیا شما دیشب پخش اخبار را مشاهده کردید؟
9 | 1
broadcast١٠:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• We broadcast to a huge audience.
ما برای حجم عظیمی از مخاطبین پخش ( برنامه ) داریم.
14 | 1
broadcast١٠:٥١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• What frequency does the station broadcast on?
ایستگاه بر روی چه فرکانسی به روی پخش می رود.
9 | 2
broadcast١٠:٤٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• Don't broadcast what I've just told you over the whole school.
آن چیزی را که من فقط به شما گفتم را در کل مدرسه جار نزنید.
23 | 2
broadcast١٠:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• The show will be broadcast live from Washington.
این نمایش به صورت زنده از واشنگتن پخش خواهد شد.
39 | 1
broadcast١٠:٤٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• The radio station broadcasts the news at seven o'clock.
ایستگاه رادیویی اخبار را در در ساعت هفت پخش می کند.
126 | 4
self made١٠:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
• a self-made millionaire
یک میلیونر خودساخته
12 | 1