ابوالفضل رضایی

ابوالفضل رضایی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



mommy١٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠١/٠٥بچه های لوس از این کلمه استفاده می کنن که می شه مامانی البته کسانی که با مامانشون خیلی صمیمین هم از این کلمه استفاده می کنن ( :گزارش
9 | 2
no longer١٨:٥٣ - ١٣٩٨/١٢/٠٣Youre no longer of our boss تو بیشتر از این رئیس ما نیستیگزارش
14 | 2
knockout١٨:٤١ - ١٣٩٨/١١/١٥Finisherگزارش
5 | 1
franchise١٩:٥٤ - ١٣٩٨/١١/٠٧Business=Franchiseگزارش
7 | 2
gaming١٠:٠٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٨ایرانی ها و خارجی ها بیشتر از گیمینگ به عنوان یک چیز مخصوص بازی یاد می کنن مثلا محصولات ریزر که مخصوص بازی کا به این جور چیز ها گیمینگ می گن و در گذش ... گزارش
12 | 1
cum١٦:٢٣ - ١٣٩٨/٠٩/١٦Cum = sperm = its a kind of liquid things that when we see a beautifull woman or when we wanna have a sex this liquid drop from penisگزارش
90 | 3
asshole١٥:٣٥ - ١٣٩٨/٠٩/١٣Asshole = anal = anusگزارش
23 | 7
shit٠٦:٥٩ - ١٣٩٨/٠٩/٠٧Shit = fecesگزارش
18 | 2
talkative٠٦:٥٤ - ١٣٩٨/٠٩/٠٧کسی که نمی تونه دهنش رو ببنده = حرافگزارش
14 | 1
sack of shit١٦:٣١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥یک کیسه آشغال ( ؟!. . )گزارش
2 | 0
side٠٦:٤٣ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥Im on your side من طرف شما هستم.گزارش
23 | 1
wanted١٩:٣٦ - ١٣٩٨/٠٩/٠٢Help wanted کمک خواستیم Help wanted کارگر استخدام می کنیمگزارش
14 | 1
die٢٢:٣١ - ١٣٩٨/٠٩/٠١Die is a verb چراغ عمر انسان خاموش شدن = مردنگزارش
12 | 1
humanity٢٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٩/٠١We fight for humanity! ما برای انساینت مبارزه می کنیمگزارش
2 | 0
unboxing١٧:١٥ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠باز کردن یک جعبهگزارش
80 | 1
book٢٠:٣١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤فقط به معنی کتاب و رزو کردن است و معانی دیگر ندارد گزارش
32 | 13
true٠٩:١٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤این کلمه معنی اصلیش درسا معنی می شه و واقعی نمی شه معنی کرد چون real می شه واقعیگزارش
18 | 3
benzin٠٩:١٦ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤Benzin = Gasolineگزارش
0 | 0
wreck it ralph١٩:٢٧ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣انیمیشن آمریکایی درباره ی بازی های آرکید که در ایترنت به اشتباه رالف خرابکار می گنگزارش
7 | 0
tie١٧:٢٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣Hands tied : دستان گره خوردهگزارش
23 | 1
live fast die young١٤:٥٢ - ١٣٩٨/٠٨/١٨زودی زندگی کن جوان می میریگزارش
7 | 0
get down١٦:١٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٤به عنوان سرت رو بدوزد هم معنی می شهگزارش
37 | 1
watch dogs٠٦:٤٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٣نام یک بازی open world و جنایی یوبیسافتگزارش
9 | 1
GTA٠٦:٣٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٣اتوموبیل دزدی بزرگ Grand = big بزرگ Theft = steal somthing دزدی Auto مخفف شده ی automobileگزارش
101 | 2
merryweather٠٦:٣٣ - ١٣٩٨/٠٨/١٣سازمان خصوصیه ی جنگی آمریکاگزارش
5 | 1
city١٧:٥٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٢The biggest city in the world is tokeyoگزارش
12 | 1
public١٩:٣٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٧public = not private public # privateگزارش
25 | 1
public place١٩:٣٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٧یک مکانی که هر کی اجازه داره که داخلش بشهگزارش
9 | 1
castle vania١٩:٢٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٧نام یک بازیگزارش
0 | 0
hitler١٦:٤١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠یک فرد وحشی و دیکتاتور که با این همه پست فترتیش خودکشی کردگزارش
12 | 4
donation٠٦:٤٨ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠نوعی سیستم که در استریم هستگزارش
2 | 1
min٠٦:٤٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠مخفف شده ی Minimum یا minute گزارش
9 | 0
max٠٦:٤٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠به عنوان نام مرد و سگ هم استفاده می شودگزارش
21 | 1
partner٠٦:٤٥ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠Life partner شریک زندگیگزارش
32 | 1
sacrifice١٧:٤٣ - ١٣٩٨/٠٧/١٩بخشیدن جانگزارش
9 | 1
glitch٢٠:٣٣ - ١٣٩٨/٠٧/١٨در بازی ها به عنوان ویروس که ازش می شه برای تقلب استفاده کرد معنی می کننگزارش
18 | 1
unity٢٠:٢٩ - ١٣٩٨/٠٧/١٨همبستگیگزارش
30 | 0
death٢٠:٢٨ - ١٣٩٨/٠٧/١٨یک جمله برای نمونه : Cause of death : Fall Down Of a Tower دلیل مرگ : پایین افتادن از یک برجگزارش
16 | 0
norway٢٠:٢١ - ١٣٩٨/٠٧/١٨نام یک کشور در قاره ی اروپا The name of a country in europe continentگزارش
12 | 1
manage٢٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٧/١٨واپایش کردنگزارش
5 | 2
manager٢٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٧/١٨واپایش گرگزارش
7 | 0
step back٢٠:٠٦ - ١٣٩٨/٠٧/١٨اگر بخوایم به صورت غیر کتابی و غیر رسمی ( خودمونی ) معنی کنیم عقب وایسا بهترهگزارش
18 | 2