برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

عباس محمدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 هنر دوست - طرفدار ١٣٩٧/١٢/١٢
|

52 طبق معمول، قابل انتظار ١٣٩٧/١١/٢٨
|

53 بدون توجه به ١٣٩٧/١١/٢٣
|

54 مختص آقایان ١٣٩٧/١١/٠٩
|

55 رعایت اقدامات احتیاطی ١٣٩٧/١١/٠٢
|

56 کناره گیری، استعفا ١٣٩٧/١١/٠٢
|

57 چیزیکه در حراجی فروخته می شود ١٣٩٧/١١/٠١
|

58 رو هم تا شدن ١٣٩٧/١٠/٢٥
|

59 phrasal verb with crease
خندیدن بسیار زیاد، خنداندن زیاد دیگران
١٣٩٧/١٠/٢٥
|

60 دست به دست شدن چیزی، برای مثال مهارت یا رسمی که نسل به نسل دست به دست شده است ١٣٩٧/١٠/١٧
|

61 غیر قابل تردید ١٣٩٧/١٠/١٦
|

62 تحریک آمیز، تحریک کننده ١٣٩٧/١٠/١٢
|

63 قاپیدن، برای مثال مشتری کسی را قاپیدن ١٣٩٧/١٠/١٢
|

64 کنار کشیدن ١٣٩٧/١٠/١١
|

65 آدم بیکار و تنبل ١٣٩٧/١٠/١٠
|

66 پذیرفته شده ١٣٩٧/١٠/١٠
|

67 به وجود آوردن - ایجاد کردن ١٣٩٧/١٠/٠٥
|

68 در صنعت کفش به معنای کفش ورنی است. ١٣٩٧/١٠/٠٤
|

69 استایل یا سبکی که می تواند ارتقا یابد ١٣٩٧/٠٩/٢٦
|

70 جیب بقل ١٣٩٧/٠٩/٢٥
|

71 (در صنعت چرم) = دباغی شده ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

72 دباغی شده ١٣٩٧/٠٩/٢٠
|

73 به روایتی ١٣٩٧/٠٩/١٢
|

74 زیر و بم چیزی را در آوردن ١٣٩٧/٠٩/١١
|

75 رها نشدن، باز نشدن (در موقع تا کردن پیراهن، لباس،...) ١٣٩٧/٠٨/٢٨
|

76 نکته کوچکی ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

77 از لحاظ تئوری ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

78 انجام دادن
she is happy to take care of this for her clients
١٣٩٧/٠٧/٣٠
|

79 اجداد ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|